تبليغاتX
پزشکان گیاهان

سيدعلی همتی

Key Words :  Ralstonia solanacearum , Biovar 2,3  ,  Distribution

 

پژمردگي باكتريايي توسط  Ralstonia solanacearum  را ايجاد شود براي اولين بار در طول 50 سال در ايسلند شناخته شد اما حضور آن احتمالاً به چند دهه قبل باز مي گردد. حدود 20 ميزبان از جمله سيب زميني، گوجه فرنگي، بادمجان براي اين پاتوژن ذكر شده است.

گونه هايي از نژاد 1 از محصولات (گوجه فرنگي شمعداني) به طور عمده جدا شده بودند البته در يك ارتفاع پايين تر از 1000 متر كه زمین های پست مي باشند. در حالي كه جدايه هاي نژاد3 از گياهان سيب زميني در ارتفاع بين 1700-1200 متر كه نسبتاً جاهاي خنك هستند جدا شدند.

آزمايشات براساس نرخ پژمردگي گونه هاي نژاد 2 و 3 در خزانه در دماهاي تلقيح مختلف انجام شد. از يك سيب زميني (واريته حساس) گونه هاي باكتريايي با Biovar2 و روي شمعدانی با Biovar3جدا شد. همچنين اين گونه ها به صورت جهش طبيعي براي مقاومت به دو آنتي بيوتيك انتخاب شدند. نرخ هاي تكثير در آزمايشگاه به خوبي نرخ پژمردگي گونه هاي وحشي و       موتانت هاي آنها دریک تلقيح در دماي 30°C ، اختلاف معني داري مشاهده نشد. تلقيح بوسيله غوطه ور كردن نشاها براي 20 دقيقه در يك سوسپانسيون شامل 10cfu به ازاي هر ml انجام شد كه 24 ساعت در محيط كشت تترازوليوم قرار داشت. هر هفته 12 نشاء بدون پژمردگي براي هر دما جداسازي و ضدعفوني شده و هم شكل ها در دستگاه ultra- thurrax مورد استفاده قرار گرفتند.

نتيجه:

وقتي جدايه ها به طور جداگانه تلقيح شده بودند ( نمودار1و2) ، (i) : تكثيرمعني داري از  15ب 35 درجه سانتيگراد به جز در Biovar3مشاهده شد. (ii) ، نرخ تكثير در دماهاي تلقيح شده افزايش يافت ولي نرخ تكثير Biovar3 در 20 درجه سانتيگراد نسبتاً ضعيف بود. (iii) هيچ پويايی تكثير براي Biovar3 بين30-35°C مشاهده نشد. (iiii) جمعيت هاي نهايي در ارتباط با جدايه Biovar2براي همه دماهاي تلقيح به جز 15 درجه سانتيگراد افزايش داشته ولي Biovar3 تنها در 30 يا 35 درجه سانتيگراد به اين سطح (cfu 106 به ازاي هر نشاء) رسيد.

وقتي جدايه ها با هم تلقيح شده بودند (نمودار 4 و 3) :(i)  پويايي تكثير در Biovar3در هر دماي تلقيح مشاهده نشد. (ii) جمعيت هاي نهايي Biovar2 براي همه دماها به جز 25 درجه سانتيگراد كاهش يافت (نرخ تكثير بدون تغييرماند).

 

پويايي توسعه بيماري:

وقتي گونه ها جداگانه تلقيح شدند(نمودار6 و 5): (i) ثبت نشاهاي پژمرده در دماهاي تلقيح به جز 15 درجه سانتيگراد براي Biovar2 و در 30 و 25 درجه سانتيگراد براي  Biovar3ايجاد شد.  

 (ii) Biovar2 بيشترين نرخ پژمردگي (90 درصد) را در دماي 25 درجه سانتيگراد بروز داد.

 (iii) Biorar3 بيشترين نرخ پژمردگي (75 درصد) را در دماي 35 درجه نشان داد.


 

وقتي جدايه ها با هم تلقيح شدند (نمودار 8 و 7) : (i) نرخ پژمردگی ايجاد شده توسط Biovar2 بيشترين و همچنين پژمردگي ايجاد شده توسط Biovar3 كمترين نسبت پژمردگي را داشتند.

 (ii) كاهش معني دار در نرخ پژمردگي هميشه در دماهاي 30 درجه سانتي گراد ثبت شد.

