تبليغاتX
پزشکان گیاهان
+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت 10:57 |
+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت 10:51 |

بهروز حريقي

گروه گياهپزشكي، دانشكده كشاورزي و منابع طبيعي، دانشگاه كردستان سنندج BHarighi@uok.ac.ir

 

در بهار و تابستان سال 1384 طي بازديد از مزارع يونجه برخي مناطق در استان كردستان علايم بيماري بر روي برگ، دمبرگ و محور اصلي ساقه مشاهده گرديد. مشخصات بيماري بر روي برگ بصورت لكه هاي آبسوخته و در اندازه هاي مختلف بود. در مواردي لكه ها بهم پيوسته و بخش اعظم سطح برگ بصورت سوخته در مي آمد. وسط لكه ها بتريج خشك شده و هاله زرد رنگي اطراف آنها را فرا ميگرفت. علايم بر روي دمبرگ و محور اصلي ساقه در ابتدا بصورت لكه هاي آبسوخته بوده و پس از گسترش  به رنگ قهوه اي و كشيده ظاهر ميشد. از بافت آلوده يك باكتري با كلني هاي سفيد رنگ و كند رشد بر روي محيط آگار غذائي جدا سازي و خالص گرديد. خصوصيات فنوتيپي، فيزيولوژيكي و بيوشيميائي 12 جدايه باكتري مورد بررسي قرار گرفت. كليه جدايه ها ميله اي شكل، گرم منفي، اكسيداز و آرجينين دي هيدرولاز منفي، كاتالاز مثبت و هوازي بودند. كلني باكتري بر روي محيط كشت كينگ-ب- آگار توليد رنگدانه فلورسان نموده و بر روي محيط كشت آگار غذائي حاوي 5% سوكروز توليد كلني هاي لعابدار و محدب نمودند. با تزريق سوسپانسيون جدايه ها در شمعداني ايجاد فوق حساسيت نمودند و  نتيجه آزمونهاي تحمل نمك طعام 3%، احيا نيترات، توليد اندول، واكنش متيل رد ، توليد هيدروژن سولفوره از پپتون و سيستئين، لهانيدن ورقه هاي سيب زميني ، اوره آز، هيدروليز ژلاتين، نشاسته و كازئين براي تمام جدايه ها منفي و نتيجه آزمونهاي توليد استوئين ، هيدروليز لسيتين و تويين 80 در برخي جدايه ها مثبت بود. هيچكدام از جدايه ها بر روي محيط YDC توليد كلني زرد رنگ و لعابدار ننمودند. تمامي جدايه ها توانائي استفاده از گلوگز، سوكروز، رافينوز، فروكتوز، گالاكتوز، مانوز و گلسسرين را داشتند و برخي جدايه ها از سوربيتول و اينوزيتول بعنوان تنها منبع كربوهيدراتي استفاده نمودند. هيچكدام از جدايه ها قادر به استفاده از مالتوز، ساليسين، لاكتوز، ادونيتول، سلوبيوز، آرابينوز، ترهالوز، مانيتول، دولسيتول، سوربوز، رامنوز، زايلوز، ملي بيوز، پروپيونات، بنزوات و مالونات بعنوان تنها منبع كربوهيدراتي نبودند. بيماريزائي برخي جدايه ها با تزريق سوسپانسيون باكتري به برگ ها به اثبات رسيد. بر اساس خصوصيات ذكر شده در بالا عامل بيماري باكتري Pseudomonas syringae pv. syringae تشخيص داده شد. بر اساس اطلاعات موجود اين نخستين گزارش از وقوع بيماري در ايران است. 

 

 

Alfalfa bacterial blight disease in Kurdistan province

 

B. Harighi

Plant protection department, College of Agriculture & Natural resources, University of Kurdistan, Sanandaj BHarighi@uok.ac.ir

 

During the spring and summer of 2005, a disease has been observed on leaf, petiole and stem of Alfalfa in some areas of Kurdistan province. Symptoms are initially yellowed area on leaves, within which water-soaked, irregular spot develop. Symptoms on petiole and stem include water-soaked lesions at first, later turning brown. The causal bacterium was isolated from infected tissues by using nutrient agar medium. Phenotypic, biochemical and physiological properties of 12 isolates have been investigated. Isolates have been produced round, white and slow growing colonies on nutrient agar medium. All strains were rod-shaped, gram negative, oxidase and arginine dihydrolase negative, catalase positive and aerobic. Strains and produced levan on nutrient agar containing 5% sucrose and fluorescence pigment on King,s medium B agar. Selected isolates induce hypersensitivity reaction on Geranium after 48hr. None strains have been produced indole, H2S from cystein and peptone, yellow-mucoid colonies on YDC medium and didn,t grow on nutrient agar plus 3% NaCl. Non strains hydrolyzed gelatin, starch and casein, whearse some strains hydrolyzed lecithine, tween 80 and produced acetoine. Reducing nitrate to nitrite, Methyl red reaction, potato soft rot activity and urease production for all strains were negative. All strains produced acid from glucose, raffinose, sucrose, fructose, galactose, mannose and glycerol whearse maltose, salicin, lactose, adonitol, cellobiose, arabinose, trehalose, manitol, dulcitol, sorbose, rhamnose, xylose, melibiose, propionate, benzoate and malonate were not. Some strains used sorbitol and inisitol as carbon sources. Pathogenicity of selected strains was confirmed by injecting of bacterial suspension into the intercellular space of leaves. According to phenotypic, biochemical and physiological properties causal bacterium have been identified as Pseudomonas syringae pv. syringae. To our knowledge, this is the first report of this disease in Iran.  

  


+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت 10:45 |

شعبان کيا1، محمد ترابي2 و عبدالرحيم نظري1

1- مرکز تحقيقات کشاورزي و منابع طبيعي گلستان، گرگان   2- موسسه تحقيقات اصلاح و تهيه نهال و بذر، کرج

 

بيماري سپتوريوز برگي گندم از مهمترين بيماريهاي گندم درجهان مي باشد كه ساليانه خسارات فراواني را به محصول گندم وارد مي سازد. استفاده از ارقام مقاوم  مؤثرترين ، اقتصادي ترين و سالم ترين  روش ازنظر زيست محيطي براي كنترل اين بيماري به شمار مي رود. به همين منظور تعداد 531  لاين پيشرفته واميد بخش به اضافه 14 رقم تجاري گندم در سال زراعي84 - 83 نسبت به سپتوريوز برگي  درشرايط مزرعه اي و زير سيستم آبياري مه پاش در ايستگاه تحقيقات کشاورزي گرگان مورد ارزيابي قرار گرفت. درشرايط مزرعه اي هريك از لاينها دردوخط يك متري وبه فاصله 30 سانتي متر از يكديگر كاشته  شدند . به فاصله هر 10 لاين ونيز درحاشيه خزانه رقم حساس تجن كاشته  شد. آلوده سازي مصنوعي لاينها درمرحله پنجه زني با پخش كردن  برگهاي آلوده جمع آوري شده از سال قبل و اسپورپاشي با سوسپانسيون اسپور چندين بار انجام  شد. يادداشت برداري از واكنش لاينها با روش ساري وپرسكات تغيير يافته توسط ايال وهمكاران ودرمقياس 99-00 انجام شد. براساس نتايج بدست آمده ، بيش از 55% لاينها واکنش حساس، 22% لاينها واکنش نيمه حساس و 23% لاينها نيز مقاومت نشان دادند. نتايج حاصل از بررسي مقاومت ارقام تجاري نيز نشان دهنده حساس بودن بيشتر آنها نسبت به بيماري سپتوريوز برگي بوده است، بطوريکه بيش از 80% ارقام مورد بررسي حساس و بقيه نيز نيمه حساس بودند. بنابراين براي ايجاد مقاومت و توليد ارقام مقاوم به اين بيماري بايستي به دنبال منابع مقاومت در ارقام و واريته‌هاي وحشي در طبيعت بگرديم و با انتقال ژنهاي مقاوم  به ارقام اصلاح شده تجاري، بتوانيم ارقام مقاوم به بيماري سپتوريوز برگي بوجود آوريم.

 

 

Evaluation of resistance to septoria leaf blotch in wheat lines and cultivars

 

Sh. Kia1, M. Torabi2 and A. Nazari1

1-Agricultural and Natural Resourcse Research Center of Golestan, Gorgan, Iran 2-Seed and Plant Improvement Research Institute,Karaj, Iran

 

Septoria leaf blotch is one of the most important diseases of wheat in the world that causes wheat yield loss. Using resistant cultivars is the most effective, economic and environmentally health method to control of this disease. For this purpose, 531 wheat lines in addition to commercial cultivars were evaluated to septoria leaf blotch at field conditions and under mist irrigation during 2004-2005 in Gorgan station. Each line was planted in 2 rows of  1 m long and spaced 30 cm apart. Lines were inoculated artificially several times by spreading infected leaves and spraying with spore suspension. The evaluation was carried out  based on Sarri and Prescott method modified by Eyal et al. and on 00-99 scale. The results showed that more than 55% lines were susceptible, 22% were semisusceptible and 23% were resistant. The results of evaluation of commercial cultivars showed that more than 80% cultivars were susceptible and the rest were semisusceptible. This showes that the most of commercial cultivars are susceptible to septoria leaf blotch. So we should search resistance sources in nature and  in wild varieties and with transfer resistance gene to commercial modified cultivars can produce  resistant cultivars to septoria leaf blotch.

 

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 و ساعت 12:42 |
+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 و ساعت 12:34 |
+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 و ساعت 12:31 |

يونس رضايي دانش1، ابراهيم محمدي گل تپه1، عزيزاله عليزاده1 و ک. جي. موکرجي2

 

1- گروه بيماري شناسي گياهي، دانشکده کشاورزي، دانشگاه تربيت مدرس 2- گروه گياه شناسي، دانشگاه دهلي، هندوستان آدرس پست الکترونيکي: Younes_rd@yahoo.com

 

قارچهاي ميکوريز- آربوسکولار از مهمترين عوامل ميکروبي همزيست ريشه گياهان بوده و با بيش از 80٪ گونه هاي گياهي از جمله گياهان تيره بقولات رابطه همزيستي دارند. از جمله مهمترين ويژگيهاي مثبت همزيستي اين قارچها با ريشه گياهان مي توان به افزايش جذب آب و عناصر غذايي از جمله فسفر، مقاومت عليه بيماريهاي خاکزاد و مقاومت به تنشهاي شوري و خشکي و نيز بهبود بافت و ساختمان خاک اشاره نمود. در طي سالهاي 1382 و 1383 تعداد 300 نمونه خاک از مزارع سويا و يونجه در استانهاي مهم از نظر سطح زير کشت اين محصولات جمع آوري گرديد. در کل تعداد 120 نمونه خاک از رايزوسفر مزارع سويا و 180 نمونه خاک از رايزوسفر مزارع يونجه جمع آوري و جهت مطالعات تعيين گونه هاي قارچي، شمارش اسپوري و تعيين الگوي پراکنش گونه اي مورد استفاده قرار گرفت. جهت شناسايي گونه هاي قارچي اقدام به برقراري کشتهاي گلداني تله با استفاده از ذرت و سورگوم جهت تکثير اسپورهاي قارچي شد. اسپورها از هر 100 گرم نمونه خاک بر اساس روش استاندارد جداسازي شده و سپس 5 لام ميکروسکوپي براي هر نمونه خاک با قرار دادن 10 اسپور با دقت و بر اساس تفکيک گروه اسپوري تهيه گرديد. جهت شمارش اسپوري از هر نمونه خاک مزرعه 3 تکرار هر يک بوزن 10 گرم انتخاب و اسپورها بر اساس روش استاندارد جداسازي شدند. سپس تعداد اسپور بصورت ميانگين براي سه تکرار ثبت گرديد. نتايج نشان داد که بيشترين تعداد اسپور در اراضي تحت کشت سويا متعلق به استان گلستان و اراضي با بافت خاک رسي- سيلتي، بدون تناوب زراعي و اراضي ديم و در اراضي تحت کشت يونجه متعلق به استان همدان و اراضي با بافت خاک لومي- رسي و بدون تناوب زراعي بود. از 24 گونه قارچي شناسايي شده، 12 گونه قارچي براي ايران و به شرح زير جديد مي باشند:

Glomus microcarpum, G. dimorphicum, G. reticulatum, G. botryoides, G. boreale, G. multisubstensum, G. fulvum, Gigaspora candida, Gigaspora albida, Scutellospora coralloidea, Acaulospora mellea, Acaulospora dilatata.

