| آمار کشور بازديدکننده ها | ||||
| رتبه | کشور | تعداد ورودی | درصد | نمودار |
| 1 | ج. ا. ايران |
8963 |
64.08% |
|
| 2 | انگلستان |
4528 |
32.37% |
|
| 3 | آمريکا |
153 |
1.09% |
|
| 4 | امارات |
40 |
0.28% |
|
| 5 | کويت |
38 |
0.27% |
|
| 6 | آلمان |
24 |
0.17% |
|
| 7 | هلند |
18 |
0.12% |
|
| 8 | کانادا |
18 |
0.12% |
|
| 9 | ترکيه |
16 |
0.11% |
|
| 10 | سوئد |
15 |
0.1% |
|
| 11 | هند |
14 |
0.1% |
|
| 12 | فرانسه |
13 |
0.09% |
|
| 13 | مکزيک |
9 |
0.06% |
|
| 14 | يونان |
8 |
0.05% |
|
| 15 | عربستان |
7 |
0.05% |
|
| 16 | فيليپين |
7 |
0.05% |
|
| 17 | افغانستان |
6 |
0.04% |
|
| 18 | مالزي |
6 |
0.04% |
|
| 19 | مجارستان |
5 |
0.03% |
|
| 20 | اسپانيا |
5 |
0.03% |
|
| 21 | چين |
5 |
0.03% |
|
| 22 | برزيل |
5 |
0.03% |
|
| 23 | پرو |
5 |
0.03% |
|
| 24 | بلژيک |
4 |
0.02% |
|
| 25 | استرالیا |
4 |
0.02% |
|
| 26 | ايتاليا |
4 |
0.02% |
|
| 27 | ژاپن |
4 |
0.02% |
|
| 28 | تايلند |
4 |
0.02% |
|
| 29 | اندونزی |
4 |
0.02% | |
محمد اسدی عبدالملکی
در گياهان عالي اتيلن از L-methionine البته با حد واسط هاي S-adenosyl-L –methionine(SAM)
و L-aminocyclopaopane(ACC) توليد ميشود .
آنزيم هاي موجود در اين متابوليسم توالي SAM را سنتز مي كند ، كه كاتاليزورگر متيونين را به SAM تبديل ميكند .
سنتز ACC كه مسئول هيدروليز SAM به ACC و 5-methylthioadenosine(MAT) واكسيداز ACC مي باشد، كه متابوليز هاي ACC به اتيلن ، دي اكسيد كربن وسيانيد بيشتر است .
اتيلن مي تواند به اتيلن گليكول يا اتيلن اكسيد متابوليسم شود، اما برداشتن انزيم در اين هورمون لازم نيست زيرا يك گاز ساده اي است كه به طور اماده از بافت هاي گياه ازاد مي شود. هيدروژن سيانيد در طول بيوسنتز اتيلن به مقداري معادل اتيلن توليد مي شود كه منبع اصلي هيدروزن سيانيد دروني براي بسياري از گياهان مي باشد . سيانيديك عامل فتوتوكسيك مستعد براي جلوگيري از آنزيم هاي فرايند متابوليكي مي باشد.
اگر چه بيشتر بافت هاي گياهان فرايند سنتز B-cyanoalanine كه يك آنزيم كليدي براي از بين بردن سميت سيانيد در گياهان عالي مي باشد، توليد سيانيد در طول بيوسنتز اتيلن لازم براي برداشتن از سلول هاي گياهي نيست .
سيانيد ممكن است فعاليت متابوليسم گياهان را تنظيم كندبسياري از مواد اوليه رشد گياهان شامل اكسين ، سيتوكينين ،ژيبرلين وآبسيزيك اسيد كه در تركيب اشكال حضور دارند.
ACC يك پك پيشرو حد واسط اتيلن است كه مي تواند در تركيب اشكالL-(malonylamino) cycloprpane-l-carboxylic acid بوجود آيد .
آزمايشات به دنبال اين كشف بعضي اثرات اتيلن در تشخيص الگويي در رشد نشاء هاي نخود در حضور اتيلن انجام شد. اين الگوي رشد به نظر مي رسد كه بيشتر در نهال هاي دو لپه اي ، اتيلن را آشكار كند، كه آن را triple respone ناميده اند.
واكنش سه گانه( triple respone) در جداسازي موتانت ها در مسير بيوسنتز اتيلن در Arabidopisis thaliana مفيد است
|
بررسي دامنه ميزباني Spiroplasma citri عامل بيماري استابورن مركبات با انتقال بيماري توسط زنجرك ناقل، Circulifer haematoceps ، از گياهان آلوده به گياهان سالم و ردگيري آلودگي با استفاده از آزمون سرولوژيكي الايزا با به كارگيري آنتي سرم Spiroplasma citri انجام گرديد. عامل بيماري استابورن از طريق زنجرك ناقل از كنجد آلوده به هويج سياهدانه، پيچك صحرايي، خاكشير بدل، خردل وحشي، منداب، كمندي و كيسه كشيش منتقل گرديد. علائم بيماري در اين گياهان اغلب به صورت ريزبرگي، كلروز و قرمزي برگها، رشدجوانه هاي جانبي، كاهش فاصله ميان گروهها، توقف رشد ... |
|
|
به منظور بررسي تنوع در ويژگي هاي مولكولي استرين هاي Spiroplasma citri طي سال هاي 1375 تا 1377 از ميوه درختان پرتقال و گريپ فروت آلوده به بيماري ريزبرگي (استابرن) استان هاي كرمان، مازندران و فارس نمونه برداري و S.Citri از آنها جدا و كشت گرديد. جدايه ها با كشت روي محيط جامد، سه بار تك كلني گرديده و خالص شدند. DNA ژنومي استرين ها توسط آنزيم هاي برش دهنده EcoRI و HindIII هضم شده و پس از الكتروفورز در ژل آگارز و انتقال به غشاء نايلوني، با DNA ريبوزومي S.Citri 16S نشاندار شده با ديگوكسيژنين هضم شده با آنزيم EcoRI دو نوار مشاهده شد. طول اين دو نوار در 13 استرين ايراني و نيز استرين تيپ R8A2T معادل 12 و 1.3 كيلو جفت باز بود. استرين 33 شهداد كرمان پلي مورفيزم نشان داد، به طوري كه نوار دوم آن حدود 1.7 كيلو باز بود . در هيبريداسيون كاوشگر با DNA هضم شده با آنزيم HindIII در تمام استرين ها يك نوار با اندازه تقريبي 4.2 كيلو جفت باز مشاهده شد. به علت حفظ شدگي بالاي DNA ريبوزومي 16S و توالي هاي اطراف آن، پلي مورفيزم قابل ملاحظه اي در اين قسمت از ژنوم استرين ها ديده نشد. اما وجود تفاوت در نوارهاي الكتروفورزي DNA هاي هضم شده به ويژه با آنزيم EcoRI، بيانگر وجود پلي مورفيزم در ساير قسمت هاي ژنوم استرين ها است. |
x.maltophilia ، مقاوم ترين گونه ها نسبت به همه آنتي بيوتيك هاي آزمايش شده است. در صورتي كه x.fragariae حساس ترين گونه ها است. زيرا x.maltophilia يكي از مهمترين عوامل بيماري زاي nosocomial در انسان ها است، مقاومت زياد اين در مقابل آنتي بيوتيك هايي كه معمولا استفاده شده، اين را به عنوان ارگانيسم (موجود زنده) آزمايشي تركيبات جديد پادزيستي (آنتي بيوتيكي) تبديل كرده است.(Tafte , crossley 1980). تصور مي شود كه مقاومت x.maltophilia نسبت به همه lactam-β ، بواسطه تركيب قابليت تراوايي پايين OMو طيف وسيع β-lactamase ها كه بطور همزمان القا شده است باشد.(mett و ديگران 1988). تقريبا همه زنجيره هاي فونون ها بغير از x.maltophilia به تتراسايكلين (30 ميلي گرم در هر ديسك اكسيد)، كلرام فنيكل chloramphenicol (30 ميلي گرم در هر قرص) و استرپتومايسين آنتي بيوتيكي به فرمول C21H39N6o12 (10 ميلي گرم در هر قرص) حساس هستند. بالغ بر %55 از 548 نژاد هاي X. c. PV. Vesicatoria نسبت به 100 ميلي گرم سولفات استرپتومايسين در هر ميلي ليتر، مقاوم بودند. كانون مقاومت نسبت به اين آنتي بيوتيك ها بر روي پلاسميد 68kb حفظ شده است.(minsarage و ديگران ،1990
زدن بیل سطحی در درختان بالای ۵ سال جهت هوادهی بیشتر مناسب میباشد
در صورت سابقه بیماری گموز در باغ از سم بردو روی تنه بصورت مالشی استفاده نمایید
مهندس وليپور, با توصيه اينكه ميزان مصرف روغن آمولسيون شوند (روغن ولك) در صورت كاربرد حشرهكشها و كنهكشها 2-1 ليتر در هزار ليتر آب است, ادامه داد: در صورت افزايش درجه حرارت هوا به بيش از 35 درجه سانتيگراد از مصرف روغن امولسيون شونده خودداري شود.
وي گفت: مبارزه شيميايي با استفاده از 1 تا 2 ليتر در 1000 ليتر آب است.
مدير حفظ نباتات سازمان جهادكشاورزي استان مازندران تصريح كرد: نظر به افزايش درجه حرارت هوا در روزهاي اخير به منظور جلوگيري از تنشهاي آبي، آبياري درختان مركبات قبل از مبارزه شيميايي الزامي بوده و تاكيد ميشود سمپاشي در ساعات خنك روز بدون باد شديد انجام شود.
وي يادآور شد: پوشش كامل و يكنواخت محلول سمي روي درختان مركبات جهت حصول نتيجه الزامي است.
وي در ادامه گفت: نظر به اهميت حفظ تعادل طبيعي و حمايت از دشمنان طبيعي آفات، جلوگيري و كاهش اثرات سوء زيست محيطي و كاهش مصرف سموم، محلول پاشي با سموم توصيه شده تنها روي درختان آلوده انجام گيرد و از محلول پاشي درختان بدون آفت خودداري شود.
مهندس وليپور, به باغداران توصيه كرد: از سموم و روغنهاي امولسيونشوندهاي كه در ظروف اصلي و پلمپ شده بستهبندي شدهاند و داراي برچسبي كه نشان دهنده مشخصات كامل محتويات آن باشد, در سمپاشيها بهكار برده شود و از مصرف سموم و روغنهاي غيراستاندارد و توصيه نشده جدا پرهيز شود.