 

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 و ساعت 10:3 |
+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 13:20 |
+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 13:18 |
+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 13:17 |

فهميده مهريان1 و وحيد رهجو2

1- موئسسه تحقيقات آفات و بيماريهاي گياهي، گياهي2-موسسه تحقيقات اصلاح و تهيه نهال بذركرج

 

بيماري لكه برگي سورگوم (Target leaf spot ) يكي از مهمترين بيماريهاي سورگوم در دنيا ميباشد كه باعث افت كمي و كيفي محصول سورگوم ميگردد بر اين اساس طي سالهاي 1381-1379 با بازديد و نمونه برداري از مزارع سورگوم در مناطق تهران، كرج، ، ورامين ، مازندران و گيلان    بوته هاي داراي علائم بيماري جمع آوري شدند. علائم بيماري بصورت لكه هاي  گرد تا بيضي شكل ديده مي شود، قسمت وسط لكه بنفش متمايل به قرمز  و حاشيه آن قهوه اي رنگ ديده مي شودوبيشتر در محدوده رگبرگها ديده ميشوند اندازه لكه ها از لكه هاي 2تا 3 ميليمتري تا لكه هاي بزرگتر10 تا 15 ميليمتري  متفاوت است. ازكشت نسجهاي آلوده روي محيط غذايPDAو محيط مرطوب  قارچ Bipolaris sorghicola  جداسازي و شناسايي گرديد .پرگنه قارچ روي PDA  پودري شكل، نرم  و برنگ  قهوهاي متمايل به زيتوني ميباشد. كنيديفورها معمولا منفرد  وگاهي اوقات در دستجات كوچك ديده ميشوند،. راست يا داراي قابليت انحنا بوده برنگ قهوه اي تيره يا متوسط و يا قهوه اي متمايل به زيتوني ميباشد، كنيديفورها بندبند و گاهي در قسمت پايين متورم هستند، سلولهاي كنيديوم زا برآمده هستند. كنيديومها مختصرا خميده، دوكي شكل، رنگ پريده تا قهوه اي طلائي وگاهي صاف ميباشند. حدود واندازه كنيديومها 12-10×80-40 ميكرومتر وداراي 8-3 بند كاذب ميباشند. hilum  اسپورها نا مشخص است.  مايه زني با غلظت 105 كنيديوم در ميلي ليتر با روش اسپور پاشي روي بوته هاي سورگوم در مرحله 4-3 برگي  بيماري زائي . sorghicola  B. را تاييد كرد. . جهت ارزيابي مقاومت نسبي برخي ارقام سورگوم نسبت به عامل بيماري تعداد دوازده واريته يا هيبريد سورگو م د ر قالب طرح بلوك كامل تصادفي با 4تكرار در مزرعه آزمايشي كرج كشت گرديدو بوته ها در مرحله 4- 3    برگي با سوسپانسيون اسپور به غلظت105×2 -6 10×2   اسپور در ميلي ليتر با  سرنگ  به ميزان 2 - 1 ميلي ليتر Bipolaris sorghicola  قارچ مايه زني شدند و  دو هفته بعد ارزيابي  بر حسب در صد آلودگي  ،همجنين با استفاده از سيستم امتياز دهي ( 5 – 0 ) تعيين شد. نتايج حاصله نشان داد كه   رقم هاي   KGS8و  14/1379 حساسيت بيشتري به بيماري لكه برگي نشان دادند ومقاومترين آنها KGS1. ,KGS2 و  KGS10  بودند .

 

 

Investigation of sorghum Target leaf spot and resistance  of  some cultivars to causal agent

 

F. Mehrian1 and V. Rahjoo2

1- Plant Disease Reasearch Dept. Plant Pests and Disease Reaserch  Institute Tehran Iran 2- Maize & Forage crops Reasearch Dept. Seed and Plant Improvement Institute ,Karaj Iran

 

Sorghum Target leaf spot is one of the most important disease in the world. This disease causes reduction of yield of sorghum. During2001-2003 many samples of infected leaf were collected from Tehran , Karaj, Varamin , Mazandaran and Guilan.

