1) در آغازگر اختصاصي، طول آغازگر 18 تا 30 نوکلئوتيد باشد.
2) حاوي تقريبا" تعداد يکساني از هر نوکلئوتيد باشد.
3) از تکرار نوکلئوتيد مشابه پشت سر هم و به حالت وصله اي اجتناب شود تا باعث چسبيدن اشتباهي آغازگر روي قالب DNA نشود.
4) از قرار گيري سه يا تعداد بيشتري G يا C در انتهاي ´3 اجتناب شود، چون اين باعث شروع تکثير اشتباهي در ناحيه غني از GC مي شود.
5) ساختار ثانويه در داخل رشته مکمل تشکيل ندهند. از جفت هايي که داراي توالي مکمل در انتهاي ´3 باشند، اجتناب شود. از تشکيل حلقه هاي سر سنجاقي جلوگيري شود.
6) انتهاي ´3 داراي توالي هايي نباشد که باعث جفت شدن بازها در آغازگرها، آغازگر ها با خودشان يا با هر آغازگر ديگري، بشود و تشکيل فرم Primer-dimer را بدهند.
7) يک جفت آغازگر که به صورت موفق و عالي کار خود را انجام بدهد، وجود ندارد و بنابراين بعضي از جفت آغازگر ها 100 تا 1000 برابر حساس تر از ديگر آغازگر ها هستند و باعث عدم نتيجه گرفتن و اشتباه شدن نتايج مي شوند، پس چندين ست آغازگر بايد تست شوند.
8) طراحي آغازگر بايد براساس توالي واقعي اسيد نوکلئيک ها صورت بگيرد. پس اگر قابل دسترسي باشد از برنامه هاي کامپيوتري طراحي آغازگر استفاده شود.
9) آغازگر ها بايد داراي 55 TM> باشند، در Tm به طور تقريبي به ازاء هر A يا T، 2 درجه سانتي گراد و به ازاء هر G يا C، 4 درجه سانتيگراد اضافه شده، اگر به حالت يونيزه استفاده شود (به ازاء کل بازهاي اضافي) در Tm، دما شرکت داده نمي شود، اما اگر آغازگر هاي فراوان و اضافي استفاده شود کمترين دماي TM محاسبه شده و از آن انجام PCR شروع مي شود.
10) تا جايي که امکان دارد، آغازگر ها با Tm مشابه طراحي شود.
11) آغازگر ها بايد نزديک 200 تا 2000 باز از هم فاصله داشته باشند، اگر کمتر باشد، محصولات خيلي به آساني با پرايمر-پرايمر اتصال پيدا مي کنند و اگر بلند تر باشد، محصولات با راندمان پائين تکثير مي شود.
12) از تواليهاي داراي Oligo(dt) در انتهاي ´3، از 13 اليگو(dt) با A، C يا G، به طرف انتهاي ´3 استفاده شود.
13) اتصال اشتباهي باز T با توالي هدف يا آغازگر، نسبت به ديگر بازها با سرعت و مقدار بيشتري صورت مي گيرد، بنابراين بهتر است که از T در انتهاي ´3 آغازگر براي ايجاد تمايز در DNA، اجتناب شود، براي اطمينان در بيشتر موارد سعي شود در انتهاي ´3 گيره GC باشد.
14) از تکرار سه يا تعداد بيشتري باز مشابه پشت سر هم جلوگيري شود.
در بسياري موارد لازم نيست که توالي آغازگر کاملا" مکمل توالي قالب هدف باشد، ناحيه اي در آغازگر که بايد با قالب هدف کاملا" جفت و اتصال پيدا بکند، انتهاي ´3 است. زيرا در اين انتهاي آغازگر، توسعه و تکثير به وسيله DNA-polymerase انجام گرفته و چسبيدن درست به توالي هدف براي عمل کردن اختصاصي بسيار مهم است. عموما" بايد اولين سه نوکلئوتيد انتهاي ´3 کاملا" با قالب هدف جفت شود. انتهاي ´5 آغازگر در تعين اختصاصي بودن و چسبيدن به توالي هدف اهميت کمتري داشته و ممکن است که اين تواليها در بعضي روشها به منظور آسان کردن کلن کردن، دستکاري، موتاژنز، نوترکيبي يا ظهور مجدد در محصولات PCR، تغير بکند. تغيرات معمولي سايتهاي محدود کننده اي را ايجاد کرده که محصولات تکثيري بتواند در ناقلهاي دلخواه به سادگي و با کارائي بالا کلن بشوند. سايتهاي محدود کننده اندونوکلئاز به سادگي مي تواند به انتهاي ´5 اضافه شود و يا مي تواند در طول با آغازگر تغير يک يا تعداد بيشتري نوکلئوتيد توليد بشود. در اين طرح ما از نرم افزار Oligo 5 استفاده شد.
Melting temperature(Tm)
Tm دمايي است که در آن نیمی از آغازگر به ناحيه هدف مي چسبند و به عنوان شاخصي براي دماي annealing در PCR است. ساده ترين روش براي اندازه گيري Tm در پرايمرهاي بالاي 200 نوکلئوتيد فاصله، براساس اضافه شدن هر تعداد نوکلئوتيد در پرايمر با استفاده از فرمول زير محاسبه مي شود.
] 2*) تعداد+ (A+T 4*) تعداد Tm=[(G+C
انجام طراحي آغازگر براي هيبريداسيون اساسا" در 1 مول نمک صورت مي گيرد و اين به طور معني داري بيشتر از آنچه است که در PCR استفاده مي شود. اولين PCR را در دماي Annealing، 5 درجه زير مقدار Tm محاسبه شده قرار دهيد.
منابع مورد استفاده:
نقوي، م.، قره يازي.ب.، حسيني سالکده.ق.، 1384. نشانگرهاي مولکولي، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران
مصباح.س.ع.، کارگاه بازآموزي و آموزش عملي روشهاي بيوشيمي عمومي و باليني، مهرماه 81، گروه بيوشيمي باليني، دانشگاه تربيت مدرس
Mcpherson,M.J., and Moller,S.G.,2000, PCR, Bios Scientific Publishers Limited
جمع آوري: عزيزي
+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در پنجشنبه پنجم مهر 1386 و ساعت
7:47 |