وي گفت: با توجه به اهميت عدم بارندگي حداقل تا 24 ساعت بعد از سمپاشي به اطلاعات و توصيههاي كارشناسان هواشناسي كه از طريق صدا و سيما پخش ميشود, توجه كرده و در صورت لزوم اطلاعات لازم در خصوص شرايط جوي 24 ساعت آينده را از اداره كل هواشناسي مازندران دريافت نمايند.
مدير حفظ نباتات سازمان جهادكشاورزي استان، اعلام كرد: جهت كنترل دو آفت شپشك آردآلو و شپشك استراليايي از روش مبارزه بيولوژيك با استفاده از كفشدوزك كريپت و تويوس با هماهنگي كارشناسان مديريت جهاد كشاورزي شهرستان اقدام شود.
وي, در پايان با بيان اينكه جهت پيشگيري از مسموميتهاي احتمالي رعايت نكات ايمني از قبيل استفاده از ماسك، دستكش، كلاه و لباس مخصوص سمپاشي، عدم خوردن و آشاميدن و سيگار كشيدن هنگام سمپاشي و شستن اعضاي آلوده بلافاصله پس از اتمام كار با آب و صابون الزامي است.
وي افزود: باغداران ميتوانند جهت كسب اطلاعات و راهنماييهاي بيشتر به مراكز ترويج خدمات دهستانها و يا به واحد حفظ نباتات مديريت جهادكشاورزي شهرستان مراجعه نمايند.
(عامل شانكر باكتريائي درخت تبريزي )
شانكر باكتريائي به واسطه xanthomonas populi كه يك باكتري گرم منفي است ايجاد شده و بيشترين خسارت را روي درخت تبريزي ايجاد مي كند .اين بيماري روي درخت تبريزي بسيار مضر است و در صنعت جنگل تا 60% ارزش تجاري چوب را پائين مي آورد . عامل بيماري در 1958 توسط Ride .Aplanobacteriumوسپس در سال 1963Ride عامل باكتري را Aplanobacter تشخيص داد اما اكنون بطور قطع به عنوان Xanthomonas تقسيم بندي مي شود .شانكر باكتريائي درخت تبريزي از فرانسه ـ بلژيك ـ آلمان ـ هلند ـو... گزارش شده ولي در آسيا مشكوك است .
علائم بيماري : اولين علائم شانكر در بهار روي جوانه هاي سال قبل به صورت برجستگي اطراف بافتهاي جوانه ها ـ تراوش لجن باكتريائي نسبتا سفيد كه بعدا به قهوه اي تغيير رنگ مي دهد. در مواردي به صورت جاري شدن قطراتي از عدسكها ـ تركها ـ روي گره هاي سال قبل ظاهر مي شود در فصل هاي بعد روي كلوني هاي مستعد ـ جوانه هاي عفوني شده سال قبل معمولا از بين مي روند اما گاهي اوقات هم به صورت مناطق سياهرنگ يا بيرنگ باقي مي مانند .روي واريته هاي مستعد شاخه هاي جوان چوبي مي شوند و يا در پايان فصل تركهائي به صورت شانكرهاي بادوام توسعه پيدا مي كند ولي شكل نهائي شانكر بستگي به گونه درخت تبريزي دارد همچنبن شانكر هاي فعال باعث ايجاد يك حفره بزرگ در ساختار چوب مي شوند
منبع inoculum : منبع اصلي باكتري پاتوژني است لعابي كه در بهار از شانكر فعال و تركهاي روي شاخه هاي 1-2 ساله عفوني شده طي فصل قبل ايجاد شدداند است . تراوش باكتري بين درختان مجاور توسط باد و باران منتشر مي شود . همچنين نفوذ باكتري در شاخه هاي توسعه يافته در بين زخم هاي گوشوارك يا زخم پتيول كه در اثر خسارت طوفان يا بيماري و يا وارد آمدن زخم توسط تگرگ و حشرات صورت مي گيرد .
لارو ها نيز يكي ديگر از عوامل انتقال باكتري هستند بوسيله كانال ها يا تونلهائي كه در بهار ايجاد مي كنند .
مبارزه: در بعضي از واريته هاي اروپايي درخت تبريزي يك مكانيزم ايستادگي پلي ژنيك است . براي توليد مثل درون گياهي تبريزي با ايستادگي جديد هزينه و زمان زيادي مصرف مي شود .
کاملیا
در خصوص کود های بیولوژیک(زیستی) باید گفت کود های بیولژیک حاوی باکتریها و قارچهای مفیدی میباشند که برای اهداف خاصی استفاده می شوند.از این موارد می توان به تثبیت ازت – رها سازی یون فسفات، آهن ،پتاسیم و.. از ترکیبات نامحلول انها اشاره نمود.این با کتریها معمولا در اطراف ریشه گیاه استقرار یافته و به گیاه در جذب عناصرغذایی کمک می نماید.این گونه کودها منشاء طبیعی دارند و معمولا از خاک گرفته می شوند.کود های بیولوژیک دیگر الودگی کود های شیمیایی را ندارد و باعث کاهش الودگی کود های شیمیایی هم می شود این کودها باعث بهبود ساختمان خاک ،افزایش محصول و کاهش بیماریها می شوند.شرکت های مختلفی در این زمینه فعالیت دارند و از مشهورترین این شرکتها در ایران می توان به زیست فناور سبز اشاره نمود و از محصولات انها می توان به کود زیستی فسفاته بارور 2 اشاره نمود. موسسه فن اوری زیستی اسیا هم در این زمینه فعالیت گسترده ای دارداین موسسه همچنین در تولید حشره کش های بیولوژیک فعالیت دارد از کود های بیولژیک این موسسه می توان به کود بیولوژیک ازتو باکتر(نیتروکسن– ازتو باکتر مایع) ،بیووم پلاس(حل کننده فسفات)،ریزو چک پی،بیووم ، سوپر نیترو و...و از حشره کش های بیولوژیک بی تورین رانام برد.قارچ کش بیو لوژیک بیوسوبتیل نیز از این موارد می باشد.جهت در یافت اطلاعات بیشتر و نحوه مصرف با ما تماس بگیرید.
کلمات کلیدی:
Bacterial , Pathogen , Tomato Principal host , World-wide , Quarantine
پژمردگی باکتریایی به وسیله Ralstonia solanasearum ایجاد شده که یکی از مخربترین بیماریهای گوجه میباشدکه انتشار جهانی دارد.این باکتری در اقلیمهای دارای رطوبت پایین رشد کمی میکند و در مناطق گرمسیری و زیر استوایی که میزان تبخیر متوسط است ای باکتری دارای محدودیت است. مدریت بیماری بدلیل این که این باکتری در داخل آوند حضور دارد و از عوامل کنترل محافظت میشوند ، مشکل است. همچنین توانایی که پاتوژن در بقا در خاک برای چندیدن سال دارد و دامنه میزبانی وسیع و قدرت تغییر بالای آن از عواملی است که مبارزه با این باکتری را مشکلتر می کند. این باکتری دوره کمون خود را در غده های آلوده موجود در انبار سپری می کند و عامل انتقال آن از سالی به سال دیگر میباشد و حتی در انبارهای سرد نیز عامل بیماری در غده ها باقی میماند. مشاهدات کلمن اثبات کرد که دمای پایین روش مناسبی برای حذف R.solanasearum نیست.در نتیجه انبار سرد نمی تواند روشی مناسب برای حذف آلودگی های نهفتة پژمردگی باکتریایی در مدیریت تلفیقی تلقی شود. برای بدست آوردن آگاهی قرنطینه ای در پژمردگی شدید باکتریایی گوجه فرنگی در منطقه ای از برزیل 50 مزرعه اقتصادی گوجه فرنگی تعیین، و مرحله شیوع و گسترش بیماری در میوه ها وگلها مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج حاصل شیوع بالای بیماری در 60 درصد محصولات و به طور میانگین در حدود 1/13 درصد از محصولات مزارع را نشان داد. در برزیل برای تعیین پیشرفت و الگوی فضایی بیماری 4 مزرعه تجاری گوجه فرنگی انتخاب شد و در این مزارع گاهی تا حدود 560 گیاه نشانه گذاری شد و از هر گیاه نمونه برداری و در آزمایشگاه تست بیماری زایی صورت گرفت. در این چهار مزرعه شیوع بیماری بین 9/12 تا 100 درصد متفاوت بود. دراین مزارع 60 روز پس از کشت گیاهان سطح بالایی از پژمردگی باکتریایی مشاهده شد. نتایج حاصل در مدل تک ملکولی این گونه بود که، منطقه سه نرخ بالایی( unity/day 128/0 ) از پیشرفت بیماری را نشان داد ، در حالی که دیگر مناطق نرخی در طیفی از 002/0 تا 006/0 نشان دادند. این نتایج نشان داد که پژمردگی باکتریایی شیوع زیادی در مناطق برزیل دارد که سبب کاهش چشمگیر محصولات می شود. بنابراین کنترلهای کار آمد و عملی باید برای کاهش حساسیت ها توسعهه پیدا کند. این باکتری در کوبا نیز یک پاتوژن قرنطینه ای بوده که به صورت پراکنده ، در این مناطق ، ایجاد پژمردگی باکتریایی می کند. رطوبت بالا در خاک باعث حفظ و بقای باکتری شده ودر خاک خشک جمعیت به سرعت کاهش می یابد. استفاده از ابزارهای قانونی منظم ( مثل قرنطینه مناسب ) و محدود کردن و استفاده مناسب از روشهای کاشت ( مثل عدم کشت گیاهان خانواده سولاناسه ) که به نگه داری شیوع پایین بیماری در کوبا کمک کرد. در کوبا این بیماری ابتدا در مزارع سیب زمینی و گوجه فرنگی در سالهای 74-1971 گزارش شد و بعدها توسعه شدید در موز و بارهنگ و دیگر محصولات گزارش شد. طیف میزبانی که شامل گوجه فرنگی و سیب زمینی که میزبان اصلی پاتوژن محصوب می شوند. این پاتوژن در فلفل و برخی گیاهان آپارتمانی و برخی علفها ایجاد بیماری می کنند.
هر مكانيسمي كه در تحريك رشد گياهي استفاده مي شود بايد قادر به بقا در پوشش گياهي باشد . اهن براي بقا ضروري است از اين رو باكتري ها بر سر منابه ان رقابت دارند . سنتز siderphore ميكروبها را قادر به تجزيه اهن محيط زيست مي سازد . چندين فاكتور در موفقيت اين عمل نقش دارد . نوع siderphore توليد شده فاكتور مهمي در كارايي chelaion اهن است .