The diseases symptoms first appears as reddish or grayish dots , which later develop  into definite spots, assuming an elliptic or oval to cylindric form. Occasionally, the centers of lesions become brown  or straw-colored, surrended  by red or purpule margins.Isolates  identifiedas Bipolaris sorghicola (Lefer &Scherwin) grew slowly on P.D.A, producing a compact dark brown mycelium.conidia were40-80×10-12um, slightly curved and golden brown,with three to seven pseudosepta.The hilum is indistinct. Monoconidial  isolates were inoculated at 105 conidia per cm3 at the 3-4 leaf stage to confirm the pathogenicity of B. sorghicola. The resistance of  Sorghum cultivars to Bipolaris sorghicola were evaluated under greenhouse and field conditions. The disease severity scale (0-5)used to record leaf blight severity on sorghum cultivars.
A completely randomized block design was used. the results indicate KGS8 and 14/137 were susceptible and KGS2, KGS1 and KGS10 were resistant.

 

 

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 11:33 |
تصویر:WegwarteBlüten.jpg
+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 11:4 |
 Cercospora Condidia
+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 و ساعت 9:43 |
+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 و ساعت 9:38 |

فهميده مهريان

موئسسه تحقيقات آفات و بيماريهاي گياهي

  

بيماري لكه برگي سورگوم ( Leaf blight ) يكي از مهمترين بيماريهاي  سورگوم در د نيا ميباشد ودر دو سال اخير  قارچ Cercospora  sorghi   بعنوان يكي از عوامل Leaf blight  از مزارع سورگوم در كرج ، مازندران و گيلان جمع آوري وجدا سازي شده است . علائم مربوط به Cercospora sorghi  كه  Gray leaf spot   ناميده ميشود  ابتدا بصورت خالهاي كوچك قرمز رنگ روي برگها ديده ميشوند  وبعد بتدريج بزرگتر شده وبصورت لكه هاي باريك ومستطيلي شكل تشكيل ميشوند كه اندازه آنها از 5 1-5×5-2  ميليمتر تغيير ميكند  ودر محدوده رگبرگها بيشتر ديده ميشوند. لكه ها ممكن است منفرد و يا بهم پيوسته  وبصورت خطوط ونوارهاي  طويل ويا لكه هاي بزرگ نا منظم ديده شوند كه گاه سبب  ازبين رفتن كامل برگها شود. كلني اين قارچ روي محيط غذائي PDA خيلي آهسته وبه آرامي رشد ميكند وخيلي دير شروع به توليد اسپور ميكند. كنيديفورهاي اين قارچ برنگ قهوه اي روشن وبصورت مجتمع ودسته اي ميباشند. اندازه كنيديوفورها حدود 150 -70 ×6-5 ميكرومتر ميباشد وتوليد كنيديومهاي 10-3 بندي ميكند، حدود واندازه كنيديومها بين110 -50 ×4-3 ميكرومتر ميباشد. با توجه به مشخصا ت  مرفولوژيكي  تعيين شده  و بر اساس نوشته Frederiksen  1986 ) )  گونه اين قارچ Cercospora  sorghi Elli. &Ev.تشخيص داده شد. جهت بررسي بيماريزايي قارچ جدا شده وتهيه سوسپانسيون اسپور قطعاتي از برگ آلوده پس از ضدعفوني سطحي  بمدت 48- در پتري ديش در محيط مرطوب قرار داده شد . اسپور‌هاي تشكيل شده در سطح برگ با اسنفاده از آبمقطر استريل  شستشو داده شده وسوسپانسيون اسپور حاصل  روي محيط P.D.A پخش گرديد. پس از جوانه زدن اسپورها يك اسپور جوانه زده به محيط كشت V8juice Agar منتقل گرديد وپس از دو هفته نگهداري  در دماي بين 20-16 درجه سانتيگراد سطح پرگنه هاي قارچ خراش داده شده  وبا استفاده از  آب مقطر استريل غلظت اسپورها در حدود 105× 2اسپور در هر ميلي ليتر رسانده شد. از اين عصاره قارچ كه شامل اسپور و ميسيليوم قارچ بود جهت مايه زني بوته هاي سالم بصورت اسپور پاشي در مرحله 2-3 برگي بوته هاي سورگوم در گلخانه استفاده گرديد. درجه حرارت بين 30-25 درجه سانتيگراد و رطوبت بالاي 80-70 در صد نگهداشته شد. در آزمايشات گلخانه اي پس از 72 ساعت در بوته هاي مايه زني شده توسط قارچ
 ,Cercospora sorghi  علا ئم بيماري ظاهر گرديد.