در بين گونه هاي شناسايي شده گونه هاي Glomus fasciculatum وGlomus mosseae داراي بيشترين فراواني گونه اي در رايزوسفر هر دو گياه ميزبان بودند. صحت تشخيص گونه ها توسط پروفسور ک. جي. موکرجي مورد تائيد قرار گرفته است.

 

 

New species of arbuscular- mycorrhizal fungi from rhizosphere of soybean and alfalfa in Iran

 

Y. R. Danesh1, E. Mohammadi Goltapeh1, A. Alizadeh1 and K. G. Mukerjii2

 

1- Department of Plant Pathology, College of Agriculture, Tarbiat Modarres University 2- Department of Botany, Delhi University, New Delhi, India E-mail address: Younes_rd@yahoo.com

 

Arbuscular- Mycorrhizal fungi are the main groups of microbial symbionts associated with plant roots and they have mutualistic symbiosis with more than 80% of plant species including legumes. The main results of this symbiotic association are improving uptake of water and nutrients particularly phosphorous, inducing resistance to soil borne pathogens, salinity and drought stress and improving soil texture and structure. During 2003- 2004, 300 soil samples were collected from the main alfalfa and soybean cultivated provinces in Iran. 120 soil samples from soybean fields and 180 soil samples from alfalfa fields collected and used for number of spores counting, fungal species identification as well as their distribution patterns and frequencies. In order to species identification, spores of each soil sample propagated by establishment of pot trap cultures using sorghum and maize. Spores from each 100g soil sample were recovered using standard method and then five microscopic slides were prepared by putting 10 spores based on spore group dissociation. For spore counting, three replicates 10g each was selected for each field soil sample and spores isolated using standard method and counts reported as mean for three replicates. Results showed the highest number of spores in soybean cultivated fields was in Golestan province with silty- clay soils, with no crop rotation and irrigiation and in alfalfa cultivated fields was in Hamedan province with clay- loam soils with no crop rotation. Of the 24 fungal species identified, 12 were new for Iran as follow:

Glomus microcarpum, G. dimorphicum, G. reticulatum, G. botryoides, G. boreale, G. multisubstensum, G. fulvum,
 Gigaspora candida, Gigaspora albida, Scutellospora coralloidea, Acaulospora mellea, Acaulospora dilatata.

Among all identified species, Glomus fasciculatum and Glomus mosseae counted for a higher frequency in both host plants rhizosphere. The correct identity of all species was confirmed by Prof. K. G. Mukerjii.

 

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 و ساعت 12:28 |
                                                           نیره قربانی

اعضاي

اعضاي جنس ريزوبيوم ، رشد سريع دارند. آنها شديداً به آگروباكتريوم مرتبط هستند. گونه هاي زيادي از ريزوبيوم وجود که ميزبان محدودي دارند. گونه ريزوبيا گلومينوساروم ، به سه قسمت تقسيم مي شود .جنس برادي ريزوبيوم بسيار معروف مي باشد ، گونه برادي ريزوبيوم ، محدوده ي وسيعي از دانه هاي حاره اي ، درحاليكه گونه ريزوبيوم محدوده ي كوچكي از دانه هاي معتدله را ندوله
مي نمايد.،روا و سودوموناس،نزديك ترين وابسته به برادي ريزوبيوم مي باشد. جنس سوم يعني آزوريزوبيوم مي تواند از
N2 به عنوان يك منبع نيتروژن در طول رشد در كشت آزاده زنده استفاده كند *برخي از موارد آشكار جنس ريزوبيال :

مورد

ريزوبيوم

برادي ريزوبيوم

آزوريزوبيوم

فلاژلاروي

0 بري تريش

0 اقطب از زير قطبي

اپري تريش جانبي

تثبيت نيتروژن

نادر

برخي نژادها

ويژگي مشخصه

رشد روي فيكن كننده N2

0

0

ويژگي مشخصه

سرعت رشد روي كشت

معمولاً سريع

معمولاً آهسته

سريع

موقعيت ژنهاي نودونيف

اساساً پلاسميد

اساساً كروموزومال

احتمالاً كروموزومال

محدوده اختصاصيت ميزبان

معمولاً محدود

اغلب وسيع

فقط يك گونه

*ريزو بيوم:اينها در مناطق معتدل ، معمول تر هستند. مطالعات با دانه هاي ميموزيد چوبي آشكار نمود كه اين گونه محدوديت ، زياد معتبر نيست . نه فقط يك دانه ي تك ممكن است توسط چند جنس ريزوبيال ، ندوله شده باشد ، اما يك نژاد  ريزوبيال ممكن است ميزبانها را از زير خانواده مختلف لگومنيوزآ ، ندوله نمايد * نگهداري:نژادهاي ريزوبيا نياز به نگهداري در يك حالت پايدار و غير فزاينده براي به حداقل رساندن شانس هاي گوناگون ، فقدان گوناگوني و آلو دگي با ساير ميكروارگانيزم ها . امروزه بهترين ابزر حفظ كشت،خشك كردن انجمادي و انجام در دماي خيلي كم است.ريزوبيا به خشك كردن بسيار حساس مي باشد و سريعاً وضوحش را از دست مي دهد. لوله هاي اول بايد حداقل با 2 سانتي متر آگار حظ شوند. كشت ها بايد در يك منطقه سرد و خشك ( 15 درجه سانتگي گراد ) نگهداري شوند. اگر يك محيط 5  درجه سانتي گراد در دسترس باشد ، قابل ترجيح دادن مي باشد* كشت آگار ذخيره شده تحت روغن پارافين :ساده ترين شكل كشتي است كه مستقيماً روي يك آگار يا سطح ژلاتين در يك شيشه ، رشد داده شده باشد. ريزوفورا بسيار به خشك كردن حساس بوده و سريع وضوحش را از دست مي دهد.. ترجيحاً در يخچال نگهداري شوند روي برخي از واسطه ها ، كشت ها گرايش از ماده الاستيك توليد كنند. علاوه بر اين ، بقاي تلقيح روي دانه ، با اينوكوموم بر اساس تورب مقايسه مي شود.

 

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در دوشنبه بیستم اسفند 1386 و ساعت 23:19 |

اسماعيل محمودي1، محمد جواد سليماني‌1، محسن تقوي2 و عزيز باقري3

1- بخش گياهپزشکي، دانشکده کشاورزي، دانشگاه بوعلي‌سينا، همدان 2- بخش گياهپزشکي، دانشکده کشاورزي، دانشگاه شيراز 3- بخش تحقيقات آفات و بيماريهاي گياهي، مرکز تحقيقات کشاورزي و منابع طبيعي، همدان

 

يکي از مهمترين عوامل بيماري‌زايي كه ذرت را تهديد مي‌كند پكتوباكتريوم‌ها هستند. اين گروه از باكتري‌ها نقش عمده‌اي در كاهش كميت و كيفيت محصولات كشاورزي داشته و داراي گسترش جهاني هستند. در تابستان و پاييز سال 1384 از مزارع ذرت استان همدان نمونه‌هايي جمع‌آوري شد که داراي پوسيدگي نرم در ساقه بودند و اکثر اين بوته‌ها حالت پژمردگي و کوتولگي داشتند. با کشت اين نمونه‌هاي آلوده در آزمايشگاه روي محيط کشت ائوزين متيلن بلو(EMB)، باکتري‌هايي با کلوني‌هاي سبز متاليک ظاهر شدند که از ميان آن‌ها 18 استرين باکتري به منظور انجام آزمون‌هاي شناسايي انتخاب و خالص گرديد. همه استرين‌هاي مورد آزمايش گرم‌منفي، ميله‌اي شکل، متحرک با تاژک محيطي(Peritrichous)، بي‌هوازي اختياري، کاتالاز مثبت، اکسيداز منفي و قادر به لهانيدن ورقه‌هاي سيب‌زميني بودند. در آزمون‌هاي فنوتيپي انجام شده به منظور شناسايي دقيق عامل بيماري، تنوع بالايي در نتايج آزمون‌ها حاصل شد و به طور کلي احتمال مي‌رفت که استرين‌هاي مورد بررسي به بيش از يک گونه تعلق داشته باشند. تعدادي از اين استرين‌ها در آزمون‌هاي لسيتيناز ، فسفاتاز، توليد اندول، مواد احياء کننده از سوکروز و توليد گاز از گلوکز مثبت بودند و از مانيتول، زيلوز، لاکتوز، فروکتوز، سوکروز، دي-‌ آرابينوز و مانوز اسيد توليد کردند. قادر به استفاده از سيترات، مالونات و لاکتات به عنوان منبع کربن بودند. همچنين اين استرين‌ها به اريترومايسين حساس و در توليد اسيد از مالتوز و ترهالوز منفي بودند. اين استرين‌ها به گونه
Pectobacterium chrysanthemi با نام جديد Dickeya zeae Samson et al. 2005 نسبت داده شدند. بقيه استرين‌ها داراي خصوصياتي متفاوت و بينابين گونه‌ها و زير گونه‌هاي پکتوباکتريوم‌ها بودند و بر اساس نتايج آزمون‌هاي بيوشيميايي و فنوتيپي قرار دادن آن‌ها در بين گونه‌هاي پکتوباکتريوم‌ها مشکل است و انجام آزمون‌هاي شناسايي دقيق‌تر مانند استفاده از روش‌هاي مولکولي براي مشخص شدن جايگاه آن‌ها لازم و ضروري است. بيماري‌زايي همه استرين‌ها روي ذرت به اثبات رسيد. اين اولين گزارش از وجود اين بيماري در استان همدان است.

 

 

Characterization of the causal agent of bacterial stalk rot of corn in Hamadan province

 

E. Mahmoudi1, M. J. Soleimani1, M. Taghavi3 and A. Bagheri2

1- Department of Plant Protection, Faculty of Agriculture, Bu_Ali Sina University, Hamadan, Iran 2- Agricultural and Natural Research Center, Hamadan, Iran 3- Department of Plant Protection, Faculty of Agriculture, Shiraz University, Shiraz, Iran Email:agrms@basu.ac.ir

 

Among plant pathogenic bacteria threatening corn, pectobacterium is the most important disease agent. During summer and fall of 2005 samples with stunting and wilting symptoms from corn fields in Hamadan province were collected, and assumed as stalk soft-rot disease. 18 bacterial strains with green methalic colour colonies on Eosine Methylene Blue (EMB) media were selected for biochemical and identification tests. A gram-negative, rod-shaped, facultative anaerobic, mobile bacterium with peritrichous felagella was isolated from the affected corn crown and stalk. Bacterial strains were catalase positive, oxidase negative, pectolytic and rotted potato tuber slices. The results from phenotypic tests indicated that some strains were highly divergent in contrast to other strains. In some case they were positive in lecithinase, phosphatase, indole production, Reducing substances from sucrose and produced gas from glucose. They also used citrate, malonate and lactate as carbon sources for their growth. Acid was produced from manitol, xylose, lactose, fructose, surose,D-arabinose and mannose but not from maltose and terhalose. These strains which were also sensitive to erytromycine were identified as Pectobacterium chrysanthemi (Dickeya zeae Samson et al. 2005). Identification of other strains with different phenotypic characterization and biochemical tests results, has to be remained under investigation. Pathogenicity of all the strains were confirmed by injection-infiltration on corn stalk with bacterial suspension and reisolation of the strains from the symptomatic tissues. This is the first report on occurrence of corn bacterial stalk rot in Hamadan.