Siderphoreهاي مختلف ميل تركيبي متفاوتي با اهن دارند و سرعت تركيب انها نيز متفاوت است . بنابرين توانايي siderphore كه شكل پايدار يك اهن تركيب است در قسمتي است كه تمايل به از دست دادن پروتون دارد و ph نيز در ان تاثير گذار است . تجمع siderphore و اهن باعث كاهش اسيديته ي خاك ها مي شود . ph محيطي مي تواند بر غلظت siderphore در rhizosphere تاثير بگذارد. .ظرفيت ميزان توليد فراوان ميل تركيبي siderphore ها به نظر مي رسد براي رقابت باكتريايي مهم نيست و مهاجرت ريشه به دليل به مصرف رساندن يك واريته ي siderphore اهن دار ممكن است فقط در خاكهاي استريل كه رقابت اهن متوازن نيست صورت گيرد. .در حقيقت موتانت هاي ناتوان در تواناییيe مانند نوع خودرو و گونه هاي وحشي ساكن شوند . rizisphere و كاهش رقابت فقط براي مواد غذايي در rizisphere و افزايش بيشتر پايداري از سودمندي باكتري ها نيست .. ام ان اساس عمل بيو كنترول است
در اين مطالعه تاثير دو قارچ کش بنوميل و کاربندازيم در کنترل بيماري کپک سبز تريکودرمايي در شرايط آزمايشگاهي و نيز سالن هاي پرورش مورد بررسي قرار گرفت. در اين بررسي ابتدا اثر هر يک از قارچ کش ها در هفت سطح شامل شاهد و غلظت هاي 10، 25، 50، 100، 150 و 500 پي پي ام محيط کشت بر روي چهار گونه از قارچ تريکودرما مولد بيماري کپک سبز شامل گونه هاي Trichoderma harzianum Rifai، T. longibrachiatum Rifai، T. virens (Miller, Giddens & Foster) von Arx و Trichoderma sp. به صورت آزمايش فاکتوريل مورد بررسي قرار گرفت. رشد متوسط هر يک از گونه هاي قارچ تريکودرما پس از گذشت پنج روز در سه تکرار محاسبه و مورد تجزيه و تحليل آماري قرار گرفت. اين آزمايش به روش اختلاط قارچ کش با محيط کشت صورت پذيرفت. براي مقايسه اثر دو قارچ کش بر روي قارچ عامل بيماري از شاخص غلظت موثر 50 درصد (ED50) استفاده شد. نتايج اين آزمايش نشان داد که درصدهاي بازدارندگي رشد ميسليومي گونه هاي تريکودرما در اين دو قارچ کش از روند نمودارهاي پروبيتي که بايستي حالت سيگموئيدي شکل داشته باشد پيروي نمي کند. بين دو قارچ کش از نظر اثر بر گونه هاي تريکودرمان اختلاف معني داري وجود داشت. بين گونه هاي قارچ تريکودرما نيز از نظر حساسيت و عکس العمل در مقابل غلظت هاي مختلف دو قارچ کش تفاوت آماري معني داري ديده مي شود. اثرات متقابل ناشي از اثر غلظت هاي مختلف هر قارچ کش بر گونه هاي تريکودرما نيز معني دار بود. در کل قارچ کش کاربندازيم در مقايسه با بنوميل با توجه به ميانگين درصد بازدارندگي بيشتر ميسليومي ارجحيت داشت. در بخش ديگر اين مطالعه اثر دو قارچ کش در کنترل بيماري و اثر بر عملکرد قارچ خوراکي در شرايط سالن هاي پرورشي نيز مورد بررسي قرار گرفت. نتايج اين آزمايش هم نشان داد که کاربرد هر يک از قارچ کش ها بطور مجزا و مستقل در مقايسه با شاهد تفاوت معني داري داشته و باعث افزايش عملکرد مي شود. همچنين مشخص شد که ميزان افزايش عملکرد به هنگام کاربرد قارچ کش کاربندازيم در مقايسه با بنوميل اندکي بيشتر است.
سيدعلی همتی
Key Words : Ralstonia solanacearum , Biovar 2,3 , Distribution
پژمردگي باكتريايي توسط Ralstonia solanacearum را ايجاد شود براي اولين بار در طول 50 سال در ايسلند شناخته شد اما حضور آن احتمالاً به چند دهه قبل باز مي گردد. حدود 20 ميزبان از جمله سيب زميني، گوجه فرنگي، بادمجان براي اين پاتوژن ذكر شده است. گونه هايي از نژاد 1 از محصولات (گوجه فرنگي شمعداني) به طور عمده جدا شده بودند البته در يك ارتفاع پايين تر از 1000 متر كه زمین های پست مي باشند. در حالي كه جدايه هاي نژاد3 از گياهان سيب زميني در ارتفاع بين 1700-1200 متر كه نسبتاً جاهاي خنك هستند جدا شدند. آزمايشات براساس نرخ پژمردگي گونه هاي نژاد 2 و 3 در خزانه در دماهاي تلقيح مختلف انجام شد. از يك سيب زميني (واريته حساس) گونه هاي باكتريايي با Biovar2 و روي شمعدانی با Biovar3جدا شد. همچنين اين گونه ها به صورت جهش طبيعي براي مقاومت به دو آنتي بيوتيك انتخاب شدند. نرخ هاي تكثير در آزمايشگاه به خوبي نرخ پژمردگي گونه هاي وحشي و موتانت هاي آنها دریک تلقيح در دماي 30°C ، اختلاف معني داري مشاهده نشد. تلقيح بوسيله غوطه ور كردن نشاها براي 20 دقيقه در يك سوسپانسيون شامل 10cfu به ازاي هر ml انجام شد كه 24 ساعت در محيط كشت تترازوليوم قرار داشت. هر هفته 12 نشاء بدون پژمردگي براي هر دما جداسازي و ضدعفوني شده و هم شكل ها در دستگاه ultra- thurrax مورد استفاده قرار گرفتند.
نتيجه:
وقتي جدايه ها به طور جداگانه تلقيح شده بودند ( نمودار1و2) ، (i) : تكثيرمعني داري از 15ب 35 درجه سانتيگراد به جز در Biovar3مشاهده شد. (ii) ، نرخ تكثير در دماهاي تلقيح شده افزايش يافت ولي نرخ تكثير Biovar3 در 20 درجه سانتيگراد نسبتاً ضعيف بود. (iii) هيچ پويايی تكثير براي Biovar3 بين30-35°C مشاهده نشد. (iiii) جمعيت هاي نهايي در ارتباط با جدايه Biovar2براي همه دماهاي تلقيح به جز 15 درجه سانتيگراد افزايش داشته ولي Biovar3 تنها در 30 يا 35 درجه سانتيگراد به اين سطح (cfu 106 به ازاي هر نشاء) رسيد. وقتي جدايه ها با هم تلقيح شده بودند (نمودار 4 و 3) :(i) پويايي تكثير در Biovar3در هر دماي تلقيح مشاهده نشد. (ii) جمعيت هاي نهايي Biovar2 براي همه دماها به جز 25 درجه سانتيگراد كاهش يافت (نرخ تكثير بدون تغييرماند).
پويايي توسعه بيماري:
وقتي گونه ها جداگانه تلقيح شدند(نمودار6 و 5): (i) ثبت نشاهاي پژمرده در دماهاي تلقيح به جز 15 درجه سانتيگراد براي Biovar2 و در 30 و 25 درجه سانتيگراد براي Biovar3ايجاد شد.
(ii) Biovar2 بيشترين نرخ پژمردگي (90 درصد) را در دماي 25 درجه سانتيگراد بروز داد.
(iii) Biorar3 بيشترين نرخ پژمردگي (75 درصد) را در دماي 35 درجه نشان داد.
وقتي جدايه ها با هم تلقيح شدند (نمودار 8 و 7) : (i) نرخ پژمردگی ايجاد شده توسط Biovar2 بيشترين و همچنين پژمردگي ايجاد شده توسط Biovar3 كمترين نسبت پژمردگي را داشتند.
(ii) كاهش معني دار در نرخ پژمردگي هميشه در دماهاي 30 درجه سانتي گراد ثبت شد.