 

 

Isolation of Cercospora sorghi Ellis.&Ev. (Gray leaf spot) from sorghum

 

F. Mehrian

Plant Disease Reasearch Dept. Plant pests and Disease Reaserch  Institute ,Tehran , Iran

 

Sorghum leaf blight is one of the most important disease in the world.Gray leaf spot is generally found in sorghum - growing regions . It is probably the most Widely  distributed foliar disease of sorghum During 2001-2003 many samples of infected leaf were collected from Karaj ,Mazandaran and Guilan.  The diseases  symptoms are small, red spots on leaves. The spots enlarge to form narrow, rectangular lesions (2-5×5-15mm)delimited by veins.Lesions may be single, or they may coalesce to form longitudinal strips or irregular blotches and possibly cause leaf death.

The fungus produces  pale brown , fasciculate conidiophores (5-6 × 70-150um), which bear hyaline,3 - 10 septate, conidia (3-4 × 50-110um) .In culture ,the fungus grows slowly on most media. According  to  laboratory  study  and  Frederikson  (1986 )causal agent of sorghum  gray leaf spot was identified  Cercospora sorghi Ellis.&Ev.

In   this study  plants  were inoculated  at 2-3 leaf stage  with a suspension  of spore ( 2 ×105  spore / ml  ) by spraying in the greenhouse conditions (25-30 0C and70-80% humidity ) . The pathogen was  reisolated  from lesions after 3 -4 days .   

                                                                                                       

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 و ساعت 9:27 |
+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 و ساعت 16:14 |
+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 و ساعت 16:12 |

منصور شاكري و زهرا تنهامعافي

مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي يزد و مؤسسه تحقيقات آفات و بيماريهاي گياهي

 

در حال حاضر يونجه (Medicago sativa L.) 33 ميليون هكتار از اراضي زير كشت دنيا و 502421 هكتار از اراضي زير كشت كشور را به خود اختصاص داده است. سطح زير كشت يونجه در استان يزد 6523 هكتار، توليد ساليانه آن 76813 تن علوفة خشك و متوسط عملكرد آن 12057 كيلوگرم در هكتار مي‌باشد. به منظور بررسي نماتدهاي مزارع يونجه استان يزد تعداد 118 نمونه خاك، ريشه و ساقه از مزارع يونجه در سطح استان يزد جمع آوري شد. نمونه هاي خاك، ريشه و ساقه با روشهاي متعارف نماتد شناسي مورد بررسي قرار گرفت. در مجموع با استفاده از مشخصات مرفولوژي و مرفومتري تعداد 21 گونه نماتد متعلق به راسته Tylenchida شناسايي شد. 7/12 درصد ( پانزده مزرعه ) از نمونه هاي جمع آوري شده آلوده به نماتد ساقه يونجه (Ditylenchus dipsaci) بود كه حداكثر جمعيت مربوط به نمونه جمع آوري شده از چاه احمدزاده با 13320 نماتد در دو گرم ساقه و جوانه بود. گونه‌هاي جنس Pratylenchus و Geocenamus بترتيب با 18 و 40 درصد بيشترين فراواني را در نمونه ها داشتند. گونه‌ها و جنس‌هاي شناسايي‌شده در اين بررسي بشرح زير مي باشند :

Filenchus filiformis, Irantylenchus clavidorus, Boleodorus thylactus, Psilenchus hilarus, Ditylenchus acris, Ditylenchus affinis, Ditylenchus dipsaci, Tylenchorhynchus sp., Geocenamus brevidens, Geocenamus rugosus, Pratylenchus thornei, Pratylenchus neglectus, Pratylenchus sp., Pratylenchoides riteri, Zygotylenchus guevarai, Helicotylenchus pseudorobustus, Meloidogyne sp, Paratylenchus sp., Mesocriconema curvatum, Aphelenchus avenae

 

 

Identification of plant parasitic nematodes fauna in alfalfa fields in Yazd province

 

M. Shakeri and Z. Tanha Maafi

Agricultural & Natural Resources Research Center of Yazd and Plant Pests & Diseases Research Institute, Tehran

 

Alfalfa (Medicago sativa) is the most important forage crop in the world. The cultivated area of this crop is about 33 millions hectares in the world, 502000 hectares in Iran and more over 6523 hectares in Yazd province. Many plant-parasitic nematods are associated with alfalfa, but the stem nematode, root-knot nematodes and root-lesion nematodes are the most important ones. In order to identify the plant parasitic nematodes in alfalfa fields 118 soil, root, bud and stem samples were collected from different alfalfa fields in Yazd province during 2002-2003. The samples were processed by current nematology methods. The nematodes were studied on the basis of morphological and morphometrics characters and 21 species identified. Bulb and stem nematode (Ditylenchus dipsaci) was revealed in 12.7% of samples with maximum population density of 13320 nematodes per 2 grams of stem and bud. Geocenamus spp. and Pratylenchus spp. were found in 40% and 18% of samples respectively and had the most frequency. The identified species are as follows:

(Filenchus filiformis, Irantylenchus clavidorus, Boleodorus thylactus, Psilenchus hilarus, Ditylenchus acris, Ditylenchus affinis, Ditylenchus dipsaci, Tylenchorhynchus sp., Geocenamus brevidens, Geocenamus rugosus, Pratylenchus thornei, Pratylenchus neglectus, Pratylenchus sp., Pratylenchoides riteri, Zygotylenchus guevarai, Helicotylenchus pseudorobustus, Meloidogyne sp., Paratylenchus sp., Mesocriconema curvatum, Aphelenchus avenae).

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 و ساعت 16:12 |

taghinasab@hotmail.com

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 و ساعت 15:45 |
sting nematode, Belonolaimus spp.  (Tylenchida: Belonolaimidae)
+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 و ساعت 9:2 |

غلامرضا نيکنام و علي چناري

گروه گياهپزشکي دانشکده کشاورزي دانشگاه تبريز chenari2005@yahoo.com

 

در طي سالهاي 83-1382 به منظور بررسي  تنوع زيستي نماتدهاي انگل گياهي مزارع يونجه استان آذربايجانشرقي نمونه هاي متعددي از خاک ريزوسفر يونجه برداشته شد. نماتدها بعد از استخراج به روش De grisse (1969) تثبيت شده و گونه هاي نماتدهاي انگل گياهي بر اساس صفات مورفولوژيک و پارامترهاي مورفومتريک و با استفاده از منابع مختلف شناسايي گرديدند. در بين آنها تنوع خوبي از نماتدهاي متعلق به خانواده Belonolaimidae مشاهده شد. در نتيجه سه گونه از جنس Geocenamus شامل G. pseudobavaricus ٬ G. brevidens ٬ G. rugosus ٬ دو گونه از جنس Tylenchorhynchus شامل
T. manubriatus ٬T. solani ٬ يک گونه از جنس Amplimerlinius به نام A. macrurus و يک گونه از جنس Trophorus به نام T. mussuriensis  مورد شناسايي قرار گرفتند. گونه‌هاي G. pseudobavaricus، T. manubriatus و T. solani براي اولين بار از ايران گزارش مي‌شوند.

 

 

Seven species of Belonolaimidae family from Alfalfa fields in East Azarbaijan province

 

Gh. Niknam and A. Chenari

Department of Plant Protection , Faculty of Agriculture , University of Tabriz chenari2005@yahoo.com

 

During 2003-2004, in order to survey the biodiversity of plant parasitic nematodes of alfalfa fields in East Azarbaijan province , a number of soil sample were taken from rhizosphere. Soil samples were processed using De grisse (1969)  method in laboratory and different species were identified on the basis of morphological characters as well as morphometric parameters and available literature. Among identified species significant diversity was observed in nematodes belonging to Belonolaimidae. Consequently , three species of Geocenamus including G. pseudobavaricus , G. brevidens , G. rugosus ; two species of Tylenchorhynchus including T. manubriatus , T. solani ; one species of Amplimerlinius including A. macrurus and one species of Trophorus, T. ussuriensis were identified. This is the first record of of G. pseudobavaricus, T. manubriatus and T. solani from Iran. 

 

 

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 و ساعت 9:0 |

سيدعليرضا اسمعيل زاده حسيني، سيدرضا فاني، كاظم دشتكيان، كاظم فرهمند و محمدصالحي ابرقويي

بخش هاي تحقيقات آفات و بيماريهاي گياهي مراكز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استانهاي يزد و فارس saesmailzadeh@yahoo.com

 