 


+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در دوشنبه بیستم اسفند 1386 و ساعت 11:2 |
+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 و ساعت 17:18 |
+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 و ساعت 17:16 |

ميثم تقي نسب1،الميرا خادملو2، عبدالحسين طاهري1 و حشمت ا.. رحيميان3

1-دانشکده علوم زراعي، دانشگاه علوم کشاورزي و منابع طبيعي گرگان taghinasab@hotmail.com  2-گروه بيماري شناسي گياهي، دانشگاه تربيت مدرس

3-دانشکده کشاورزي، دانشگاه مازندران

 

در تابستان سال1383 طي بازديد هاي انجام شده از مزارع ذرت اطراف گرگان علائم مربوط به لهيدگي ساقه ذرت مشاهده گرديد بطوريکه معمولا ساقه ها از محل لهيده شده دچار شکستگي ميشدند. از کشت نمونه ها روي محيط ائوزين متيلن بلو آگار و نگهداري در دماي اتاق جدايه هايي با کلني هاي داراي سايه سبز متاليک جدا گرديد .  جدايه هاي مورد بررسي گرم منفي، داراي تاژک محيطي، بي هوازي اختياري، اکسيداز منفي، کاتالاز مثبت و قادر به لهانيدن ورقه هاي سيب زميني بودند.جدايه ها اندول و اوره آز، پروتئاز توليد نکرده، توانايي استفاده از کتومتيل گلوکوزيدو هيدروليز نشاسته را نداشته و به اريترومايسين حساس نبودند. همه جدايه ها قادر به توليد مواد احيا کننده از سوکروز، فسفاتاز، گاز سولفيد هيدروژن از سيستئين، لسيتيناز، استوئين و رشد در نمک پنج درصد و دماي سي و هفت درجه سانتي گراد بودند. از ساليسين، زايلوز، الفا متيل دي گلوکوزيد و ترهالوز اسيد توليد کرده اما قدرت توليد اسيد از سوربيتول، اينولين، فروکتوز، آرابينوز، دي- تارتارات، لاکتوز و مانيتول را نداشتتند. واکنش متيل رد جدايه ها منفي بود. با توجه به خصوصيات ذکر شده اين جدايه ها حد واسط گونه Pectobacterium atrosepticum و زير گونه   P. c. subsp. odoriferum  قرار ميگيرند.

 

                                             

Identification of the agents associated with stalk rot of corn in Golestan province

 

M. Taghinasab1, E. khademlou2 , A. Taheri1 and H.Rahimian3

1- College of Crop Sciences, Agricultural and Natural Resources Univ, Gorgan, taghinasab@hotmail.com 2- Department of Plant Pathology, Tarbiat Modares University 3-College of Agriculture, Mazandaran Univercity, Sari

 

To identify the agents associated with stalk rot of corn (Zea mays), samples displaying symptoms were collected from corn fields of Gorgan in summer 2004. The stalks usually were broken from the rotted site. The bacterial strains were isolated on EMB (eosine- methylene blue agar). Strains displaing green metallic sheen were selected for determination of their phenotypic features.  Strains were Gram-negative; rod shaped   with several pritrichous flagella, facultatively anaerobic, catalase positive, oxidase negative and rotted potato tuber slices. The tests for production of indol, urease, protease, utilization of keto-methyl glucoside, hydrolyzation of starch and sensitivity to erythromycin were negative. Production of reducing substances from sucrose, phosphatase, H2S from cysteine, lecithinase, acetoin and growth in 5% NaCl and in 37© were positive. Strains produced acid from sorbitol, inulin, fructose, arabinose, D-tartarate, lactose and mannitol but not from salicin, xylose, α-methyl-D-glucoside and trehalose. They gave a negative reaction in methyl red test. Strains had features that did not adequately match those of the described species and subspecies of the genus Pectobacterium. However they were recognized as intermediate subspecies between Pectobacterium atrosepticum and P. c. subsp. odoriferum .

 


+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 و ساعت 17:14 |

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 و ساعت 10:40 |

امير مساح1، کرامت اله ايزدپناه1، عليرضا افشاريفر1، استفان وينتر2 و علي آهون منش3

1-مرکز تحقيقات ويروس شناسي گياهي، دانشکده کشاورزي، دانشگاه شيراز 2-بخش ويروس شناسي گياهي، برانشويگ، آلمان 3- دانشگاه صنعتي اصفهان

 

از روش واکنش زنجيره اي پلي مراز با آغازگرهاي تصادفي  (random-PCR)و سپس اتصال قطعات تعيين ترادف شده جدا از هم از طريق طراحي آغازگرهاي اختصاصي، براي تعيين ترادف ويروس موزائيک ايراني ذرت (IMMV) استفاده شد. بدين ترتيب ترادف کامل ژن ها و نواحي بين ژني و ترادف ناقص نواحي دو ناحيه ابتدائي  (trailer) و دنباله (leader) شامل 12381 نوكلئوتيد بدست آمد و مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. اين مطالعه نشان داد که IMMV شامل شش ژن بر روي رشته مكمل ويروسي مي باشد. هر ژن از اولين متيونين تا كدون خاتمه بين دو ناحيه بين ژني محاسبه شد. نقشه پيشنهادي ژنومي اين ويروس بصورت                ¢ 5 l-N-P-3-M-G-L-t ¢3  مي باشد. N، P، 3، M، G و L بترتيب ژن هاي نوكلئوكپسيد، فسفوپروتئين، پروتئيني با نقش نامشخص، ماتريكس پروتئين، گليكوپروتئين و ترانس كريپتاز مي باشند. l و t بترتيب نواحي leader و trailer مي باشند. ژن ها در ويروس موزائيك ايراني ذرت بوسيله نواحي بين ژني كه بسيار حفاظت شده مي باشند از يكديگر جدا مي شوند. ترادف استنتاجي(consensus) براي نواحي بين ژني حفاظت شده بصورت¢5¢AAUUCUUUUUGGGUUU/G3 مي باشد. همرديف سازي دوتائي و  چندتائي و تجزيه و تحليل درخت فيلوژنتيك نشان داد كه  ويروس موزائيك ايراني ذرت در مقايسه با ساير رابدوويروس هاي گياهي به ويروس موزائيك ذرت   (MMV)نزديكتر است. نتايج حاصل از اين تحقيق شامل تجزيه و تحليل ترادف همسو با نتايج حاصل از كارهاي قبلي شامل فقدان ارتباط سرولوژيكي بين  ويروس موزائيك ايراني ذرت و ويروس موزائيك  ذرت، اختلاف در دامنه ميزباني، اختلاف در اندازه پروتئين ها، اختلاف در اندازه پيکره هاي ويروسي و داشتن ناقل هاي مختلف نشان مي دهد كه ويروس موزائيك ايراني ذرت يك ويروس مشخص و جدا مي باشد. ولي نزديكترين ويروس به آن ويروس موزائيك ذرت مي باشد.

 

 

Sequencing and molecular characterization of Iranian maize mosaic nucleorhabdovirus

 

A. Massah1, K. Izadpanah1, A. R. Afsharifar1, S. Winter2 and A. Ahoonmanesh3

1- Plant Virus Research Center, College of Agriculture, Shiraz University, Shiraz, Iran 2- DSMZ Plant Virus Division, Braunschweig, Germany 3- Isfahan University of Technology

 

Random polymerase chain reaction (rPCR) followed by filling of gaps by the use of specific primers (designed from the rPCR data) was used to sequence and subsequently analyze the genome of   Iranian maize mosaic virus (IMMV). Complete nucleotide sequence of genes and intergenic regions and partial sequence of leader and trailer regions comprising 12381 nucleotides were determined. Based on these data IMMV had six open reading frames (ORF) on complementary viral RNA (vcRNA). All ORFs were estimated as a region from the first methionine to a stop codon between two junctions. The proposed IMMV genomic map is 3¢ l-N-P-3-M-G-L-t 5¢. N, P, 3, M, G and L are genes for proposed nucleocapsid, phosphoprotein, a protein of unknown function, matrix protein, glycoprotein and transcriptase. T and l are the trailer and the leader sequences, respectively.  Each ORF in IMMV is bordered by two intergenic regions. Part of all intergenic regions is highly conserved. The consensus sequence for conserved intergenic regions is 3¢AAUUCUUUUUGGGUUU/G 5¢. Pairwise and multiple alignments and phylogenetic tree analysis showed IMMV closer to MMV than to other plant rhabdoviruses. The results of this study, including sequence analysis in agreement with the results of previous works including absence of serological relationship between IMMV and maize mosaic virus (MMV), difference in host range, difference in size of proteins, difference in particles size and transmission by different vectors show that IMMV is a distinct virus in the genus Nucleorhabdovirus. However, the closest virus to IMMV appears to be MMV.


+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 و ساعت 10:33 |

taghinasab@hotmail.com

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت 10:26 |
img

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت 10:15 |

محمد رضا ميرزائي 1، مهدي آزاد وار 2، امير رضا امير ميجاني 2 و غلامرضا افشار منش 2

1- مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي خراسان جنوبي ، بيرجند 2-  مركز تحقيقات كشاورزي جيرفت و كهنوج ، جيرفت

 

در اواخر تابستان 1383 ضمن بازديد از مزارع ذرت در منطقه علي آباد جيرفت ، علايم بيماري پوسيدگي بصورت نقاط نامنظم قهوه اي رنگ بر روي بلالهاي ذرت رقم 700 -كرج در مزرعه مشاهده شد. قطعات كوچكي از بافتهاي آلوده پس از شستشو با آب معمولي و ضدعفوني سطحي با محلول هيپوكلريت سديم 5/0 درصد حجمي به مدت حدود يك دقيقه بر روي محيط PDA كشت داده شدند و در دماي 28 درجه سانتي گراد قرار گرفتند. پر گنه قارچ پس از سه روز رنگ سفيد مايل به خاكستري داشت و رشد آن نسبتاً سريع بود. ميسيليوم ها با انشعابات دو تايي ، بي رنگ و ديواره دار كه از طريق قطعه قطعه شدن توليد آرتر و سپورهاي بي رنگ ، تك سلولي به ابعاد 5/7-5×5/12-5/7 ميكرومتر مي نمودند. بيماري زايي بيمارگر بر روي بلالهاي نارس بصورت تزريق سوسپانسيون 5 10×5 اسپور انجام شد . شاهد آب مقطر نيز منظور شد. علايم پوسيدگي بر روي بلالهاي تلقيح شده پس از سه روز ظاهر گرديد. تلقيح جدايه ها بر روي ميوه هاي ليموترش منجر به پوسيدگي شديد آنها گرديد. جدايه ها محيط مايع سيب زميني - دكستروز ( PDB ) با 7/2 PH= را پس از 72 ساعت به حالت لزج و مات در آوردند و در محيط آب ليموترش پاستوريزه با 2/2 PH= رشد نمودند. بنابراين جدايه ها نژاد مركبات تشخيص داده شدند. اين اولين گزارش از پوسيدگي بلال ذرت ناشي از قارچ G. candidum Line. Ex pers. در ايران مي باشد.