| آمار کشور بازديدکننده ها | ||||
| رتبه | کشور | تعداد ورودی | درصد | نمودار |
| 1 | ج. ا. ايران |
8650 |
64.92% |
|
| 2 | انگلستان |
4215 |
31.63% |
|
| 3 | آمريکا |
140 |
1.05% |
|
| 4 | امارات |
40 |
0.3% |
|
| 5 | کويت |
35 |
0.26% |
|
| 6 | آلمان |
24 |
0.18% |
|
| 7 | هلند |
18 |
0.13% |
|
| 8 | کانادا |
16 |
0.12% |
|
| 9 | سوئد |
14 |
0.1% |
|
| 10 | ترکيه |
13 |
0.09% |
|
| 11 | هند |
13 |
0.09% |
|
| 12 | فرانسه |
12 |
0.09% |
|
| 13 | مکزيک |
9 |
0.06% |
|
| 14 | عربستان |
7 |
0.05% |
|
| 15 | فيليپين |
7 |
0.05% |
|
| 16 | يونان |
6 |
0.04% |
|
| 17 | افغانستان |
6 |
0.04% |
|
| 18 | مالزي |
6 |
0.04% |
|
| 19 | مجارستان |
5 |
0.03% |
|
| 20 | پرو |
5 |
0.03% |
|
| 21 | بلژيک |
4 |
0.03% |
|
| 22 | استرالیا |
4 |
0.03% |
|
| 23 | ايتاليا |
4 |
0.03% |
|
| 24 | ژاپن | |||
در اين تحقيق تاثير تعدادي ازجدايه هاي باكتريايي آنتاگونيست عليه Rhizoctonia solani عامل سوختگي غلاف برنج جداسازي شده مزارع آلوده برنج در استان گيلان مورد بررسي قرار گرفتند و در مجموع 288 جدايه باكتريايي از منطقه ريزوسفر برنج آلوده به قارچ فوق الذكر جداسازي گرديدند كه 8 جدايه از اين باكتري ها با استفاده از روش كشت متقابل (Dual culture) در مقابل قارچ مذكور از خود خاصيت آنتاگونيستي بروز دادند. نتايج حاصل از آزمون هاي افتراقي جهت تشخيص جنس جدايه هاي آنتا گونيست نشان دادند كه جدايه هاي B42, B41, B24, B22, B18, B17, B6, B4 باكتري Pseudomonas flourescens biovar تشخيص داده شدند. در آزمايش تاثير تركيبات فرار جدايه هاي آنتاگونيست سودوموناس در بازداري از رشد Rhizoctonia solani مشخص گرديد كه كليه جدايه ها قادر به جلوگيري از رشد قارچ مذكور بودند. ترشحات مايع برون ياخته اي و آنتي بيوتيك اين جدايه ها نيز از رشد ريسه قارچ مذكور ممانعت بعمل آوردند. از سوي ديگر تمامي جدايه هاي P.fluorescens روي محيط كشت King B محتوي 5، 50 و 100 ميكرومول كلريد آهن توليد سيدروفور نموده و از رشد قارچ Geotrichum candidum ممانعت به عمل آوردند. نتايج حاصل از تاثير جدايه هاي آنتاگونيست سودوموناس روي جوانه زني و ليز كردن اسكلروت هاي R.solani در محيط كشت King B و در خاك نشان داد كه كليه جدايه ها در ممانعت از جوانه زني و ليزشدن اسكلروت هاي قارچ موثر هستند. جدايه B41 با 66 و 68 درصد بترتيب باعث مانع از جوانه زني و ليزشدن اسكلروت گرديد. نتايج حاصل از آزمايش كلنيزاسيون ريشه برنج نشان داد كه جدايه هاي B22, B41, B42 به ترتيب با اعداد لگاريتمي 3.67، 2.98 و 2.94 سبب افزايش سلول باكتري در هر گرم ريشه و قابليت استقرار و تكثير در روي ريشه برنج را داشتند
متيني زاده محمد*,علي احمدكروري سودابه
ميکوريزها از رايج ترين انواع همزيستي بين گياهان عالي و ميکروارگانيسمها هستند. در اين همزيستي، قارچهاي ميکوريزي با افزايش قابليت جذب عناصر غذايي و همچنين با افزايش توانايي جذب آب، ترشح هورمونهاي گياهي (مانند سيتوکينين) و محافظت گياه ميزبان در برابر پاتوژنها نقش مهمي در چرخه زندگي گياهان ايفا مي کنند. با شناخت قارچهاي ميکوريزي مي توان از آنها براي تلقيح گياهان در خاکهايي که از نظر عناصر غذايي جذب شدني براي گياه ضعيف هستند، استفاده کرد. در اين پژوهش، هشت پايه ارس در رويشگاه طبيعي آن در ايستگاه تحقيقاتي سيراچال کرج انتخاب شدند. در دو سال متوالي و در هر سال در دو فصل بهار و پاييز، از ريشه هاي ارس و خاک اطراف آنها نمونه برداري شد. پس از رنگ آميزي نمونه هاي تهيه شده از ريشه هاي ارس، اندامهاي ميکوريزي مانند هيف، وزيکول و آربسکول در ريشه ها مشاهده شدند. شناسايي قارچها، با استفاده از اسپورهاي جداسازي شده از خاک و بر مبناي کليدهاي مورتون و ترپ و همچنين اطلاعات سايت INVAM انجام گرديد. در نتيجه، دو جنس و دو گونه قارچ ميکوريزي شامل Acaulospora sp.، Glomus multicaule، Glomus sp. و Glomus fasciculatum شناسايي شدند. در کليه نمونه هاي خاک و در هر دو فصل، اسپورهاي گونه Glomus multicaule بيشترين فراواني را نشان دادند.
مژگآن السادات غفوري گیاهپزشکی
چرخه اسيد سيتريك مسير نهايي اكسيداسيون كربوهيداتها، ليپيدها و پروتئينها است . استيل كوآ كه متابوليت نهايي مشترك در همه اينهاست. با اگزالواستات تركيب ميشود تا سيترات بسازد . سيترات طي يك رشته واكنشهاي دهيدروژناسيون و دكربوكسيلاسيون تجزيه مي شود و ضمن توليد مجدد اگزالواستات، كوآنزيمهاي احياء كننده و 2 ملكول Co2 آزاد مي كند.
اكي والانهاي احياء كننده در زنجيره تنفسي اكسيد ميشوند. و ATP آزاد مي گردد. لذا چرخه اسيد سيتريك را ه اصلي توليد ATP است و در ماتريس ميتوكندريها، همجوار با آنزيمهاي زنجيره تنفسي و فسفريلاسيون اكسيدايتو قرار دارد.
چرخه اسيد سيتريك آمفيبوليك است، زيرا علاوه بر اكسيداسيون، در تامين اسكلت كربني براي گلوكونئوژنز، ساخت اسيدهاي چرب و تبديل اسيدهاي آمينه به هم نزديك نيز شركت دارد.
در حال حاضر کرم گلوگاه انارو قارچ هاي بيمارگر، به ويژه گونه هاي مختلف آسپرژيلوس و پنيسيليوم ، مهمترين مشكل انبارداري و مانع عمده صادرات ميوه انار مي باشند. کرم گلوگاه عوا مل بيمارگر را به درون ميوه انار انتقال داده و مهمترين عامل در فرآيند پوسيدگي ميوه انار محسوب مي گردد. به منظور تعيين مناسب ترين روش كاهش خسارت پوسيدگي هاي ميوه انار در انبار و افزايش عمر انبـارداري آن، تحقيقي از سال 1378 به مدت دو سال،در ايستگاه مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي يزد به مرحله اجرا گذاشته شد. اين بررسي در قالب طرح اسپليت پلات با سه تكرار و دو عامل و تحت شرايط كنترل دما و رطوبت انجام شد. عامل اصلي، دو رقم انار (ملس يزدي و گل تفتي) و عامل فرعي، شش نوع ماده مختلف ضدعفوني شامل، محلول 5% كلريدكلسيم (Cacl2)، واكس، هيپوكلريت سديم (ClONa) به نسبت 10% از مايع تجارتي بنام وايتكس، بنوميل (Benomyl) و 1.5 در هزار، اكسي كلـرورمس (Copper oxychloride) %1، تيابندازول (Thiabendazole) يا تكتــو 1.5 در هزار و شاهد بود. آزمايش در اطاق با دماي ثابت 10±1 درجه سانتيگراد و رطوبت نسبي 60-50 درصد انجام شد. در اين آزمايش درصد پوسيدگي ميوه در طول مدت انبارداري تعيين و با استفاده از برنامه MSTAT-C مورد تجزيه و تحليل آماري قرارگرفت. نتايج نهايي نشان داد كه اختلاف بين تيمارها از نظر سال، رقم، مواد ضد عفوني كننده و همچنين اثر متقابل سال و رقم، سال و مواد ضدعفوني، رقم و مواد ضدعفوني در سطح احتمال 1% و اثر متقابل سه گانه سال، رقم و مواد ضد عفوني روي پوسيدگي هاي انباري ميوه انار در سطح احتمال 5% معني دار است. در مجموع انار گل تفتي نسبت به پوسيدگي هاي انباري مقاومتر و داراي افت وزن كمتري بود. در بين عوامل فرعي هم، وايتكس تجاري 10 درصد، بيشترين تاثير در كاهش ميزان پوسيدگي هاي انباري انار داشت. بنابراين مي توان اين ماده را براي ضد عفوني ميوه انار قبل از انباركردن توصيه نمود.
شاكري منصور*,ميرحسيني محمدرضا,دهقاني فرهاد
مهدی صدروی
براي شناسايي قارچ هاي ميكوريز آربوسكولار، مزارع گندم استان گلستان در سال هاي 1384-1383 مورد بازديد قرار گرفتند و توده ريشه آن ها جمع آوري شد. پس از جداسازي و مطالعه هاگ هاي قارچ هاي موجود در نمونه ها و رنگ آميزي ريشه ها، 19 قارچ ميكوريز آربوسكولار، به اسامي زير شناسايي شدند:
Entrophospora infrequens, Glomus caledonium, G. clarum, G. constrictum, G. deserticola, G. eburneum, G. etunicatum, G. geosporum, G. gibbosum, G. globiferum, G. intraradices, G. microcarpum, G. mosseae, G. multiforum, G. rubiforme, G. sinuosum, Paraglomus occultum, Scutellospora calospora and S. dipurpurascens.
تنوع اين قارچ ها در نمونه ها (1-) 4 (-7) و G. mosseae با فراواني 91% گونه غالب بود. قارچ هاي G. eburneum، G. globiferum و S. calospora براي اولين بار از ايران گزارش مي شوند.
تقریبا نژادهای X.campestris ترکیبی از X.oryzae و X.albilineans و X.fragariae و X.maltophlia ژلاتین را هیدرولیز می کنند در حالی که X.populi و X.axonopodis این کار را انجام نمی دهند .
فعالیت Dnase خیلی بیان نشده در زانتوموناس ها اگر چه بالای 80 درصد از نژاد ها نشان می دهند تعدادی از فعالیت های DNase را نژادهای ثبت واقع شده اند در X.maltophilia ،X.axonopodis و مجموعه ی X.campestris .
Arella and sylvestre (1979 ) شرح دادند نژادهای با استعداد X.maltophilia را در تولید RNase خارج سلولی با یک فعالیت مطلوب در بالای محدوده ی وسیع PH 7 تا 10 . تجزیه نوکلئوتید اتفاق می افتد X.C.PV.Phaseoli و در X.oryzae .
کیتتیناز اتفاق می افتد در فنون 9 ، X.albilineans , X.axonopodis, X.campestris و X.maltophilia .فعالیت اوره آز (urease ) درزانتوموناس وجود ندارد . همه ی نژادهای زانتوموناس نشان می دهند فعالیت کاتالاز را . تقلیل نیترات اتفاق می افتد در 41 درصد از 390 نژاد X.maltophilia مطالعه شده . بالای 90 درصد از نژادهای زانتوموناس توانا هستند در تولید H2S درمحيط كشت دارای سيستئين به غیر از نژادهای کمی از X.albilineans و X.fragariae .تشکیل ایندول (Indole formation ) هرگز در زانتوموناس پیدا نمی شود . استوئین (Acetoin ) عموما تشکسل نمی شود توسط زانتوموناس به غیر از X.oryzae pv .oryzicola .
X.oryzae جلوگیری می کند از رشد و جوانه زنی کنیدی تعدادی از قارچ های فیتوپاتوژنیک .