جاروك يونجه يكي از بيماريهاي مهم و داراي اهميت اقتصادي در پاره‌اي از مناطق كشور مي‌باشد. طي سالهاي 82 لغايت 84 از مناطق عمده يونجه كاري استان سيستان و بلوچستان بازديد و نسبت به تعيين پراكندگي، درصد و شدت آلودگي جاروك اقدام شد. براي اين كار در هر منطقه 5 مزرعه به طور تصادفي انتخاب و در موقع برداشت محصول در چين پنجم هر سال در هر 500 متر زمين 5 كادر 5/0 ×5/0 متري با حركت زيگزاگ در امتداد اقطار و به طور تصادفي انداخته شد . آلودگي بوته‌ها بر اساس علايم مشخص بيماري و آزمايش اليزا با استفاده از آنتي بادي چند همسانه‌اي جاروك يونجه تعيين شد. محاسبه درصد آلودگي بر اساس تعداد  بوته‌هاي آلوده به تعداد كل بوته شمارش شده در هر كادر انجام شد. همچنين همزمان با محاسبه درصد آلودگي، شدت آلودگي بوته‌ها بر اساس خصوصيات ظاهري گياه به درجات آلودگي كم تا خيلي شديد تعيين شد. بر اساس نتايج اين تحقيق آلودگي در تمام شهرستانهاي استان سيستان و بلوچستان مشاهده شد. بيشترين درصد آلودگي جاروك در استان به ترتيب در شهرستان سرباز ( تا 7/28 درصد)، زابل (تا 5/14 درصد)، نيكشهر (تا 9/13 درصد)، سراوان (تا 1/12 درصد)، ايرانشهر تا (4/9 درصد)، خاش (تا 9/7 درصد)، زاهدان (تا 8/7 درصد) و چابهار (تا 16/6 درصد ) بود. شدت آلودگي در اكثر مناطق مورد بررسي تفاوت معني دار نداشت ولي بيشترين شدت آلودگي در شهرستان زاهدان مشاهده شد.

 

 

Geographical distribution, infection rate and severity of alfalfa witches, broom disease in alfalfa fields in Sistan -va- Baluchestan province

 

S. A. Esmailzadeh Hosseini, S. R. Fani, K. Dashtakian, K. Farahmand and M. Salehi

Plant Pests and Diseases Research Depts, Yazd and Fars Agricultural and Natural Resources Research Centers saesmailzadeh@yahoo.com

 

Alfalfa witches, broom(AWB) is one of the most important alfalfa disease in Iran . To evaluate the status of AWB, the alfalfa growing regions of Sistan -va- Baluchestan province were surveyed between 2003-2005 and geographical distribution , infection rate and severity of AWB were assessed. For sampling, five field were selected randomly  and sampling conducted in fifth cutting. In each field sampling were carried out  randomly at five points on a diagonal transect in a 500 m2 field using 0.5-m quadrate. Infected samples were diagnosed based on distinct morphological symptoms(virescence, phyllody, flower sterility severely stunting, erect and excessively branched and yellowish stunting) and ELISA using polyclonal antiserum. The result indicated that AWB is widespread all over the Sistan-va- Baluchestan province. Maximum infection percent of AWB were observed in Sarbaz(up to 28.7%), Zabol(up to 14.5%), Nikshahr(up to 13.9%), Saravan(up to 12.1%),Iranshahr(up to 9.4%), Kash(up to 7.9%), Zahedan(up to 7.8%) & Chabahar(up to 6.16%). Disease severity  were not difference significantly but the most disease severity were observed in Zahedan.

 

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت 11:26 |
+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت 10:33 |

محمد صالحي1 و کرامت اله ايزدپناه2

1- بخش تحقيقات و آفات و بيماريهاي گياهي، مرکز تحقيقات کشاورزي و منابع طبيعي فارس 2- بخش گياهپزشکي دانشکده کشاورزي دانشگاه شيراز

 