 

A new report of ear rot of corn caused by Geotrichum candidum from Iran

 

M. R. Mirzaee1, M. Azadvar2 , A. R. Amir Mijani2 and Gh. Afsharmanesh2

1- Agricultural Research Center of Southern Khorasan, Birjand 2- Jiroft and Kahnuj Agricultural Reasearch Center, Jiroft

 

In Summer 2005 , in a survey conducted in corn Fields of Ali - abad (Jiroft region ) , symptoms of  a ear rot was observed. Initial symptoms on ear of corn cultivar 700-karaj were as brown and irregulary shaped spot. Infected tissues were cut in small pieces , washed in running tap water , surface-sterilized with 0.5% (V/V) sodium hypochlorite for one min before  placing them on PDA media at 280c.  Colonies had a rapid growth , white to grey in colour. Mycelia were hyaline , septate , with baranch dichotomously . Arthrospores formed in chains, cylindrical , hyaline , one - celled and 7.5-12.5X5-7.5  μm in size. A pathogenicity test was performed by injecting suspensions of arthrospores ( 5X105 spores/m1) into the immature ears. Alternatively , control ears  treated with sterile distilled water. Symptoms of inoculated ears , were observed after 3 days . The fungus was pathogenic on fruits of lime. The isolates grew in pasteurized lemon juice at PH = 2.2 and PDB at PH=2.7 in 72 hr. On the basis of above- mentioned characteristics, the isolates were identified as citrus race . This is the first report of G. Candidum inciting ear rot of corn.

 

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت 10:2 |
+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 و ساعت 16:48 |

پرستو ناروئي1، جواد مظفري2، حميدرضا زماني زاده1 و فاطمه خلقتي بنا2

1- دانشگاه آزاد اسلامي، واحد علوم تحقيقات 2- مؤسسه تحقيقات اصلاح و تهيه نهال و بذر، بخش تحقيقات ژنتيک و ذخاير توارثي، كرج

 

بيماري بلاچ برگي گندم (Septoria tritici)  از جمله عوامل محدود کننده اين محصول بويژه در سالهاي اخير بوده است. براي دستيابي به منابع مقاومت به بيماري سپتوريا به منظور اصلاح ارقام مقاوم، مقاومت گندم‌هاي تتراپلوئيد در برابر اين بيماري مورد ارزيابي قرار گرفت. براي اين منظور واکنش تعداد 31 رقم گندم بومي تتراپلوئيد ايراني در يک طرح بولکهاي کامل تصادفي با سه تکرار و در مرحله گياهچه تحت شرايط کنترل شده در برابر مخلوط جدايه‌هاي شمال و جنوب قارچ عامل اين بيماري بطور جداگانه بررسي شد. جدايه‌هاي قارچ Septoria tritici از مزارع آلوده شمال و جنوب کشور جمع آوري شد و در دو مخلوط جدايه‌هاي شمال و جنوب قرار گرفت. مايه تلقيح شامل مخلوط  جدايه‌هاي شمال و جنوب بر روي گياهچه‌هاي ده روزه در گلخانه در شرايط دماي 20 درجه و رطوبت در حد اشباع اسپري شد. پس از استقرار بيماري، علائم بيماري براي ارزيابي مقاومت که عبارتند از سطح نکروز (NA) ، پوشش پيکنيد (NP) اندازه گيري شد. نتايج تجزيه واريانس داده‌ها نشان داد که در شرايط گلخانه بين ارقام براي مقاومت در برابر هر دو جدايه اختلاف معني داري وجود دارد. نمونه‌هاي ژنتيکي ارزيابي شده در چهار گروه مقاوم، نيمه مقاوم، حساس و نيمه حساس طبقه بندي شدند. ارقام بومي مقاوم تحت شماره‌هاي 2612، 2607، 2610 و ارقام نيمه مقاوم تحت شماره‌هاي 12661، 12666، 860، 16994، 12664، 12662، 862، 170001، 16998، 12666، 863، 4130، 16995، 16996، 861، 4127 در بانک ژن گياهي ملي ايران نگهداري مي شوند. منحني‌هاي روند توسعه بيماري (AUDPC) نيز براي ارقام مقاوم و حساس رسم شد که نشانگر تفاوت قابل توجه ارقام بومي گندم‌هاي تتراپلوئيد در واکنش به اين بيماري بود. نتايج اين بررسي نشان داد که گندم‌هاي تتراپلوئيد ايراني داراي منابع مقاومت به اين بيماري مي باشند و مي توانند در برنامه‌هاي به نژادي مورد استفاده قرار گيرند.

 

 

Evaluation of Iranian tetraploid wheat landraces for resistance to leaf blotch disease

 

P. Naroee1, J. Mozafari2, H. Zamanizade1 and F. Khelghati bana2

1- Islamic Azad University, Science and Research Unit. 2- Seed and Plant Improvement Institute, Genetics and Genetic Resources, Karaj

 

Wheat leaf blotch (Septoria tritici) has been one of the major constrains of wheat production in recent years. Iranian tetraploid wheat landraces were evaluated for resistance to this disease, in order to find resistant sources to be used in the wheat breeding program. Response of 31 tetraploid wheat landraces were evaluated against Septoria tritici in a Random Complete Block Design with three replications, at the seedling stage under controlled conditions. Isolates of Septoria tritici collected from infected fields of the North and the South of Iran placed into two isolate mixtures. Ten days old-seedlings were inoculated with two mixtures, separately, under saturated humidity condition and 20 °C temperature. Disease symptoms including necrotic area (NA), number of pycnids (NP) and the ratio of necrotic area/ leaf area were recorded. Analysis of variance revealed that there was a significant difference for resistance to Septoria tritici between wheat tetraploid landraces under greenhouse conditions. Tetralpoid wheats examined in this study were classified in to four groups of resistant, medium resistant, susceptible and medium susceptible accessions. Accessions of KC- 2612, KC-2607, KC-2610 were resistant, and accessions of KC-12661, KC-12660, KC-860, KC-16994, KC-12664, KC-12662, KC-862, KC-170001, KC-16998, KC-12666, KC-863, KC-4130, KC-16995, KC-16996, KC-861, KC-4127 were medium resistant. Area under disease progress curve was estimated for resistant and susceptible landraces revealing significant differences in their reaction to the disease. Result of this study showed that Iranian tetraploid wheats contain sources of resistance to Septoria tritici which can be used for developing resistant cultivars.

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 و ساعت 16:45 |
                                 عسگر پوراصغر    

براي جلوگيري ازفرسايش و جهت حفظ و نگهداري رطوبت خاك سعي بر آن مي شود كه از سيستم شخم حداقل و يا شخم سطحي استفاده گردد تا بقاياي گياهي بيشتري در سطح خاك بماند ، بقاياي گياهي به عنوان محيط زندگي و منبع موادغذايي براي عامل اكثر بيماريهاي گياهي است .

در زراعت گندم بيماريهايي كه بر روي بقايا فعاليت كرده و ايجاد بيماري مي كنند عبارت از بيماريهاي سپتورياي سوختگي برگي ،سپتورياي سوختگي گلومي ، پاخوره ،پوسيدگي هاي ريشه و طوقه و سوختگي هاي گياهچه ناشي از فوزاريوم مي باشد، لذا براي كنترل اين بيماريها بر روي بقايا ضروري است از مديريت تلفيقي استفاده گردد و مديريت خوب بيماري سبب مي گردد بوته ها در مقابل حمله بيماري مصون مانده و مقاوم باشند روش هايي كه براي مديريت تلفيقي بيماري اعمال مي گردند عبارتند از :

 ۱-   تناوب زراعي كارآمد :

تناوب زراعي يكي از روش هاي مؤثر زراعي براي كنترل بيماريهاي بقايازي و خاكزي مي باشد ،تناوب گندم با زراعتهاي غير هم گروه غلات سبب مي شود كه بقايا به جهت نيافتن ميزبان مناسب براي آلودگي از بين بروند و در نتيجه تجزيه بقايا، موادغذايي براي عامل بيماري از خاك تخليه گرديده و عوامل بيماري زا ( ميسليوم ، اسپورها  و سايراندام هاي زايشي عوامل بيماري زا ) از بين بروند و كشت گندم بعد از زراعتهاي غير هم گروه كمترين آلودگي را داشته و بيماري به نوعي كنترل خواهد گرديد.

 ۲-    استفاده از ارقام محلي مقاوم :

ارقام زراعي متعددي از گندم وجود دارند كه سطح تحمل و مقاومتشان به عوامل بيماري زاي بقايازي و خاكزي متفاوت مي باشد لذا ارقام زراعي پربازده مقاوم و يا متحمل به بيماري اگر در دسترس باشند مؤثرترين و كم هزينه ترين روش در كنترل اين گروه بيماريها خواهد بود.

 3-تاريخ كشت مناسب :

 تاريخ كشت تآثير خيلي معني داري روي شدت اثر بيماريهاي خاكزي دارد مثلاً بيماري سفالسپوريوم نواري در صورتيكه گندم زود كشت گردد آلودگي به آن خيلي شديد خواهد بود ،به جهت اينكه توسعه زياد ريشه باعث تماس بيشتر با بقايا و بيماري هاي خاكزي شده و رخداد بيشتر بيماري را سبب مي گردد پس ضروري است مناسب ترين و ايده آل ترين تاريخ كشت  هر منطقه تعيين و در آن تاريخ با در نظر گرفتن ساير شرايط اقليمي زراعت گندم كشت گردد.

 4-استقرار بوته :

براي استقرارمناسب بوته بهتر است گندم در مزارع با خاك مرغوب كشت گردد ، گياهچه هاي سالم و قوي مي توانند در مقابل عوامل بيماري زا بهتر از بوته هاي ضعيف عمل كنند ، عمق كشت در خاكهاي با بافت متوسط تا خوب 2.5 تا 3.5 سانتي متر و در خاك هاي با بافت درشت 5 سانتي متر مي باشد ضروري است بافت خاك طوري باشد كه امكان تماس بهتر بذر با خاك را فراهم كند.

 ۵-كنترل علف هاي هرز :

بيشتر عوامل بيماري زاي بقايازي و خاك زي گندم تعدادي از علف هاي هرز باريك برگ را نيز آلوده مي سازند ، كنترل علف هاي هرز و غلات خودرو در مزارع گندم به كاهش حجم عامل بيماري زا در مزرعه كمك كرده و به دنبال آن در طول فصل زراعي از شدت عامل آلودگي كاسته مي شود.

 ۶- استفاده از قارچ كش ها :

      تعدادي از قارچ كش ها مي توانند بيماري هاي بقايازي گندم را به نحو احسن كنترل كنند، قارچ كش هاي مؤثر مي توانند بيماري هاي سپتوريا ، پاخوره ، فوزاريوم و ساير بيماري هاي خاك زي را كنترل كنند ، عوامل بيماري زاي خاك زي سبب پوسيدگي هاي ريشه و طوقه ، سوختگي هاي گياهچه و بيماري هاي ناشي از آلودگي بذر به بوته شده ومي توانند با بكارگيري قارچ كش هاي مؤثر مخصوصاً بصورت ضد عفوني بذر باعث تيمار و كنترل بيماري گردند.

