A. Z. Mirabadi1*, K. Rahnama2 and A. Esmaailifar3
1 Oilseeds Research & Development Company, Pasdaran Avenue Sari province, Iran
2 Department of Plant Protections, GorganUniversity Agricultural Sciences&Natural Resources, Iran
3 Department of Plant Protections, Faculty of Agriculture and Natural Resources Islamic AzadUniversity, Arak
*alizaman@arc-ordc.ir
Accepted for publication 28 Apr 2009
Rapeseed (Brassica napus) is one of the most important oilseed crops in Iran with more than 200,000 ha planted in 2008. Phoma blackleg (Leptosphaeria biglobosa), pathogenicity group 1 (PG-1) or non-aggressive type, has been reported on rapeseed from Golestan province (Fernando et al., 2007). Recently, in some regions of Mazandaran and Golestan provinces of northern Iran,typical stem canker symptoms were observed with incidence ranging from 20 to 60%. During October and November 2008, ascospores were isolated from pseudothecia on infected rapeseed debris and cultured on V8-agar medium (Mengistu et al. 1993). Based on the description of Punithalingam & Holliday (1972), sporulating colonies were identified as Leptosphaeria maculans (Desmaz.) Ces. & de Not. (Anamorph Phoma lingam (Tode: Fr.) Desmaz.).
Eleven isolates of L. maculans were used for determining the pathogenicity group according to phenotypic interaction (PI) on rapeseed cultivars including Westar, Quinta and Glacier. Nine seven-day old seedlings of each cultivar were inoculated for each isolate and the test was repeated three times. Wounded cotyledons were each inoculated with 10µl of conidial suspensions at 2 x 107 spores/ml. All plants were maintained in a growth chamber at 21° C (light) to 16° C (dark), with a 16-hour photoperiod and relative humidity of 95%. After 10 days, disease severity wasrated on a 0-9 scale (Williams, 1985) (Fig. 1).
Two isolates (Es-5 and Es-7) were classified as belonging to pathogenicity group PG2 and nine isolates as PG1. PG2 isolates showed PI reactions 0 to 2, 7 to 9 and 7 to 9 on Glacier, Quinta and Westar, respectively. In addition, cultivars Hyola401 and Okapi were highly sensitive to PG-2 isolates in the cotyledon assay. This is the first report ofthe occurrence of Leptosphaeria maculans PG-2 in Iran.
Acknowledgements
Special thanks to the Leibniz Institute of Plant Genetics and Crop Plant Research (IPK) for providing the seeds needed for this testing.
References
Fernando WGD, Ghanbarnia K, Salati M, 2007. First report on the presence of phoma blackleg pathogenicity group 1 (Leptosphaeria biglobosa) on Brassica napus (canola/ rapeseed) in Iran. Plant Disease 91, 465.
Mengistu A, Rimmer RS, Williams PH, 1993. Protocols for in vitro sporulation, ascospore release, sexual mating, and fertility in crosses of Leptosphaeria maculans. Plant Disease 77, 538-540.
Leptosphaeria maculans. CMI descriptions of pathogenic Fungi and Bacteria. No. 331. Kew, UK: Commonwealth Mycological Institute.
Williams PH, 1985. Crucifer Genetics Cooperatives (CrGC) Resource Book. Madison, WI, USA: University of Wisconsin.