گروه جديدي از پروتئينهاي حشرهكش به نام Vegetative Insecticidal Proteins كه در طي مراحل رويشي برخي از استرينهاي Bacillus thuringiensis توليد ميشوند، شناسايي شدهاند. اين پروتئينها بر خلاف دلتا- اندوتوكسين يا پروتئينهاي كريستالي حشرهكش (Insecticidal Crystal Proteins) كه در مرحلهي اسپورزايي باكتري به صورت اجسام همراه كناراسپوري (Parasporal Inclusion Bodies) در داخل سلول باكتري توليد ميشوند، به داخل محيط كشت ترشح ميگردند. VIPها در برابر بسياري از بالپولكداران و نيز سختبالپوشان آفت طيف حشرهكشي گستردهاي را نشان دادهاند. Vip3A كه پروتئيني به وزن 88 كيلو دالتون ميباشد، توسط B. thuringiensis به هنگام رشد رويشي آن به داخل محيط كشت ترشح ميشود و براي بسياري از بالپولكداران سمي است. سميت Vip3A براي كرم طوقهبر سياه 260 برابر بيشتر از برخي از پروتئينهاي Cry1Aاست. با اين كه علايم ايجاد شده توسط Vip3A شبيه علايم Cry1A هستند، اما بر خلاف پروتئينهاي Cry1A كه علايم پس از گذشت 16 تا 24 ساعت ظاهر ميشوند، علايم مربوط به Vip3A پس از گذشت 48 تا 72 ساعت ظاهر ميگردند.
يكي از ويژگيهاي جالب توجه پروتئين Vip3Aاين است كه توالي اسيد آمينهاي آن هيچ شباهتي به دلتا- اندوتوكسين ندارد. اين پروتئين در حالت فعال خود براي متصل شدن به وزيكولهاي غشاهاي ريزپرزهاي رودهي مياني بالپولكداران با ساير مواد رقابت ميكند. اين پروتئين در سطح اپيتليوم رودهي مياني به سلولهاي آن متصل شده و بر اثر اين اتصال، تخريب لايهي اپيتليومي اتفاق ميافتد. اين رخدادهاي ملكولي به صورت رفتاري نيز نمود مييابند. به عنوان مثال، وجود Vip3A در يك رژيم غذايي مصنوعي، در حشرات حساس باعث توقف تغذيه و خالي شدن روده (Gut clearance) ميشود. بررسيها نشان دادهاند در حالي كه نحوهي عمل Vip3A از جهاتي شبيه به نحوهي عمل Cry1Ab دلتا- اندوتوكسين ميباشد، اما Vip3A هدف ملكولي متفاوتي داشته و در مقايسه با Cry1Ab كانالهاي يوني متمايزي را تشكيل ميدهد.
پيرو تفاهمنامه في ما بين سازمان نظام مهندسي و سازمان حفظ نباتات كليه امور مربوط به صدور و تمديد پروانه تاسيس و بهرهبرداري آزمايشگاههاي تشخيص آفات و بيماريهاي گياهي، سم فروشيها و شركتهاي دفع آفات پس از طي مراحل قانوني به نظام مهندسي واگذار شد.به گزارش گياهپزشکان ايران و به نقل از ايسنا، مهندس محسن عظيمي- معاون برنامهريزي اشتغال و توسعه تشكلهاي تخصصي سازمان نظام مهندسي كشاورزي و منابع طبيعي استان تهران- با بيان اين مطلب افزود: پيرو انعقاد اين تفاهمنامه و جلسات متعدد مربوط به تشريفات واگذاري امور از حفظ نباتات به نظام مهندسي، هم اكنون سوابق كليه سم فروشيها، آزمايشگاهاي گياه پزشكي و شركتهاي دفع آفات خصوصي به اين سازمان منتقل شده كه در مرحله اول ضمن بررسي اين مدارك، اقدام به ايجاد بانك اطلاعاتي ديجيتالي براي آنان كردهايم.وي اضافه كرد: علاوه بر بحث صدور پروانه، كليه امور نظارتي همانند نظارت بر تجهيزات، پرسنل فني و عملكرد اين واحدها و نيز بازآموزي نيروهاي متخصص شاغل در اين شركتها، كلينيكها و فرشگاهها به نظام مهندسي تفويض شده است.وي در پايان ضمن قدرداني از همكاري سازمان حفظ نباتات و جهاد كشاورزي، بر نظارت دقيق و كارشناسانه سازمان نظام مهندسي بر امر صدور و تمديد پروانه تاسيس و بهرهبرداري اين واحدها تاكيد كرد و گفت: از اين پس، كليه متقاضياني كه خواستار تاسيس واحدهاي فروش سم، آزمايشگاههاي گياهپزشكي، واحدهاي توليد عوامل كنترل بيولوژيك و شركتهاي خصوصي دفع آفات هستند بايد براي ارائه درخواست و مستندات تخصصي خود به اين سازمان مراجعه كنند.مهندس عظيمي گفت: فروشگاههاي سم، داروخانههاي بخش كشاورزياند و همانطور كه هيچ داروخانهاي بدون پزشك داروساز نميتواند فعاليت كند، اين فروشگاه نيز بايد از وجود يك مهندس گياهپزشك استفاده كنند تا به ياري يكديگر بتوانيم ميزان و نحوه مصرف سموم را در كشور به استانداردهاي جهاني نزديك كنيم.
عامل بیماری Pseudomonas savastanoii pv.savastanoii
علائم:
روی درختان گالهایی قابل مشاهده اند که که تقریبا در تمامی بافتها و بخشهای گیاه از جمله دمبرگها (Petiole) و پهنک برگ(Lamina) هم بوجود می آیند. آلودگی های اولیه باعث ایجاد فرورفتگی هایی می شوند که در اثر متلاشی شدن سلول ها بوجود می آیند. سپس بعد از اینکه درخت در بهار شروع به رشد می کند، تکثیر بافتهای اطراف این فرو رفتگی ها باعث بوجود آمدن گا ل یا گره در این نقاط می گردند. گره ها در اثر هیپرپلازی بافتها در ساقه های جوان، نقاط رشد و قسمتهای قطع شده بوجود می آیند.در واقع تکثیر زیاده از حد سلولهای میزبان در اثر تولید ایندول استیک اسید (IAA) توسط سلولهای باکتری است. بعد از گذشت چند ماه گره ها ظاهری اسفنجی و نامنظم پیدا می کنند و سپس سخت و قهوه ای می شوند. در شاخه های کوچک ، گره ها به 2 سانتیمتر هم می رسند. این گره ها باعث برگ ریزی و از بین رفتن شاخه های گل دهنده شده و منجر به کاهش محصول می شوند. در ضمن گره ها باعث کاهش اندازه میوه ها و مقدار روغن و نیز از بین رفتن طعم میوه ها می گردند.از میان واریته های کشت شده واریته Manzanillo از همه حساس تراست.
اپیدمیولوژی :
باکتر یها با آب باران در کل درخت پخش می شوند( مقدار آلودگی با میزان بارندگی رابطه دارد) و فقط از راه زخم می توانند وارد بافتهای درخت شوند. باکتری ها معمولا از جای افتادن برگها، ترکهای ناشی از سرمازدگی، ضربات، هرس، تگرگ و حتی بادهای شدید نفوذ می کنند. جای افتادن برگها بین 10- 7 روز پس از افتادن آنها حساس است. بنابراین بیشترین خطر متوجه درختانی است که در طول دوره بارندگی، منافذ زیادی برای ورود باکتری دارند.
با توجه به وسعت پراكنش بيماري سرطان طوقه در سطح كشور، دامنه ميزباني وسيع باكتري عامل بيماري و همچنين ميزان خسارات وارد شده به محصولات كشاورزي، بررسي اين بيماري و عامل آن اهميت زيادي دارد. در اين راستا، 40 جدايه اگروباكتريوم از ميزبان هاي متفاوت و مناطق مختلف كشور جداسازي و شناسايي گرديد. جدايه ها براساس خصوصيات فنوتيپي به سه گروه تقسيم شدند: گروه اول شامل گونه Agrobacterium tumefaciens (Rhizobium radiobacter) بوده و خصوصيات بيوشيميايي يكساني داشتند. گروه دوم جدايه هاي بدست آمده از مو بودند، كه در اكثر صفات بيوشيميايي به گونه A. tumefaciens تعلق داشتند. گروه سوم، جدايه هاي گيلاس از منطقه آهار با ويژگي هاي تغذيه اي متفاوت بودند. اعضاي اين گروه تحت شرايط خاص بر روي ميزبان اصلي علايم بيماري را ظاهر نمودند.
پروفيل پلاسميدي در تمامي جدايه هاي مورد بررسي يكسان بود. همچنين جدايه ها در الگوي نقوش پروتئيني در نواحي باندهاي سنگين مشابه بوده و فقط در چند باند مياني تفاوت نشان داده اند، به طوريكه تفاوت درون گونه اي بيش از بين گونه اي بود. در آزمون BOX-PCR جدايه ها تنوع وسيعي نشان داده و دو دسته اصلي تقسيم شدند. درصد تشابه بسيار پايين در بين جدايه ها، حتي در سويه هاي جدا شده از يك منطقه جغرافيايي، بيانگر ناهمگوني بالا حتي در سطح هر منطقه مي باشد. براساس نتايج بررسي حاضر، خصوصيات فنوتيپي مي تواند به عنوان معيار كليدي در تشخيص گونه هاي اگروباكتريوم مورد استفاده قرار گيرد.
گره : Nodule
حبوبات : Legume
تركيب : Component
غلظت : Concentration
بافت : tissue
توالي : Sequence
نسبت : ratio
تثبيت : Fixation
لپه : Pea
محتوا : Compartment
ميزبان : Host
تنفس : respiration
حجم : bulk
غشاء : membrane
زهرا عراقی گیاهپزشگی 84
آنتی سرمهای polyclonal ممکن است برای شناسایی احتمالی رقمهای خاص استفاده شود.یک آنتی سرم پلی کلونال در همه ی سلولهای x.c.pv.plagonii باچندین رقم دیگرx.campestris واکنش می دهد .
در مقایسه با آنتی بادیهای پلی کلونال ،آنتی بادیهای مونو کلونال (mabs) تنها با یک آنتی ژن جداگر (epitope) واکنش میدهدوبا یک فرآیندتقسیم سلولی از لنفوسیتهای B سلولهای مغز استخوان موش به شکل کشت بافت سرطانی تولید شده است.