 ۷- مديريت بقاياي گياهي :

     براي كاهش فرسايش خاك توسط باد و آب ، بقاياي گياهي بيشتري در مزارع در سطح خاك نگداشته مي شوند ، اگر علف هاي هرز علفي يكساله در زمان برداشت تراكم زيادي داشته باشند بهتر است از علف كش گراماكسون يا اينكه بعد از برداشت گندم عمليات شخم صورت گيرد اين اقدام دو جنبه مفيد دارد:اول اينكه علف هاي هرز علفي يكساله را كنترل نموده و رطوبت خاك را بجهت عدم استفاده علف هرز از آن حفظ نموده و از بذررفتن علف هاي هرز ممانعت به عمل مي آورد و دوم اينكه علف هاي هرز باريك برگ يكساله به عنوان ميزبان خوب براي يك سري از بيماريهاي قارچي و ويروسي هستند كنترل مي گردند.

 پس نگهداري بقاياي گياهي در سطح خاك مزيت زيادي داشته كه در كل سبب حفاظت خاك مي شود و فوايد جانبي آن عبارت از حفظ رطوبت خاك با نگهداشتن برف در سطح مزرعه ، كاهش حركت آب درسطح مزرعه ، افزايش نفوذ آب ، كاهش دماي خاك و بهبود محيط زندگي موجودات خاكي مي باشد ،

بنابراين با اين فوايدي كه حفظ بقاياي گياهي در كنار عامل نگهداري و بيماري زايي بقاياي كاه و كلش در سطح مزرعه دارد ضروري است مديريت اصولي از طريق روش هايي كه گفته شد اعمال گردد تا بقاياي گياهي از بين نرفته و مثمرثمر واقع شده و از بيماري زايي آن كاسته ويا به كلي حذف گردد.

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 و ساعت 11:32 |

همايون كاظمي1، محمد علي آقاجاني2، علي دهقاني3 ، عبدالرضا فروتن4، ساسان رجايي5 و خشنود نوراللهي6

1- موسسه تحقيقات آفات و بيماريهاي گياهي 2- مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي گلستان 3- مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي خوزستان 4- مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي مازندران 5- مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي فارس 6- مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي ايلام

kazemi@ppdri.ac.i r  

 

بيماري سپتوريا سنبله گندم با عامل قارچيBerk.) E.Castellani and E.G.Germano   Stagonospora nodorum (، يكي از بيماري هاي مهم اين محصول در بسياري از مناطق كشت آن در دنيا است. قارچ عامل بيماري بذر زاد بوده و اين موضوع بر اهميت بيماري مي افزايد. مراحل جنسي و غير جنسي قارچ عامل اين بيماري براي اولين بار از روي گندم نان در كشور، در ارديبهشت ماه سال 1381 از استان گلستان گزارش شد. با توجه به اهميت بيماري و عدم شناخت از وجود آن در ساير استان هاي گندم خيز كشور، بررسي حاضر انجام شد. به اين منظور، طي سال هاي 1382 و 1383 مزارع گندم استان هاي تهران، گلستان، خوزستان، مازندران، فارس و ايلام از مرحله ظهور سنبله ها تا رسيدن كامل مورد بازديد قرار گرفته و سنبله هاي آلوده مشخص و درصد آنها تعيين شد. نتايج نشان داد متوسط درصد آلودگي مزارع در استان گلستان طي سال هاي اجراي طرح بترتيب 6/12 و 8/29 درصد بود. در استان خوزستان از مجموع نمونه هاي جمع آوري شده، آلودگي نمونههاي منطقه انديمشك تاييد شد. در استان هاي تهران، مازندران، فارس و ايلام با وجود نمونه هاي مشكوك فراواني كه جمع آوري شد، عامل بيماري جدا سازي نگرديد. با توجه به بذر زاد بودن عامل بيماري، لازم است در استان هاي آلوده تمهيدات خاص قرنطينه اي به مورد اجرا گذاشته شود.

 

 

Study on distribution and importance of Septoria glum blotch of wheat in some provinces of Iran

 

H. Kazemi1, M. A. Aghajani2, A. Dehghani3, A. Forutan4 , S. Rajaei5 and K. Nuralahi6

1- Plant Pest and Disease Research Institute ,2- Agricultural and Natural Resource Research Center of Golestan , 3- Agricultural and Natural Resource Research Center of Khuzestan , 4- Agricultural and Natural Resource Research Center of Mazandaran , 5- Agricultural and Natural Resource Research Center of Fars 6- Agricultural and Natural Resource Research Center of Ilam

kazemi@ppdri.ac.ir

 

Septoria glum blotch of wheat caused by Stagonospora nodorum (Berk.) E.Castellani and E.G.Germano is an important disease of wheat world-wide. The pathogen is seed-born and has potential to spread  quickly to other areas. The anamorph and teleomorph of the fungus was first reported from Golestsn province in 2002. To determine prevalence of the disease in Tehran, Golestan, Khuzestan, Mazandaran, Fars and Ilam provinces, wheat fields were survey from GS58 to GS94 Zadoks growth stages. The results showed that average of the disease incidence was 12.6 and 29.8 percent in Golestan province, in 2003 and 2004 respectively. In Khuzestan province incidence of the disease was confirmed only in samples collected from fields located in Andimeshk. In other provinces the disease was not detected. It is recommended that inputted seeds should not be transported from infected provinces  to other areas of the country.     

 

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 و ساعت 11:20 |
                                                 آرامه حدادچی

باد عامل مهمی برای پراکندگی با فاصله های کوتاه این باکتری می باشد.

و همچنین قطرات آب هم می تواند در فاصله های کوتاه موجب پخش این باکتری شود به خصوص از نوع X.c.pv.citri که در آب باران جمع می شود.

پخش باکتریX.c.pv.citri   را می توان توسط زخم هایی که در برگ گیاه ایجاد می کند را طی یک شرایط مصنوعی از باد و باران فراهم کرد.

باکتری  X.c.pv.arecae  برای گیاهان نخل در هندوستان گزارش شده است به خصوص این حالت در هندوستان بیشتر متناسب با فصل هایی که بادهای موسمی در آن وجود دارد مطرح می باشد.

آبیاری قطره ای که با جریان باد همراه می شود میزان شدت بیماری را در گوجه فرنگی بالا می برد آلودگی با این نوع باکتری از نوع X.c.pv.vesicatoria به خصوص در زمانیکه جریان باد وجود دارد دیده می شود.

:aerosolاجسامی اند که به طور طبیعی هنگامی که با قطرات آب مرطوب گرم می شود سطح برگ باکتری را می پوشاند و به صورت ذرات معلقی در هوا وجود دارندو در دوره های زمانی مختلف بر حسب اندازه و باد و باران شکل می گیرند.

و می توانند باعث شیوع باکتری هوازی X.c.pv.compestris در خلال بارندگی به مقدار بالا شوند.

در موارد مختلفی انتقال حشرات می تواند به صورت فیتوپاتوژن باشد و سه گونه از

 Coleoptera و دو گونه از Hemiptera در لوبیا دیده شده است.

در بررسی گسترش بیماری به طور کمی:میزان بیماری که توسط زانتوموناس ایجاد می شود وابسته به محیط است به عنوان مثال زاویه ای که برگ ایجاد می کند در گیاه پنبه به خوبی دیده شده است.

عامل پخش بیماری در مرکبات به تدریج بررسی شده و مرتبط است با شرایط محیطی تراوشات آب در محیط کشت و وابستگی نزدیکی با آن دارد و جریان باد و مقدار باران هم تاثیر دارد.

 

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در شنبه یازدهم اسفند 1386 و ساعت 23:31 |
                                           بريماني، حسن

افرا يكي از درختان مهم صنعتي در جنگلهاي شمال كشور مي‌باشد كه سياه افرا يا لكه قيري افراد يكي از مهمترين بيماريهاي اين درخت مي‌باشد و با تخريب سبزينه و خزان زودرس از رشد مناسب درختان مي‌كاهد. اين توسط دو قارچ از رده و بنام و ايجاد مي‌شود. طرح فوق بمنظور بررسي اثر هر يك از دو قارچ مزبور بر روي افراهاي شمال كشور و عكس‌العملهاي ميزبان نسبت به آن در قالب آزمايش فاكتوريل با گونه‌هاي پلت و سفيدكركو، كرب ، كركف و شيردار، سياه‌كركو و شاهد و بعنوان فاكتور اول و قارچهاي فوق به عنوان فاكتور دوم در شش سطح و سه تكرار انجام خواهد شد.

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در پنجشنبه نهم اسفند 1386 و ساعت 12:5 |
Image:Viscum minimum horrida tag30 ies.jpg
+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در پنجشنبه نهم اسفند 1386 و ساعت 12:0 |
Viscum album

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در پنجشنبه نهم اسفند 1386 و ساعت 11:59 |
                                                                نيكبخت، منصور

يكي از عوامل مهم بيماري‌زا در جوامع جنگلي استان فارس گياه نيمه انگل موسوم به دارواش (mistletae) مي‌باشد .به منظور تشخيص نام علمي دارواش ، تعيين پراكندگي آن و شناسايي ميزبانها، قطعاتي از شاخه‌هاي ميزبانها و همچنين دارواشها بر روي ميزبانهاي مختلف ، در فصول مختلف جهت شناسايي جمع‌آوري گرديدند . نتايج حاصله از اين مطالعه نشان داد كه تعداد 9 گونه از درختان جنگلي فارس در ارتفاعات بالاتر از 1400 متراز سطح دريا، مورد حمله دارواش قرار ميگيرند . ميزبانها در شيب‌هاي جنوبي، جنوب‌شرقي و جنوب‌غربي، نسبت به، شيب‌هاي شمالي، شرقي و غربي آلودگي بيشتري دارند .اين موضوع را مي‌توان بدين‌گونه توجيه نمود كه پرندگان در شيب‌هاي جنوبي به دليل آفتاب‌گيري بيشتر آن در طول سال، بيشتر زندگي و پرواز مي‌كنند . ميزبانها شامل گلابي وحشي، ارژن، دوگونه زالزالك ، شيرخشت ، كيكم، بادام كوهي، تنگرس و آلبالو وحشي مي‌باشند .درصد و شدت آلودگي در اين ميزبانها متفاوت بوده گونه دارواش شناسايي شده در فارس Loranthus grewingkii (Loranthaceae) مي‌باشد . ميوه‌هاي اين انگل به رنگ قرمز يا شيري رنگ مي باشد .البته نوعي از اين انگل با ميوه‌هاي زرد رنگ نيز مشاهده شده كه كليه خصوصيات گونه فوق را دارا بوده و فقط از نظر رنگ ميوه با آن تفاوت دارد كه احتمالا واريته يا زير گونه‌اي از گونه فوق‌الذكر مي‌باشد .پراكنش ، تعداد ميزبان و شدت آلودگي ميزبانهاي دارواش با ميوه زرد رنگ كمتر از دارواش با ميوه قرمز رنگ مي‌باشد .