جاروك يونجه يك بيماري مهم و اقتصادي در بسياري از استانهاي ايران مي باشد. در تحقيق حاضر ويژگي هاي فيتوپلاسماهاي همراه با جاروك يونجه جويم و مبارك اباد (استان فارس) و ابركوه (استان يزد) تعيين گرديد و فيتوپلاسماي همراه با جاروك يونجه جويم به  عنوان يك  گونه جديد(Ca. Phytoplasma species) در گروه جاروك بادام زميني ( peanut witches’ broom, 16SrII) معرفي مي شود. محصول PCR با  جفت آغازگر  P1/P7(  1800جفت باز  از دي. ان. اي ريبوزومي ) در  فيتوپلاسماهاي همراه با جاروك يونجه جويم و مبارك اباد) وابركوه در پلاسميدpT57R/T و در سويه Escherichia coli DH5α همسانه سازي و تعيين ترادف گرديد. از ترادفهاي ژن ار. ان. اي ريبوزومي S16و   ناحيه جداكننده  (spacer region , SR ) ميان ژنهاي S16 وS  23 براي آناليزهاي مولكولي  استفاده شد. جستجو با BLAST و آناليزهاي تبارزايي و جايگاههاي برشي نشان داد كه  فيتوپلاسما هاي همراه با جاروك يونجه  جويم ، مبارك اباد وابركوه به گروه جاروك بادام زميني تعلق دارند. بر اساس آناليزهاي فوق اين فيتوپلاسماها از يكديگر قابل تشخيص نبودند و ارتباط نزديكي با فيتوپلاسماي عامل جاروك ليموترش داشتند اما از لحاظ علائم بيماري در پروانش متفاوت بودند. فيتوپلاسماي همراه با جاروك يونجه جويم و فيتوپلاسماي همراه با جاروك ليموترش(Ca. Phytoplasma aurantifolia ) علي رغم داشتن  بيش از 97.5% تشابه نوکلئوتيدي با  معيارهايي مانند عدم انتقال  Ca. Phytoplasma aurantifolia  با زنجرك Orosius albicinctus ، ناقل فيتوپلاسماي همراه با جاروك يونجه،  اختلاف در دامنه ميزباني در بين گياهان علفي و علائم بيماري در ميزبانهاي مشترك، واكنش منفي Ca. Phytoplasma aurantifolia در مقابل آنتي سرم فيتوپلاسماي همراه با جاروك يونجه جويم واختلاف از نظر جايگاههاي برشي در ناحيهSR  از يكديگر قابل  تشخيص بودند.  بر اساس اين نتايج و قوانين مربوط به نامگذاري پروكاريوتهاي غير قابل كشت و معيارهاي ارائه شده توسط  تيم بين المللي   گروهبندي  فيتوپلاسماها، فيتوپلاسماي همراه با جاروك يونجه جويم يك گونه جديد در گروه جاروك بادام زميني مي باشد.

 

 

Taxonomic status of alfalfa witches’ broom associated phytoplasmas in Fars and Yazd Provinces and introduction of Juyom associated phytoplasma as a new Ca. Phytoplasma species

 

M. Salehi1 and K. Izadpanah2

1- Plant Pests and DiseasesResearch Dept. Fars Agricultural and Natural Resources Research Center; 2- Dept. of Plant Protection, College of Agriculture, Shiraz University

 

Alfalfa witches’ broom (AlfWB)  is an economically important disease in several provinces of Iran. In the present work phytoplasmas associated with Juyom, Mobarakabad (Fars Province)and Abarque (Yazd Province) AlfWB (JAlfWB, MAlfWB and AAlfWB, respectively) were characterized and JAlfWB is reported as a new Ca. Phytoplasma species in the peanut witches' broom , 16SrII phytoplasma group. P1/P7 primed PCR products (1800bp) of ribosomal DNA (rDNA) were ligated onto pT57R/t vector , cloned into Escherichia coli DH5α and sequenced. 16S rDNA and 16S- 23S rDNA spacer region (SR)  sequences were used for molecular analyses. Phylogenetic and putative restriction site analyses  of 16SrDNA and SR sequences placed  JAlfWB, MAlfWB and AAlfWB phytoplasmas in the 16SrII phytoplasma group. As members of 16SrII group, these phytoplasmas were indistinguishable, although disease symptoms in periwinkle could diffrrentiate them. Although JAlfWB shared more than 97.5% homology with lime witches broom phytoplasma (Ca. phytoplasma aurantifolia) at nucleotide level , clear differences were observed between these two phytoplasmas. Ca. phytoplasma aurantifolia was not transmitted by Orosius albicinctus, the vector of JAlfWB phytoplasma, and the two phytoplasmas induced different symptoms in common hosts. Ca. phytoplasma aurantifolia does not react with antiserum prepared against JAlfWB phytoplasma. Based on these results and according to the rules for the description of putative taxa  of uncultured bacteria and phytoplasmas, Spiroplasma working team of the International Research Program of Comparative Mycoplasmology (IRPCM), GAlfWB phytoplasma is qualifiedas a new Ca. Phytoplasma species in the 16SrII phytoplasma group.

+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت 10:27 |
سال جدید را بر همه دوستان و عزیزان شاد باش عرض میکنم
+ نوشته شده توسط میثم تقی نسب در چهارشنبه هفتم فروردین 1387 و ساعت 12:36 |