آنتی بادیهای مونوکلونال برای چندین رقم x.campestris ،همچنین گونه ی x.albinlineans وx.maltophilia توسعه یافته است. آنتی بادیهای مونوکلونال انتخاب شده ،برای سرعت بخشیدن به کشف پاتوژنهادرنمونه های گیاهی ودر نشانگرهای تنوع جمعیت ،در مطالعات بیماریزایی استفاده شدند.
آنتی بادیهای مونوکلونال ایجادشده مخصوص غشای بیرونی مولکولها بودند. Mabهاقادربه شناسایی زانتوموناس درسطح گونه،جنس یا رقم هستند.mabهاممکن است برای شناسایی زاتوموناس درمحیط زیست استفاده شوند.
SDS_PAGEprotein وهمچنین آنالیز اسیدچرب ،نژادهای لکه باکتریایی مرکبات را گروهبندی کردو آنها را از نژادهای CBC_A از x.c.pv.citri متمایز نمود.با استفاده از مونوکلونال آنتی بادیها نژادهای CBSبه 8 گروه سرولوژیکی جدا شد.
سودمندی الکتروفورز پروتئین در تاکسونومی زانتوموناس ابتدا بوسیله ی الکتروفورز Huisingh وshakawy اثبات شد.مثالها به روشنی توضیح میدهد که الکتروفورز پروتئین ممکن است یک ابزار ارزشمند برای تاکسونومی و شناسایی زانتوموناس فراهم کند.
SDS_PAGEprotein نسبت به آنالیز اسید چرب در نشان دادن روابط جزئی بیشتر قابل اطمینان بود،زمانی که هر 2روش با اطلاعات همولوژی DNA مقایسه می شوند.
تثبيت نيتروژن واكنشي كليدي براي ادامه زندگي در گياهان است. نيتروژن از 2 پروتئين، I و II تشكيل شده است. تركيب I ، وزن مولكولي حدود 220000 و شامل اتمهاي موليبدن و تركيب II داراي وزن مولكولي 60000 است. گرههاي روي ريشه حبوبات داراي يك پروتئين قرمز رنگ به نام لگوميوگلوبين است كه اكسيژن را حفظ كرده تا از نيتروژن غير فعال در سلولهاي ريزوبيوم در امان بماند. نيتروژن در پروتئين مولیبدن آهن از طريق واكنش محدود شده و سرانجام
از زمان باستان قارچ داراي فايده و بهره بوده است براي اينكه انواع متنوعي از غذاها و آشاميدني ها را توليد مي كردند.اولين اسناد تخمير و استفاده از غذاهاي مخمري در سومر و بابل كه قسمت هايي ازسرزمين حاصلخيز،در عراق هستند پيدا شده بود.( .(Elander and low 1992مصر باستان به تخمير به عنوان هديه اي به خداوند ازيريس توجه مي كردند،در صورتي كه رم باستان پيدايش قارچ ها وقارچ خوراكي دنبلان را به شكل توپ درخشنده به خداي خدايان زمين نسبت مي دادند(souza_Dias etal.2004)تعدادي از آيين ديني اساس قارچ ها را به اشكالي در آمريكاي مركزي و سيبري نسبت مي دادند
(Elander and low 1992) اولين و بهترين قارچ ها در جنگلها پيدا و به عنوان غذا استفاده مي شدند.به هر حال مخمر براي توليد نوشيدني هاي الكلي (شراب،آبجو،مشروبات الكلي) استفاده مي شدند.امروزه صدها فرآورده غذايي وجود دارد كه از ارگانيسم هاي قارچي براي مخلوط كردن توليداتشان استفاده مي كنند. مثالهايي از چنين غذاهاي توليد شده آشاميدني هاي مخمري،قارچ،سوس سبوس و پنير پلاسيده هستند.
رمز كشت تعدادي از قارچ هاي بزرگ توليد جوانه ها هست. تعداد زيادي از قارچ هاAgaricus bisporus توليد مي شودند.كه قارچ هاي تكمه اي ناميده مي شوند. وزن توليدات Agaricus bisporus 1956هزار تن تخمين زده شده است كه از قارچ هاي شيتاكه (1564 هزار تن ) و قارچ صدفي خوراكي (876 هزار تن) تشكيل شده است.مجموع توليدات قارچ ها 6161 هزار تن تخمين زده شده است(carlile et al 2001)
مژگان حیدری گیاهپزشگی 84
سالیانه 100 میلیون تن ازکودهای نیتروژن و بیشتراز 90 میلیون تن ازکودهای فسفات و پتاس به صورت جهانی استفاده می شود که بازده و ثمر محصولات کشاورزی را افزایش می دهد .
با وجود اینکه استفاده مرکب این کودها باعث افزایش بازده محصول شده می توانند باعث آلودگی محیط زیست و ایجاد مشکلاتی در سلامتی انسان گردند مثلا درتبدیل نیترات به تیتریت این ترکیب می تواند با آمین ثانویه ترکیب شود و باعث ایجاد عوامل سرطان زا می شود .
به دلیل عواملی مثل بالا رفتن ارزش و بهای کودهای شیمیایی وهمچنین اثر پنهانی ومنفی آن در تماس با محیط زیست گروهی از دانشمندان را بر آن داشت که در صورت امکان به تعویض کودهای شیمیایی با ماده تلقیحی باکتری بپردازند . در گذشته استفاده از این ماده تلقیحی موفقیت آمیز واقع نشد ولی درهزاره جدید و با استفاده ازاصول بیولوژی ذره ای مدرن ابزارهایی برای توسعه سریع و استفاده آنها درکشاورزی فراهم شد .
درخاک میکروارگانیسم های مختلفی مثل باکتری وجود دارد که می توانند ازمواد مختلف مثل کربن و نیتروژن استفاده کنند که احتمالا تمرکز بالایی از این باکتری ها در اطراف ریشه گیاهان می باشد که این به علت حضور سطوح بالایی از مواد غذایی است که توسط ریشه گیاهان تراوش می شود و باعث تقویت رشد باکتری ها و متابولیسم آنها می گردد . اثر متقابل باکتری و ریشه گیاهان ممکن است برای گیاهان مفید ، مضر و یا حتی خنثی باشد . بعضی اوقات یک باکتری ممکن است وضعیت های خاک را تغییر دهد . مثلا یک باکتری با تأمین نیتروژن ثابت باعث تسهیل رشد گیاهان می شود . در حالی که بعضی از باکتری های خاک پاتوژن گیاهان هستند که باعث ایجاد اثر منفی در گیاهان می گردد .
باکتری هایی که بعضی مواد مفید را برای گیاه تأمین می کنند از 2 تیپ کلی هستند :
1) آن هایی که دارای رابطه همزیستی می باشند که ریشه گیاهان میزبان را به ایجاد ساختار خاص یا برآمدگی (عقده ) وادار می کنند .
2) آن هایی که در خاک آزاد هستند و به رشد گیاهان به صورت مستقیم و غیر مستقیم کمک می کنند .
بعضی از بیماری های بعد از برداشت هستند که که در جریان برداشت و یا انبارداری باعث افزایش خسارت می شوند .
1- الترناریا (Alternaria)که این عامل قارچی می باشد . در میوه نارس Ferk نامیده می شود . علائم آن به صورت لکه های فرورفته و کوچک که اطراف توسط هاله ی زرد پوشیده شده است . این بیماری در میوه ی رسیده Black mold می نامنند . با کاشت ارقام مقاوم میتوان با این بیماری مبارزه کرد .
2- انتراکنوز Anthracnose) )که عامل قارچ(مخمر) می باشد . بافت مورد خسارت دانه دانه و روشنتر نسبت در رنگ نسبت به بافت سالم است . مرکز خسارت شامل لکه هی کوچک سیاه رنگ است . با استفاده از بذر سالم می توان با این بیاری مبارزه کرد .
3- Bacterial spotالودگی های کوچک در حدود 3 میلیمتر کمی جرب دار و برجسته است .
4- Botrytis gray mold که عامل قارچی است روکش خاکستری مخمل نما روی گل ها و میوه ها و برگ ها است.الودگی میوه به صورت دایره وار ناحیه های سفید با حلقه های مجزا که لکه های شبه مانند می نامنند . با تهویه و قارچ کش می توان از انتشار الودگی جلوگیری کرد .
5- بلایت اولیه Early blight خسارت روی میوه سیاه وقهوه ای و ثابت است . با توالی دو تا سه ساله می توان از گسترش بیماری جلوگیری کرد .
6- بلایت ثانویه late blight قسمتهای الوده روغنی متمایل به سبز و قهوه ای می باشد . میوه ممکن است ثابت بماند یا باعث نرمی بافت میوه می شود . با استفاده از قارچ کش های مسی می توان با این بیماری مبارزه کرد .
براي اولين بار ژني كه باعث تحريك فرايند گلدهي در گندم ميشود شناسايي شد. اين كشف به پژوهشگران امكان ميدهد در آينده گياهان پر محصولتري توليد كنند.
گروهي از دانشمندان دانشگاه ديويس كاليفرنيا ژن مسئول ورناليزاسيون -فرايندي كه طي آن دماي پايين گياه را تحريك به گلدهي ميكند- را شناسايي كردند.
"يورگه دابكفسكي" سرپرست تيم پژوهشي بر اين باور است كه عمل ژن مزبور موسوم به VRN1 ميتواند به گونه اي كنترل شود كه براي هر نوع اقليم, گندم مختص همان اقليم توليد شده و كشاورزان قادر باشند گندمي كشت كنند كه سازگار با منطقه خودشان بوده و در مناسبترين زمان ممكن گل بدهد.
او همچنين مي افزايد: "اين كشف همچنين كمك ميكند كه شناخت بهتري از مجموعه پيچيده ژنهاي مسئول گلدهي داشته باشيم." اين دستاورد در شماره اخير نشريه آكادمي ملي علوم ايالات متحده منتشر شده است.
برخي از گياهان نظير گندم, لاله, هويج, و نخود براي گلدهي نياز به يك دوره سرما دارند. به عنوان مثال گندم پاييزه تنها در صورتي به گل رفته و محصول توليد ميكند كه به مدت چند هفته در معرض دماي 4 تا 10 درجه سانتيگراد قرار گيرد.
دانشمندان بر اين باورند كه گياهان اين قابليت را حين تكامل به دست آورده اند.
"دابكفسكي" ميگويد او و همكارانش چهار نوع جهش را در ژن VRN1 شناسايي كرده و قصد دارد از اين جهشها در توليد رقمهاي بهتر استفاده كند.