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در پنجشنبه نهم اسفند 1386 و ساعت 11:42 |
                                                        محمدصادق قائدي

گياه نيمه انگل دارواش يكي از مهمترين عوامل بيماريزا بر روي تعدادي از گونه‌هاي جنگلي در ايران بخصوص در جوامع جنگلي استانهاي جنوبي از جمله فارس است . به منظور تعيين تراكم اين انگل در جوامع جنگلي استان فارس ، سه ايستگاه كه از نظر پوشش گياهي ، تيپ غالب ميزبانهاي انگل را تشكيل مي‌داد ، مشخص گرديد. اين مناطق شامل قسمتي از كوه فراشبند با مساحت 6246 هكتار با تيپ جنگلي غالب بادام و زالزالك ، قسمتي از كوه سپيدان با مساحت 4500 هكتار با تيپ جنگلي غالب گلابي وحشي و قسمتي از كوه ميمند با مساحت 4904 هكتار با تيپ ارژن و كيكم بودند. نمونه‌برداري در شبكه‌هاي 750×250 متري صورت گرفت . كليه اطلاعات و پارامترهاي لازم در هر شبكه در فرمهاي آماربرداري يادداشت گرديدند. مقايسه ميانگين وزن ميوه‌هاي درختان آلوده و سالم اختلاف معني‌داري را نشان داد كه به علت اثر سوء انگل بر روي ميزبانها بوده است . قسمتي از شاخه‌هاي ميزبان كه بالاي كانون آلودگي قرار داشت كاملا” خشك شده بود. در آن قسمت از جنگل كه آلودگي زياد بود ، درختان ناقص ، پژمرده و از بين رفته فراوان مشاهده شد.

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در پنجشنبه نهم اسفند 1386 و ساعت 11:40 |
دارواش (نام علمی: Viscum album) يک گياه نيمه انگلی راسته سندل (Santalales) می‌باشد و برگ دارد و می‌تواند قسمتی از مواد غذايی خود را توليد کند. اين گياه انگل درختان می‌باشد ولی خسارت زيادی به آن‌ها نمی زند و گياه انگلی خيلی مهمی نيست. بذر آن توسط پرندگانی از قبيل دارکوب در تنه درختان قرار می‌گيرد و جوانه می‌زند و رشد می‌کند. اين گياه دارای گل‌های زيبايی می‌باشد که حتی بعضی مواقع بخاطر گل‌های زيبای آن، آنرا از بين نمی‌برند و اجازه رشد آن را روی درخت می‌دهند .این گیاه ریشه خود را درون شاخه‌ها سایر درختان فرو کرده و شیره خام گیاه را گرفته سپس شیره خام را به شیره پرورده تبدیل کرده و استفاده می‌کند.

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در پنجشنبه نهم اسفند 1386 و ساعت 11:38 |
                                           سيد علي نجات سالاري

بيماري زوال و خشكيدگي سرشاخه، مهمترين بيماري درختان اكاليپتوس در استان خوزستان است. براي بررسي مقاومت گونه هاي مهم اكاليپتوس، از ميان گونه هاي موجود، چهارگونه و يك پروونانس شامل eucalyptus camaldulensis e.camaldulensis 9616، e.microtheca، e.gillii كه داراي صفات مطلوبتري بودند، به دو روش شاخه هاي بريده شده در آزمايشگاه و آلوده كردن نهالها در گلخانه مورد ارزيابي قرار گرفتند. در روش شاخه هاي بريده شده از هر گونه ،هشت سرشاخه تقريبا همسن به ...
کليدواژگان:مقاومت- بيماري قارچي- اكاليپتوس- خوزستان
+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 و ساعت 14:40 |
                                       محمد حاجيان شهري

بيماري سفيدك سطحي تاغ ، Leveillula saxaouli (Sorokin) Golovin مهمترين بيماري گونه‌هاي درختچه تاغ (.Haloxylon spp ) در استان خراسان و ساير نقاط كشور شناخته شده است . نتايج بدست آمده نشان داد كه دربين جدايه‌هاي جمع‌آوري شده عامل بيماري از مناطق مختلف ، اختلاف مورفولوژيكي زيادي وجود ندارد . شدت آلودگي ميزبان در منطقه سبزوار 37/22 درصد و در منطقه گناباد 14 درصد بود . وجود عامل بيماري در دو منطقه تنها روي گونه‌هاي مختلف تاغ محرز گرديد و اولين علائم بيماري در نيمه اول ارديبهشت ماه مشاهده شد .

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 و ساعت 14:35 |
                                              سيدرضا رزاز هاشمي

يكي از مهمترين و خطرناكترين بيماريهاي گردو لكه سياه يا آنتراكنوز گردو Marssonia juglandis (Lib) Magn مي‌باشد كه در سطح استان قزوين شيوع پيدا نموده است . به منظور بررسي بيماري فوق در قالب اجراي طرح تحقيقاتي پس از بررسي و بازديد از مناطق گردوخيز استان ، دو محل آزمايشي يكي در منطقه كوهستاني (رودبار الموت) و ديگري در دشت (ضياء آباد تاكستان) انتخاب و در طول مدت سالهاي اجرا ضمن بازديد و نمونه‌برداري به بررسي چرخه بيماري مانند زمان تشكيل و رسيدن اندامهاي جنسي و غير جنسي ، فرم زمستانگذاراني عامل بيماري ، نحوه انتقال و انتشار آلودگيهاي اوليه در اول فصل در سطح باغ و ...
کليدواژگان:بيماري ، گردو ، لكه سياه ، Marssonina juglandis

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 و ساعت 14:27 |
                                                    احمد موسوي
+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 و ساعت 14:24 |
                                           غلامحسن توانائي

سفيدك پودري ، جدي ترين بيماري اندام‌هاي سبز درختان بلوط در جهان مي باشد كه شدت آن با توجه به گونه قارچ عامل و گونه درخت ميزبان متفاوت است . اين بيماري در جنگلهاي ارسباران بسيار شايع بوده و درختان بلوط مستقر در اين جنگلها را تحت تاثير قرار مي‌دهد . براساس منابع موجود ، دست كم 15 گونه قارچ عامل بيماري سفيدك پودري از روي حدود 92 گونه از درختان جنس Quercus در سطح جهان گزارش گرديده است ...
کليدواژگان:بلوط ، جنگلهاي ارسباران ، سفيدك پودري ، Erysiphe alphitoides , Phyllactinia roboris , Phyllactinia guttata
+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 و ساعت 14:23 |
                                                 غلامحسن توانائي  

طي بازديدي كه در مهر ماه 1384 از مناطق جنگلي استان هاي آذربايجان غربي و كردستان به عمل آمد، نمونه هايي از برگ هاي درختان بلوط موجود در اين جنگل ها كه به ظاهر علايم سفيدك پودري داشتند، جمع آوري گرديد. در ميان سه گونه بلوط موجود در اين جنگل ها بيماري سفيدك پودري تنها روي گونه q.infectoria مشاهده گرديد. نتيجه بررسي هاي ميكروسكوپي منجر به شناسايي دو گونه قارچ عامل بيماري سفيدك پودري گرديد كه مشخصات آنها به ...
کليدواژگان:سفيدك پودري- phyllactinia guttata, erysiphe alphitoides, q.infectoria

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 و ساعت 14:19 |
                                                 محمدرضا عارفي پور-

جنگلهاي شاه بلوط ايران تنها به مناطق خاصي از استان گيلان نظير مناطق كوهستاني شهرستان شفت، تالش و فومن محدود بوده و همين رويشگاه محدود نيز در معرض خطر نابودي قرار گرفته است. بنابراين صيانت از آن از اهميت ويژه اي برخوردار است. در اين تحقيق، طي بازديدهايي كه از رويشگاه درختان آلوده و بيمار شاه بلوط در جنگلهاي ويس رود و شفارود انجام پذيرفت،

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 و ساعت 14:18 |
Figure 6 - Shoestringlike rhizomorphs between the bark and the wood of a grand fir.Shoestringlike rhizomorphs

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در سه شنبه هفتم اسفند 1386 و ساعت 17:35 |

                                                      مائده تقی پور

چرخه بیماری

       گونه  Ralstonia solanasearum باکتری گرما دوستی است.

حرارت بهینه برای این باکتری 30 تا 37 درجه سانتی گراد است.البته ايزوله هاي موجود در كلمبيا در دماي پائين تر نيز به خوبي رشد مي كنند. رطوبت نسبتا زیاد خاک نیز برای فعالیت این باکتری مناسب است

در خاکهای مختصر اسیدی ، خنثی و قلیائی رشد و فعالیت دارد. در انواع خاکها از جمله شنی ، لومی و رسی باقی می ماند واغلب ارقام سیب زمینی به آلودگی حساس می باشند. این باکتری در سیب زمینی های بذری آلوده و علف های هرز خانواده سولاناسه زمستان گذرانی می نماید.

    آلودگی گیاه میزبان عمدتا از طریق زخم و انتشار آن به وسیله آبیاری صورت می گیرد.صدمه وارده به ریشه به وسیله نماتودها و ادوات کشاورزی ، سبب آلودگی بیشتر می شود. ولی در خاکهای آهکی دوام ندارد.

علائم

ü      علائم مزرعه ای عبارتند از : پژمردگی ، کم رشدی ، زردی برگ ها یا بوته میری مشابه تشنگی شدید و یا ابتلا به عوامل بیماری زای دیگر مثل فوزاریوم یا ورتیسیلیوم می باشد.

پژمردگی فقط یک یا چند ساقه از علائم ویژه بیماری است ولی در صورت توسعه بیماری ممکن است تمام ساقه های یک بوته بخشکد.

ü      پژمردگی بوته ها بر اثر توکسینی است که باکتری ترشح می کند. این علائم  می تواند در هر مرحله ای از رشد سیب زمینی ظاهر شوند.

ü      پژمردگی برگها و متلاشی شدن ساقه ها می تواند در بوته های جوان و آبدار واریته های بسیار حساس شدید باشد.

ü      اگر توسعه بیماری سریع باشد تمام برگهائی که از یک قطعه غده بذری به وجود می آیند ممکن است به سرعت ، بدون تغییر رنگ قابل ملاحظه ، پژمرده شوند.

ü      برگ های پژمرده کم رنگ می شوند و به رنگ سبز روشن در می آیند و سرانجام بدون لوله ای شدن گوشه های برگچه به هنگام خشک شدن آنها ، به قهوه ای می گرایند.