او مي افزايد: "ما اكنون در حال تلاقي اين جهش يافته ها هستيم تا اثر اين جهشها را بر زمان گلدهي بررسي كنيم."
كشاورزان به دنبال ارقام مناسب براي منطقه خود هستند. مناسبترين زمان براي گلدهي مدت كوتاهي است, و در خارج از اين مدت احتمال بروز آسيبهايي ميرود: براي مثال در ايالت كاليفرنيا, اگر گندم زود به گل برود, خطر سرما زدگي و از بين رفتن محصول زياد ميشود; و اگر دير به گل برود, به آب زيادي نياز خواهد داشت, امري كه در مناطق كم آب اهميت زيادي دارد. "دابكفسكي" ميگويد: "به همين دليل ما نياز به برنامه هاي بهنژادي مناسب براي يك منطقه خاص داريم." او همچنين اين دستاورد را گامي به سوي توليد غلات علوفه اي براي تغذيه دام ميداند.
وزارت كشاورزي ايالات متحده به اين پژوهش بودجه اي معادل 600 هزار دلار اختصاص داده بود
یك گروه از پژوهشگران آمريكايي پيش بيني ميكنند بتوانند گياهاني توليد كنند كه در شرايط گلخانه اي و با آب دريا رشد ميكنند.
براي اين هدف, شركتي به نام فيوچراژن با كمك متخصصان سه موسسه پژوهشهاي كشاورزي ايالات متحده تشكيل شده كه در حال گردآوري اكتشافات ثبت شده مربوط به هدف ياد شده است.
اين پژوهشگران مدعي هستند كه هدفشان توسعه ژنتيك "دوستدار محيط زيست" است كه تا كنون منجر به توليد ارقام گوجه فرنگي و برنجي شده كه در خاكهاي خيلي شور رشد كرده و در دما و رطوبت پايين به خواب ميروند.
اين گروه در حال حاضر مشغول جلب سرمايه براي ايجاد مزارع آزمايشي, و نيز كسب موافقت وزارت كشاورزي و شوراي غذا و داروي ايالات متحده براي استفاده تجاري محصولات خود است.
اما روي آوري اخير آن ها به سرمايه گذاران بريتانيايي به جاي آمريكايي, عليرغم تمايل كمتر انگليسيها به اين فناوري, احتمالا منجر به بالا گرفتن دوباره بحث در مورد بي خطر بودن اين نوع كشت خواهد شد.
گروه پژوهشگران كه از سه دانشگاه پوردو, آريزونا, و ايلينوي هستند معتقدند كه روشهاي آنان به دليل اينكه ژن جديدي به ريخته ارثي گياه اضافه نميكند نگراني هايي را كه قبلا در مورد دستكاري ژنتيكي گياهان وجود داشت ايجاد نميكند.
روش آنان بر پايه مطالعه و افزايش فراواني ژن هايي است كه گياه به كمك آن خود را در برابر شرايط نامساعد محيطي حفظ ميكند. به طور خاص ژني موسوم به SOS1 شناسايي شده كه به گياه كمك ميكند نمك اضافي را قبل از آسيب زدن به گياه دفع كند و به اين ترتيب بقاي گياه را در خاكهاي شور آسان ميكند.
"برونو روجيه رو" مدير اجرايي فيوچراژن اميدوار است بتواند گياهاني را توليد كند كه بتوان آن ها را به جاي آب شيرين با آب دريا آبياري كرد.
با وجود اين هنوز اين برنامه ترديدهايي را بر مي انگيزد. "كارلو ليفرت" استاد كشاورزي ارگانيك دانشگاه نيوكاسل ميگويد: "در حال حاضر مردم نسبت به پديده دستكاري ژنتيكي به ديده شك نگاه ميكنند و به اين شركتها اعتماد ندارند."
تا زماني كه آزمايشها كامل نشده, نميتوان از مشكلات عملي اين برنامه سخن گفت. يكي از مشكلات عمده, عملكرد گياه در خاكهاي شور خواهد بود. در چنين خاكهايي, دفع نمك از ريشه به داخل خاك همراه با صرف مقدار زيادي انرژي خواهد بود.
دكتر "ري بره سان" استاد دانشگاه پوردو از مخالفت مستمر بريتانيا و اروپا با دستكاري ژنتيكي گله مند است: "طرفداران محيط زيست نيت مثبتي دارند, اما دانش آنها محدود است. سطح علمي استدلال اين گروه بسيار پايين است. هدف ما افزايش توليد در واحد سطح است, و اين به معني كاهش سطح زمين زير كشت خواهد بود. همه متخصصان محيط زيست ميدانند كه اثر منفي كشاورزي سنتي بر زيست بومها از هر عامل ديگري بيشتر بوده."
يك سوم زمينهاي زراعي آبي جهان به دليل شوري بالا غير قابل استفاده اند. بعد از هر آبياري, به ويژه در مناطق گرمسير, آب تبخير شده و نمك را در خاك بر جاي ميگذارد. يك راه حل اين مشكل آبشويي اين اراضي است, اما در جايي كه منابع آب محدود است اين كار عملي نيست.
تخمين زده ميشود در ايالات متحده سالانه 6ميليارد دلار/4ميليارد پوند محصول زراعي به دليل غير قابل استفاده شدن زمينهاي زراعي از دست ميرود. انتظار ميرود اين گونه محصولات علاوه بر ايالات متحده در چين, استراليا و آمريكاي جنوبي هم طرفداراني پيدا كند.
روند رو به رشد گزارشهاي مبني بر وجود علفهاي هرز مقاوم به "راندآپ" (رايجترين علفكش موجود در بازار) دانشمندان را به فكر طراحي راهكارهاي جايگزين براي كشت گياهان كرده است.
علفكش "راندآپ" با نام ژنريك "گلي فوسات" بيش از 30 سال است كه به بازار ارائه شده است و به دليل تاثير چشمگير بر علفهاي هرز, بسيار مورد علاقه كشاورزان, باغداران, و صاحبان زمينهاي گلف مي باشد. اين علفكش به كشاورزان امكان ميدهد كه تعداد دفعات وجين را كاهش دهند; عملي كه بسيار گران تمام شده ولي محيط زيست را نيز آلوده نميكند.
از ابتداي دهه 90 ميلادي/70 شمسي گياهان موسوم به Roundup Ready كه به دليل دستكاري در ريخته ارثي آنها به اين علفكش مقاوم شده اند, در گستره وسيعي از مزارع ايالات متحده كشت شده اند, و اين امكان را براي كشاورزان فراهم كرده اند كه علفكشهاي گلي فوسات را بدون نگراني از آسيب رساندن به گياه به كار ببرند.
بر اساس برآوردهاي وزارت كشاورزي ايالات متحده, 80 درصد از 73ميليون هكتار مزارع سوياي اين كشور زير كشت سوياي مقاوم به راندآپ است. اين رقم براي پنبه 30 درصد از 12ميليون و براي ذرت -كه تازه به بازار آمده- 11 درصد از 70 ميليون است.
"استيون پاولس" متخصص علفهاي هرز از دانشگاه غرب استراليا معتقد است كه كشاورزان بيش از حد اقدام به كشت محصولات مقاوم به راندآپ كرده اند. وي همچنين مي افزايد كاربرد اين علفكش براي توليد غذا در ايالات متحده و بسياري كشورهاي ديگر حياتي است, و در صورت گسترش علفهاي هرز مقاوم به راندآپ, وضعيت بحراني خواهد شد.
در سال 1996 ميلادي/1375 شمسي, براي اولين بار گزارشي در استراليا ارائه شد مبني بر اينكه مقاومت به گلي فوسات در چاودارهايي كه در مزارع غلات به صورت هرز رشد ميكنند ديده شده است. پنج سال بعد, رشد فزاينده چاودار در تاكستانهاي افريقاي جنوبي گزارش شد. در سال 2000 ميلادي/1379 شمسي, پژوهشگران دانشگاه دلاوير گزارشي به انجمن علوم علف هرز ايالات متحده ارائه دادند كه در آن مقاومت گياه هپوريس رسمي -علف هرز مزارع سويا با نام علمي Hippuris vulgaris- به گلي فوسات گزارش شده بود. از آن زمان تا كنون, مقاومت گياه هپوريس در ايالتهاي اينديانا, كنتاكي, مريلند, نيوجرسي, اوهايو, آركانزاس, مي سي سي پي, و تنسي نيز گزارش شده است.
مشاهده مقاومت علفهاي هرز شاهدانه آبي (Cannabis sativa) و برگ مخملي تيره پنيرك(Kalanchoe behavensis) به گلي فوسات نيز در ايالتهاي آيووا, ايلينوي, و ميسوري نگرانيهايي را برانگيخته است.
"آلن فلسوت" سم شناس دانشگاه ايالتي واشنگتن امكان جذب ژن از گياهان تغيير يافته ژنتيكي را مردود ميشمارد و معتقد است علفهاي هرز ميتوانند به طور طبيعي به علفكش مقاوم شوند. وي توضيح ميدهد: "وقتي در جايي منحصرا يك علفكش به كار گرفته شود, امكان بروز مقاومت به آن علفكش هست."
با اين وجود, عده اي از دانشمندان از كشاورزان خواسته اند روشهاي مديريت علف هرز خود را تغيير دهند تا راندآپ و علفكشهاي مشابه كارايي خود را در آينده حفظ كنند. "پاولس" كاهش كشت گياهان مقاوم به راندآپ را توصيه ميكند, ولي "مارك ون گسل" متخصص علف هرز از دانشگاه دلاوير, روشي متعادلتر را پيشنهاد كرده است. بر اين اساس كشتهاي مقاوم به راندآپ با كشتهاي معمولي در تناوب قرار ميگيرند: "به نظر من كشت گياهان مقاوم به گلي فوسات بايد محدودتر شود, ولي اين به آن معني نيست كه اين نوع گياه اصلا توليد يا كشت نشود, بلكه بايد كشت اين نوع گياهان با برنامه صورت گيرد تا مجبور نباشيم كشت اين گياه را يكباره كنار بگذاريم."
شركت "مونسانتو" كه توليد كننده اين نوع محصولات و نيز علفكش راندآپ است, اين مشكل را جدي تلقي نميكند. "گرگوري المور" كارشناس سوياي اين شركت ميگويد: "در بيشتر موارد گزارش شده, مشاهدات مربوط به محدوده كوچكي بوده است, و بعضا تنها از يك مزرعه گزارش شده است."
شركت "سينژنتا", رقيب مونسانتو, با نظر "ون گسل" موافق است. "شري فورد" سخنگوي اين شركت ميگويد: "ما عقيده داريم كه اين مشكل جدي بوده و در حال گسترش است. درست مانند داروهاي پادتن, كاربري و اعتماد بيش از حد به اين روشها ميتواند منجر به بي اثر شدن آنها شود."
agriculture-station.blogfa
بر اساس گزارشات سازمان ملل ، حدود 800 ملیون نفر از جمعیت جهان ( 14 در صد ) دچار نفر فقر غذایی هستند که تا سال 2020 به یک میلیارد نفر خواهد رسید. از سوی دیگر ، بشر با استفاده نسبتا کامل از منابع و امکانات موجود ، امروزه برای افزایش تولیدات کشاورزی با محدودیت منابع موجه است . در این راستا ، فناوری زیستی یا بیوتکنولوژی – کشاورزی افقی روشن در برابر دیدگان ما می گشاید . تا شاهد دومین انقلاب سبز باشیم .
پیچیده ترین شاخه بیوتکنولوژی ؛ مهندسی ژنتیک Genetic Inginearing ، می باشد که روشهای مبتنی بر ژنتیک سلولی ملکولی ، نشانگرهای ملکولی ، کشت سلولی بافت ، میکروبیولوژی و بیوشیمی را در بر می گیرد . به طور کلی مهندسی ژنتیک شامل استفاده از روشهای انتخاب ژن مورد نظر ، جداسازی ، خالص سازی ، تکثیر و انتقال ژن ها و ارزیابی بروز آنها در موجود زنده می باشد .
یکی از مهمترین و کاربردی ترین استفاده های مهندسی ژنتیک در کشاورزی تراریزش یا انتقال ژن و تولید گیاهان و جانواران تراریخته transgenic Plant می باشد . این گیاهان دارای صفات جدید و یا تغییر یافته ای هستند که می توانند قابلیت مقابله با آفات را به طور اتوماتیک داشته باشند و این مسئله درآنها به حالت بالقوه در آید.
از سال 1901 که " ایشی واتا " باکتری شناس ژاپنی ، از بدن یک لارو مرده کرم ابریشم باکتری را جدا کرد تاکنون قریب به یک قرن است که مطالعات گسترده ای در زمینه تاثیرات و نحوه عملکرد و اثر این باکتری انجام می گیرد .
Bacillus thuringiensis یا BT نامی آشنا در کنترل آفات و حشرات است که در تولید بیش از 90% آفت کش های میکروبی و تعداد زیادی از گیاهان فراریخته مقاوم به حشرات کاربرد دارد ؛ به عنوان عاملی برای مبارزات بیولوژیک این باکتری یک باسیل گرم مثبت و اسپورزا است که به دلیل دارا بودن توکسین هایی که خواص حشره کشی دارند ، در مقابله با حشرات زیان آور کشاورزی ، بهداشت و محیط زیست جایگاه مهمی دارد .
توکسین های این باکتری که به " دلتا اندو توکسین " معروفند ، در حقیقت پروتئین های کریستالی هستند که هنگام اسپورزایی باکتری تولید می شوند . هنگامی که این توکسین توسط حشره بلعیده می شود .پروتئین کریستالی در محتویات و شیره قلیایی روده حشره حل شده و تحت تاثیر آنزیم های پروتئاز به قطعات کوچک تر تبدیل می شود . در اثر واکنش هایی که این قطعات با سلولهای اپی تلیال روده میانی حشره انجام می دهند ، دیواره روده حشره سوراخ شده و محتویات روده با هموسل مخلوط می گردد که این امر موجب بروز یک عدم تعادل بیوشیمیایی در بدن لارو می شود که برای حشره کشنده است . پس از جذب میزان کافی از توکسین و صورت پذیرفتن فعل و انفعالات مذکور ، لارو دست از تغذیه می کشد، در نتیجه ظرف چند روز از گرسنگی می میرد .
پژوهشها نشان داده است که این باکتری قابلیت استفاده علیه طیف وسیعی از آفات راسته های Lepidoptera, Coleoptera,dipter,Homoptera و حتی آفات غیره حشره مانند نماتد ها و پارازیتهای حیوانات اهلی را دارا می باشند .
چند مثال از کاربرد های BT:
- انتقال ژن BT به باکتری خاکزی Pseudomonas fluorescence
که با ریشه غلات و سویا همزیست می باشد و اضافه کردن این باکتری به خاک می تواند خسارت کرم اگروتیس یا شب پره زمستانی
(Agrotis ipsilon or Black cutworm ) در غلات را کنترل کند .
- انتقال ژن BT به یک ریز سازواره درونزاد Endophyte Microorganism که داخل دستگاه آوندی گیاهان زندگی می کند و تکثیر می شود و آغشته سازی بذور ذرت و برنج با آنها ، موجب کنترل کرم ساقه خوار ذرت و برنج می شود .
- آزمایشات مزرعه ای نشان داده است که ریزسازواره در خارج از گیاه زنده نمی ماند و به گیاهان تلقیح نشده همجوار نیز منتقل نمی شود . بنابر این مشکل زیست محیطی نخواهد داشت .
در پایان باید یاد آور شد که استفاده از روشهای مبتنی بر مبارزات بیولوژیک با آفات به جای استفاده از سموم شیمیایی هم از نظر حفاظت محیط زیست بسیار حائز اهمیت است و هم از نظر صرفه جویی اقتصادی کشاورزان ، به عبارتی می تواند بهینه سازی مبارزه و کنترل آفات باشد .
به منظور بررسي روند توسعه بيماري بلايت فوزاريومي سنبله گندم ناشي از قارچ Fusarium graminearum درمزرعه، از مدلهاي اپيدميولوژيك بهره گرفته شد. آزمايشها در دو سال متوالي طي سالهاي زراعي 79- 1378 و 80- 1379 در ايستگاه تحقيقاتي عراقي محله واقع در گرگان، با استفاده از ارقام فلات، تجن، زاگرس و لاين مقاوم SHA3/SERI/NANJING 833/Lira و درقالب طرح بلوك هاي كامل تصادفي با چهار تكرار انجام شد. آزمايشها زير سيستم ميست و خارج از ان با دو تيمار اسپورپاشي و بدون اسپورپاشي انجام شد. اسپورپاشي پنج بار به فاصله يك هفته و يادداشت برداري از ازمايشها حداقل در پنج نوبت به فواصل سه روز صورت گرفت. دراين تحقيق از مدلهاي تك مولكولي، لوجستيك، گومپرتز، لوگ- لوجستيك و ويبول براي بررسي روند پيشرفت بيماري نسبت به زمان (Temporal analysis) استفاده شد. نكويي برازش مدلها با استفاده از ضريب همبستگي R2 و ميانگين مربعات و خطا(Mse) ارزيابي شد. در آزمايشهاي خارج از سيستم مه پاش در سال 79-1378 آلودگي مشاهده نشد. ازطرفي در ازمايشهاي زير ميست، R2 به دست آمده براي اغلب مدلها پايين و كمتر از حدي بود كه بتوان گفت اين مدلها كارايي بالايي در توصيف پيشرفت بيماري دارند. با اين وجود با درنظر گرفتن R2 در ارقام فلات و تجن مدل لوگ - لوجستيك و دررقم زاگرس مدل گومپرتز مناسبترين مدل در توصيف روند پيشرفت بيماري تشخيص داده شد. در آزمايشهاي سال زراعي 80-1379 درشرايط زير ميست و با اسپورپاشي درارقام فلات و تجن، مدل تك مولكولي به ترتيب با R2 برابر با 0.966 و 0.828 بيشترين كارايي را در توصيف پيشرفت بيماري داشت و در رقم زارگرس مدل ويبول (c=2) با R2 0.744 بهتر از بقيه ارزيابي شد. در آزمايشهاي تحت شرايط ميست و بدون اسپورپاشي، در رقم فلات مدل لوگ - لوجستيك با R2 0.774 و در رقم تجن مدل تك مولكولي با 0.597 R2 بيشترين كارآيي را درتوصيف پيشرفت بيماري داشتند. در رقم زاگرس نيز مدل لوجستيك با R2 0.679 كارآيي بيشتري نسبت به بقيه نشان داد. در آزمايشهاي خارج از ميست با اسپورپاشي، در رقم فلات مدل گومپرتزبا R2 0.679 نسبت به ساير مدلهاي مناسبترين مدل تشخيص داده شد. در رقم تجن R2 تمامي مدلها بسيار پايين بود و هيچ يك كارآيي لازم را نداشت. با اين وجود مدل ويبول(C=2) نسبت به بقيه وضعيت بهتري داشت. در رقم زاگرس مدل لوگ - لوجستيك با R2 0.667 از نكويي برازش بالاتري برخوردار بود. دركليه آزمايشها بيماري در لاين مقاومت پيشرفت چنداني نداشت، لذا در اين لاين هيچ يك از مدلها براي توصيف پيشرفت بيماري مناسب نبودند.
در بررسي 55 نمونه خاك از مناطق مختلف ايران، 5 نمونه به شرح زير حاوي نماتودهاي آلوده به باكتري بودند:
1- اهواز: روي گونه Meloidogyne javanica (جدايه PA)، 2- سراوان: روي گونه M. javanica (جدايه PS) 3- ورامين: روي گونهM.javanica (جدايهPV) 4- اردستان: روي گونه Helicotylenchus pseudorobustus
5- گلپايگان: روي گونه اي H.vulgaris وAmplimerlinius.macrurus براساس مشخصات مرفولوژيكي اسپورها و مراحل رويشي باكتري، جدايه هاي جمع آوري شده تشخيص Pasteuria penetrans داده شد.
در آزمايش گلخانه اي جدايه هاي PA و PNG از (گينه نو) به ميزان 5 10 اسپور در هر گرم خاك و همچنين گرانول ده درصد نماكور با غلظت 0.04 ميلي گرم در گرم خاك به ترتيب 71.1و87.1و79.8 درصد باعث كاهش جمعيتM. javanica در ريشه گوجه فرنگي گرديدند.
ج. ا. ايران
انگلستان
آمريکا
امارات
کويت
آلمان
هلند
کانادا
ترکيه
سوئد
هند
فرانسه
مکزيک
يونان
عربستان
فيليپين
افغانستان
مالزي
مجارستان
اسپانيا
چين
برزيل
پرو
بلژيک
استرالیا
ايتاليا
ژاپن
تايلند
اندونزی