 

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در دوشنبه ششم اسفند 1386 و ساعت 22:38 |
یكی از روش‌های حفظ گونه‌های مهم جنگلی، حفاظت آنها از آفات و بیماری‌های شایع است. گفتنی است كه تعدادی از گونه‌های مهم جنگلی كه از اهمیت زیادی برخوردارند، در جنگل‌های صنعتی شمال كشور، در اثر حملة برخی از بیماری‌هایی كه اپیدمی شده‌اند، رو به انقراض و نابودی هستند (از جمله بیماری مرگ درختان نارون). برای جلوگیری از زیان وارده و انقراض این گونه‌ها، اقدامات جدی باید به عمل آید. از طرفی، استفاده از سموم، موجب برهم خوردن تعادل زیست‌محیطی، صرف هزینه زیاد و مقاومت تدریجی آفات به سموم می‌شود و از نظر عملی نیز كاربرد سموم در چنین سطح گسترده‌ای امكان‌پذیر نیست. در این رابطه می‌توان از روش‌های مطمئن و بدون زیان‌های زیست‌محیطی مانند انتقال ژن‌های مقاوم به عوامل قارچی و باكتریایی بیماری‌زا، استفاده كرد. برای جلوگیری از زیان حشرات، می‌توان ژن‌هایی را كه كدكننده یكسری مواد كشنده حشرات هستند به گیاه منتقل كرد و گیاه را در برابر حمله آفات، مقاوم ساخت. در این رابطه، انتقال ژن Bt به درختان جنگلی، معمول‌ترین شیوه‌ای است كه تاكنون استفاده شده است.‌ برای مثال، در سال 1990، حدود 60 درصد از كل برنامه‌های كنترل آفات در آمریكای شمالی، به‌خصوص مبارزه با كرم جوانه (Budworm) و نوعی پروانه (Gypsy moth) با استفاده از باكتری Bt انجام شده است.
البته محدودیتی كه در استفاده از Bt وجود دارد، این است كه طیف عمل باكتری Bt بسیار باریك است، یعنی تنها بر گروهی از آفات تأثیرگذار است. همچنین نور آفتاب می‌تواند اسپور و سم این باكتری را غیرفعال كند. البته بیوتكنولوژی توانسته است با شناسایی و انتخاب باكتری‌های اصلاح شدة مؤثرتر و همچنین تكنولوژی DNA نوتركیب، نقش مهمی را در ایجاد مقاومت درختان جنگلی به آفات بازی نماید. آمارهای مربوط به كشور آمریكا نشان می‌دهد، سالانه یك میلیارد دلار بر اثر حمله حشرات و بیماری‌ها به جنگل‌های این كشور خسارت وارد می‌آید. اگر مطالعه‌ای جامع در مورد خسارت ناشی از آفات و بیماری در كشور صورت گیرد، مشخص می‌شود كه رقم ضرر و زیان در كشور ما نیز بالا است. مثال‌های موفقی كه در زمینة تولید درختان مقاوم به حشره در سطح دنیا وجود دارد عبارتند از: صنوبر، كاج و اكالیپتوس مقاوم به حشره.
+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در دوشنبه ششم اسفند 1386 و ساعت 15:41 |
                                                      عباس كاويان‌پي؛

در اين پژوهش قارچهاي همراه با پوسيدگي ريشه و مرگ گياهچه در خزانه‌هاي درختان جنگلي استان خوزستان در طي سالهاي 1375 لغايت 1377 جدا و خالص‌سازي شده و ويژگيهاي شكل‌شناسي و بيماريزايي آنها مورد بررسي قرار گرفت . از مجموعه 52 جدائيه، 28 جدائيه از جنس فوزاريوم، 19 جدائيه از جنس ريزوكتونيا و 12 جدائيه از ساير قارچهاي مهم عامل مرگ گياهچه‌اي و پوسيدگي ريشه از خزانه‌هاي جنگل استان خوزستان جمع‌آوري گرديد. جدائيه‌هاي فوزاريوم شامل گونه‌هاي F.equiseti, F.oxysporum, F.solani بود F.solani متداولترين گونه با فراواني 89 درصد و با پراكنش زياد در سطح خزانه‌هاي استان بود. گونه F.oxysporum براي اولين بار از ايران روي كنار و كهور گزارش مي‌شود. جدائيه‌هاي F.solani بر روي ميزبانهاي كهور، ناترك ، كنار، زربين، كاج ايراني و سرو نقره‌اي و F.oxysporum بر روي كنار و كهور بيماريزا بودند. هيچكدام از جدايه‌هاي F.equiseti بيماريزا نبودند. ريزوكتونياهاي چند مسئله‌اي از ناترك ، كنار، سرو نقره‌اي، كاج ايراني و اكاليپتوس جداسازي شد كه براساس ويژگيهاي آناستوموزي آنها Rhizoctonina Solani تشخيص داده شدند. گروه آناستوموزي مربوط به ناترك و كنار AG-4 و A6-6 تعيين شدند. كه گروه آناستوموزي AG-4 سراسر مناطق نمونه‌برداري شده و گروه AG-6 از مناطق سوسنگرد و اهواز جمع‌آوري شدند. گروههاي آناستوموزي AG-6 و AG-4 بر روي ناترك و كنار براي اولين بار از اولين بار از ايران و همچنين گروه آناستوموزي AG-4 به عنوان عامل مرگ گياهچه و پوسيدگي ريشه بر روي سرو نقره‌اي در شهرستانهاي دزفول ايده گزارش گرديد. ساير عوامل قارچي همراه با پوسيدگي ريشه و مرگ گياهچه شامل گونه‌هاي: Macrophomina pheaseolina, phytophthora SP., P.ultimum pythium aphanidermatum بودند كه در اين ميان بيشترين پراكندگي و تهاجم در گونه‌هاي قارچي پيتيوم مشاهده گرديد. جداسازي و بيماريزاي phytophthora SP. از كنار براي اولين بار گزارش گرديده است .

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در شنبه چهارم اسفند 1386 و ساعت 22:30 |
                                                             مهدي داوري؛

جنگل 200 هكتاري حاتم بيگ در 30 كيلومتري جنوب غربي مشكين شهر قرار گرفته است. درختان اوري اين جنگل از سال 1373 بر اثر پوسيدگي ريشه و خشكيدگي سرشاخه ها به سرعت مبتلا به زوال و مرگ و مير شده اند. در حال حاضر يك سوم درختان اوري از بين رفته و با پيشروي اين نشانگان خطر انهدام جنگل نيز وجود دارد. به منظور تشخيص علل زوال و ميرگ اين درختان در طي سال هاي8 7 تا 80 بازديدهاي مكرري از اين جنگل انجام گرفت و علايم مختلف يادداشت و عكس برداري گرديد. علائم پژمردگي ، ريزش برگ ها و خشك شدن شاخه ها به وفور مشاهده مي شد و بيماري اغلب خشكيدگي انتهايي ‏‎(dieback)‎‏ و مرگ ‏‎(decline)‎‏ درختان و توقف زادآوري جنگل منجر شده بود. مجموع مطالعات انجام گرفته نشان داد كه مهمترين عامل پوسيدگي ريشه و ايجاد زوال در اين جنگل بلوط قارچ آرميلاريا است. اين قارچ به دنبال تنش ناشي از پروانه برگخوار بلوط بر اثر ضعف فيزيولوژيك پايه هاي اوري خطر ساز شده است. ميسليوم هاي بادبزني و ريزومورفهاي اين قارچ بر روي طوقه و تنه درختان آلوده مشاهده مي شد. گونه بيولوژيك آرميلارياي دخيل در زوال پايه هاي اوري با استفاده از روش آزمون هاي تلاقي و بكارگيري جدايه هاي محك هاپلوئيد اروپا و ژاپن ‏‎A.mellea (Vahl:Fr.)Kumm‎‏ تشخيص داده شد.بامطالعه مقطع عرضي درختان آلوده پوسيدگي قهوه اي در زير پوشش هاي بادبزني ميسيلومي آرميلاريا مشاهده گرديد.ابتلاي گونه ‏‎Quercus macranthera ‎‏ به عارضه زوال برا ي اولين بار در دنيا گزارش مي شود و گزارش قارچ هاي ياد شده از اين گونه بلوط نيز در دنيا جديد است

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در شنبه چهارم اسفند 1386 و ساعت 22:20 |
همراه با ظهور مرگ هلندي نارون (DED) در آغاز قرن بيستم ،نارون در اروپا ،شمال آمريكا و قسمتهايي از آسيا اثرات مخربي رابا بيماري پژمردگي آوندي ايجاد كرد كه آن با قارچ Ophiostoma از Ascomycota رابطه داشت.
اگر چه اولين موج از مرگ هلندي نارون به وسيله ي Ophiostoma ulmi بود اما هنوز از سال 1940 توسط دو گونه ي Ophiostoma novo-ulmi و Ophiostoma ulmiو هيبريد آنها O.novo-ulmi Brasierl در حال پيشرفت همه جا گير است كه
از جمله بهترين مثال ها از پاتوژن هاي درختان هستند كه با حشرات انتقال مي يابند ، در اين مورد خاص به وسيله ي سوسك هاي پوستخوار نارون از جنس Scolytus geoffroy و در شمال آمريكا اغلب با Hylurgopinus rufipes ، Scolytus multistriatus ، S. pygmaeus در ميان اجتماع 8 گونه ي scolytus در اروپا به درخت نارون مي آوردند . در قرن بيستم S.multistriatus معرفي شد و در شمال آمريكاو در استراليا و نيوزلند مستقر شد.
هر دو گونه ي scolytus وابسته هستند ،چو نسوسك پوستخوار زماني كه به دنيا مي آيد در كنده ها و شاخه هاي درخت ايجاد استرس مي كند.
مهمترين ضربه ي S.multistriatus و S.pygmaus به نقش ناقل بودن انها براي پاتوژن بيمار ي مرگ هلندي نارون مربوط مي شود كه در درختان سالم طي تغذيه ي مرحله ي بلوغ از پوست درخت ، شاخه هاي كوچك و محل انشعاب شاخه ها در طوقه از درختان نارون سالم پاتوژن را انتقال مي دهند .
گونه هاي scolytus داراي mycangium نيستند در عوض مي توانند اسكوسپوره او كنيدي هاي Ophiostoma novo-ulmi را انتقال دهند و روي سطح بدن خود حمل كنند.
با توجه به اينكه اهميت Scolytus spp. در قدرت انتقال پاتوژن هاي مرگ هلندي نارون است.كنترل اندازه ي آنها در برابر حشرات از بخش هاي ضروري استراتژي هاي مديريت يكپارچه در برابر مرگ هلندي نارون است.
هشت گونه از كنه هاي فورتيك شامل : Chelacheles michalskii Samsinak, Histiostoma ulmi, Pseudotarsonemoides eccoptogasteri, Proctolaelaps eccoptogasteris, Pr. Scolyti , Pyemotes scolyti, Tarsonema crassus, Trichouropoda bipilis به عنوان كنه هاي فورتيك در روي S.multistriatus و
S.pygmaeus يا از Scolytus galleries روي نارون در اروپا ثبت شده اند.
به خصوص براي Pr.scolyti و Py.scolyti تا حدي ممكن است اجتماع متفاوتي از گونه هاي كنه به S.multistriatus در شمال آمريكا بچسبد.
در سال 1974 Smiley& Moser يك taxa جديد را توصيف كردند:
Heterotarsonemus scolyti
Pseudotarsonemoides scolyti
Tasonemus kennedyi
Ununguitarsonemus peacocki
همه ي اينها حالت روي حشرات فورتيك دارند و در دالان هاي S.multistriatus روي نارون امريكايي پيدا شدند.
هيچكدام از اين چهار كنه در اروپا ،جايي كه بومي آنجا هستند ثبت نشده اند .
+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در شنبه چهارم اسفند 1386 و ساعت 21:56 |

سیده زهرا ساداتی

آنالیز الکتروفورز پروتئین به همه رقم های شناخته شده گونه Xantomonas campestris  گسترش یافته است که در آخرین مرحله الکتروفورز SDS قابلیت حل شدن تمام پروتئین های سلول تاثیرزیادی درتوضیح رابطه طبیعی بین پاتوارهای X.campestris که اخیرا" تمایز یافتند داشته است .

از زمانی که Abel در سال 1963 برای اولین بار امکان استفاده از محتوای اسید چرب را برای طبقه بندی باکتریها اثبات کرد  عملیات آنالیز اسید چرب  با کروماتوگرافی گازی بیشتر در طبقه بندی وتعین هویت باکتری استفاده شد این تکنیک بسیار حساس و  دقیق و با قابلیت تکثیر  زیاد توصیف شده است که انجام آن ساده است . اطلاعات حاصل از آنالیز اسید چرب شناخت ایزوله های ناشناخته را ممکن ساخت.

بر اساس پروفیل اسید چرب استرین های  X.c.pv.citri  به سه تیپFAME تقسیم شدند : CBC گروههای A+B ، CBC گروههای C+D و  CBS گروهE . با مطالعه بر روی ترکیب FAME در جنس Xanthomonas به این نتیجه رسیدند که جنس زانتوموناس دارای یک تنوع بزرگ از اسید چرب است وپرفیل های خیلی پیچیده ای دارد . فرم معمول پروفیلهای اسید چرب جنس   Xanthomonas بسیار منشعب اند .  

از دیگر مارکرهای طبقه بندی شیمیایی که به بهبود تاکسونومی Xanthomonas  کمک کرده اند . تعین پلی آمین هاIsopernoid quinines و رنگدانه های  Xanthomonadins     است که کاربردشان به سطح جنس محدود می شود . Spermidine  ساختار اصلی پلی امین Xanthomonas   است .

تعیین درصد C+G  به عنوان یک پارامتر مهم ژنو تیپی در طبقه بندی استفاده می شود . درصد C+G  در باکتریهای متفاوت مختلف است اما %C+G  مشابه در بین باکتریهای لزوما نشان دهنده این نیست که آن باکتری به طور دقیق با هم وابسته اند .

هیبریداسیون rRna-Dna  اهمیت اساسی در شرح جنس Xanthomonas  داشته است بویژه در جدا سازی Xanthomonas از Pseudomonas  . این تکنیک در تعیین رابطه دور در تاکسونومی کاربرد بیشتری دارد .

در آنالیز توالی RNA  ریبوزومی مولکولهای 16S و23S rRNA  یک وسیله عالی برای مطالعات فیلوژنیک هستند واساسی برای شناسایی هستند . محققان به این نتیجه رسیدند که اساس تحقیقات روی ناحیه 1064-1090 مناسب است . rRNA 23S   and   16S  برای فرق بین پاتوارها مورد نیازند. آنالیز محدود کننده DNA : در فرم ساده ژنوم یک باکتری با آنزیم محدود کننده مشخص تلخیص شده و همه بخشهای محدود شده با الکتروفورز ژل آگارز جدا میشوند . برای باکتریها ی با ژنوم بزرگ مثل Xanthomonas توضیح الگوهای بازرسی بدست آمده خیلی سخت وپیچیده است که برای موفقیت در این مسئلهDNA از ژل به غشائ نیتروسلولزی منتقل شده و در مقابل probes های کلون شده هیبرید می شوند و الگوهای هیبریداسیون بعدا مقایسه میشوند . این تکنیک به آنالیز RFLP شناخته شده است .

تکنیک هیبریداسیون  DNA-DNA استفاده بیشتری نسبت به دیگر روشهای ژنومی ای دارد که سطوح همولوژی همه ژنوم را انداره میگیرند. همولوژی DNA با هیبریداسیون DNA-DNA تخمین زده میشود که اخیرا پارامتر بسیار متغیری در تعیین رابطه تاکسونومیکی در سطح زیر جنس است و به عنوان یک روش قراردادی برای توصیف گونه های مورد توجه است .

 

 

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در شنبه چهارم اسفند 1386 و ساعت 14:18 |
http://i27.tinypic.com/2ikri9.jpg

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در شنبه چهارم اسفند 1386 و ساعت 10:25 |
این عکس مربوط به جاده روستای زیارت گرگان میباشد. فکر کنید اگر جسد انسانهایی اینگونه در بستر رودخانه ریخته میشد آنگاه چه میشد؟ حال این درختان را کشتند و بیجان رها نمودند.نه آهی و نه مرثیه ای

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در جمعه سوم اسفند 1386 و ساعت 16:0 |

علائم بيماري لکه برگي زانتاموناس هدرا در روي ميزبان‌هاي مختلف تا حدودي تفاوت دارد. علائم اين بيماري در روي گياه عشقه انگليسي معمولاً بصورت لکه‌هاي گرد و نامنظم و سياه رنگ، نكروزه با هاله زرد روشن در هر دو سطح برگ ديده مي‌شود. در مراحل پيشرفته آلودگي لکه‌ها بهم پيوسته بوده و به گياه ظاهر سوخته مي‌دهد.
آلودگي در آلارياي ژاپني، شفلرا بصورت لکه‌هاي سر سوزني زرد تا خرمايي رنگ در سطح برگ پراکنده ديده مي‌شوند. در آلودگي‌هاي حاد برگ‌هاي پاييني گياه کاملا زرد و پاره شده است. لکه‌ها روي شفلراي بزرگ سياه و با هاله زرد رنگ احاطه مي‌گردند و كاملا مشابه لكه‌ها روي عشقه انگليسي هستند.
 

   عامل بيماري:

قارچXanthomonas campestris pv. hederae بعنوان عامل بيماري در منابع مختلف گزارش شده است. اين باکتري ميله‌اي شکل و داراي يک تاژک قطبي است.  

 

  مبارزه با بيماري:

- کاربرد ترکيبات شيميايي؛
- کاهش آبپاشي؛
- مديريت تغذيه‌اي ميزبان.
همچنين محلول پاشي با هيدروکسيد مس يا هيدروكسيد مس و مانکوزب به فواصل 7 تا 14 روز بسيار مناسب و كنترل كننده گزارش شده است.
 

 

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در پنجشنبه دوم اسفند 1386 و ساعت 18:8 |

علائم بيماري زانتاموناس ديفن باخيا بصورت لکه‌هايي روي تمامي قسمت‌هاي پهنك برگ بجز رگبرگ مياني و بندرت روي ساقه و دمبرگ تشکيل مي‌شود. اين لکه‌ها ابتدا بصورت نواحي آب سوخته ريز، زرد رنگ بوده و سپس توسعه يافته و بشکل خرمايي تا قرمز رنگ ديده مي‌شوند. چنانچه آلودگي از طريق اپيدرم گياه بوجود بيايد لکه‌ها محدود به لبه برگ مي‌شود.
لکه‌هاي مسن کاملاً زرد با مرکز قرمز و شکل نامنظم هستند. بعد از آلودگي زوائد اپيدرمي لکه‌هاي شفاف آب سوخته ريز بصورت نامنظم روي گياه آنتوريوم ظاهر مي‌شود. پس از اينکه لکه‌ها بزرگ و کامل شدند سياه با حاشيه زرد بنظر مي‌رسند و بافت همجوار هم به حالت زرد مشاهده مي‌گردد.
باکتري مي‌تواند در گياه آنتوريوم بصورت سيستميک عمل کند. علائم اوليه آلودگي روي آن ديده مي‌شود. برگ‌ها زرد رنگ و دمبرگ‌ها غالباً شکسته شده و سيستم آوندي تغيير رنگ مي‌دهد.
 

  عامل بيماري:

Xanthomanas campestris pv. diffenbachiae عامل بيماري است. اين باکتري ميله‌اي شکل و داراي يک تاژک قطبي و هوازي است. ميزبان‌هاي اين باکتري کلديوم، فيلودندرون و فلامينگو است. آنتوريوم و ديفن باخيا و خيلي از گياهان زينتي ديگر نيز بعنوان ميزبان گزارش شده‌اند.  

 مبارزه با بيماري:

کنترل بيماري‌هاي گياهان زينتي زانتاموناس عمدتاً بر اساس بهداشت و جلوگيري از ورود بيمارگر از ناحيه پايه مؤثر گزارش شده است. براي مبارزه با اين بيماري تركيبي از هيدروكسيد مس و مانكوزب در فواصل معين توصيه شده و استفاده از استرپتومايسين سولفات به ميزان 200 ميكرو گرم در ميلي‌ليتر نيز مفيد گزارش شده است.

 

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در پنجشنبه دوم اسفند 1386 و ساعت 18:6 |

ممكن است حاشيه آن‌ها آب سوخته به نظر برسند. موقعي که تعداد لکهها زياد شود برگ‌ها کوچک و پاره ميگردند. حاشيه لکههاي روي بگونيا رکس حالت موجي داشته و نامنظم بنظر ميرسند لذا وقتي آلودگي از طريق اپيدرم گياه بوجود بيايد تعدادي از لکهها در طول لبههاي برگ ايجاد شده و روي بعضي از ميزبانها لکه هايي به شکل 7 ( وي شکل ) ديده مي شوند. لکه ها روي ساقه برگها و دمبرگ ممکن است تنها علايم بيماري باشند ولي ممکن است در اثر آلودگي سيستمي پژمرده و چرووکيده به نظر برسد. که احتمالا بيماري در اثر زخمي شدن ريشه به وجود مي آيد.  

 

  عامل بيماري:

باكتري Xanthomonas campestris pv. begoniae عامل بيماري در منابع مختلف گزارش شده است. اين باکتري ميله‌اي شکل و يک تاژک قطبي دارد و روي گونه‌هاي مختلف بگونيا ايجاد بيماري مي‌کند.
حرارت و رطوبت نسبي زياد براي توسعه بيماري مناسب است و آب پاشي روي گياه مهم‌ترين راه براي انتشار و انتقال اين بيمارگر مي‌باشد.
 

 

  مبارزه با بيماري:

اگرچه از بين بردن برگ‌هاي آلوده براي کنترل بسياري از بيماري‌هاي قارچي و باکتريايي توصيه شده است اما در اين مورد بايد اجتناب کرد. زيرا پاتوژن بسرعت در گياه حالت سيستميک پيدا مي‌کند. استفاده از هيدروکسيد مس و استرپتومايسين سولفات به ميزان 600 ميکرو گرم در ميلي ليتر تاثير خوبي در کنترل بيماري دارد.
آيا براي کنترل بيماري‌هاي گياهي استفاده از آنتي بيوتيک‌ها محدوديت دارد ؟
 

 

  به دو دليل استفاده از آنتي ‌بيوتيك‌ها محدوديت دارد.

1- آنتي‌بيوتيک‌هايي كه براي حيوان و انسان استفاده مي‌شوند اساس يکساني دارند،
2- هم‌چنين مصرف آنتي بيوتيک امکان مقاومت در انسان و حيوان را بوجود مي‌آورد.
 

 

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در پنجشنبه دوم اسفند 1386 و ساعت 18:5 |

 

اسماعيلي فر افشين,زاد سيدجواد,مصاحبي غلام حسين,محمدي مجتبي,اخوت سيدمحمود
 
تابستان 1375 تعداد فراواني نمونه از مزارع گوجه فرنگي مناطق ورامين، کرج، ملارد، شهريار، هشتگرد، قزوين جمع آوري گرديد. درآزمون انتقال ويروس، اطلسي و انواع توتونها بعنوان گياهان محک مايه کوبي شدند. بعد از گذشت دو تا چهار روز از مايه کوبي بر روي برگهاي اطلسي، لکه هاي نکروتيک موضعي برنگ قهوه اي مشاهده شد. در توتونها، هفت الي ده روز بعد از مايه کوبي لکه هاي نکروتيک موضعي ظاهر شده و بدنبال آن تا دو هفته بعد از مايه کوبي علايم سيستميک شامل لکه هاي حلقوي و متحدالمرکز روي برگها، نکروز ساقه و پژمردگي گياه مشاهده گرديد، متعاقب آن اضمحلال کامل گياه اتفاق افتاد. در پرپاراسيونهاي ميکروسکوپ الکتروني تهيه شده با آنتي سرم ويروس، پيکره هاي گرد و کروي شکل ويروس به ضخامت
70-120 ننومتر مشاهده شد. با توجه به نتايج بدست آمده آلودگي به "ويروس پژمردگي لکه اي گوجه فرنگي" در مزارع گوجه فرنگي ورامين وجود دارد .

 
+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در پنجشنبه دوم اسفند 1386 و ساعت 17:57 |
+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در پنجشنبه دوم اسفند 1386 و ساعت 15:39 |