فهميده مهريان1 و وحيد رهجو2
1- موئسسه تحقيقات آفات و بيماريهاي گياهي، گياهي2-موسسه تحقيقات اصلاح و تهيه نهال بذركرج
بيماري لكه برگي سورگوم (Target leaf spot ) يكي از مهمترين بيماريهاي سورگوم در دنيا ميباشد كه باعث افت كمي و كيفي محصول سورگوم ميگردد بر اين اساس طي سالهاي 1381-1379 با بازديد و نمونه برداري از مزارع سورگوم در مناطق تهران، كرج، ، ورامين ، مازندران و گيلان بوته هاي داراي علائم بيماري جمع آوري شدند. علائم بيماري بصورت لكه هاي گرد تا بيضي شكل ديده مي شود، قسمت وسط لكه بنفش متمايل به قرمز و حاشيه آن قهوه اي رنگ ديده مي شودوبيشتر در محدوده رگبرگها ديده ميشوند اندازه لكه ها از لكه هاي 2تا 3 ميليمتري تا لكه هاي بزرگتر10 تا 15 ميليمتري متفاوت است. ازكشت نسجهاي آلوده روي محيط غذايPDAو محيط مرطوب قارچ Bipolaris sorghicola جداسازي و شناسايي گرديد .پرگنه قارچ روي PDA پودري شكل، نرم و برنگ قهوهاي متمايل به زيتوني ميباشد. كنيديفورها معمولا منفرد وگاهي اوقات در دستجات كوچك ديده ميشوند،. راست يا داراي قابليت انحنا بوده برنگ قهوه اي تيره يا متوسط و يا قهوه اي متمايل به زيتوني ميباشد، كنيديفورها بندبند و گاهي در قسمت پايين متورم هستند، سلولهاي كنيديوم زا برآمده هستند. كنيديومها مختصرا خميده، دوكي شكل، رنگ پريده تا قهوه اي طلائي وگاهي صاف ميباشند. حدود واندازه كنيديومها 12-10×80-40 ميكرومتر وداراي 8-3 بند كاذب ميباشند. hilum اسپورها نا مشخص است. مايه زني با غلظت 105 كنيديوم در ميلي ليتر با روش اسپور پاشي روي بوته هاي سورگوم در مرحله 4-3 برگي بيماري زائي . sorghicola B. را تاييد كرد. . جهت ارزيابي مقاومت نسبي برخي ارقام سورگوم نسبت به عامل بيماري تعداد دوازده واريته يا هيبريد سورگو م د ر قالب طرح بلوك كامل تصادفي با 4تكرار در مزرعه آزمايشي كرج كشت گرديدو بوته ها در مرحله 4- 3 برگي با سوسپانسيون اسپور به غلظت105×2 -6 10×2 اسپور در ميلي ليتر با سرنگ به ميزان 2 - 1 ميلي ليتر Bipolaris sorghicola قارچ مايه زني شدند و دو هفته بعد ارزيابي بر حسب در صد آلودگي ،همجنين با استفاده از سيستم امتياز دهي ( 5 – 0 ) تعيين شد. نتايج حاصله نشان داد كه رقم هاي KGS8و 14/1379 حساسيت بيشتري به بيماري لكه برگي نشان دادند ومقاومترين آنها KGS1. ,KGS2 و KGS10 بودند .
Investigation of sorghum Target leaf spot and resistance of some cultivars to causal agent
F. Mehrian1 and V. Rahjoo2
1- Plant Disease Reasearch Dept. Plant Pests and Disease Reaserch Institute
Sorghum Target leaf spot is one of the most important disease in the world. This disease causes reduction of yield of sorghum. During2001-2003 many samples of infected leaf were collected from
The diseases symptoms first appears as reddish or grayish dots , which later develop into definite spots, assuming an elliptic or oval to cylindric form. Occasionally, the centers of lesions become brown or straw-colored, surrended by red or purpule margins.Isolates identifiedas Bipolaris sorghicola (Lefer &Scherwin) grew slowly on P.D.A, producing a compact dark brown mycelium.conidia were40-80×10-12um, slightly curved and golden brown,with three to seven pseudosepta.The hilum is indistinct. Monoconidial isolates were inoculated at 105 conidia per cm3 at the 3-4 leaf stage to confirm the pathogenicity of B. sorghicola. The resistance of Sorghum cultivars to Bipolaris sorghicola were evaluated under greenhouse and field conditions. The disease severity scale (0-5)used to record leaf blight severity on sorghum cultivars.
A completely randomized block design was used. the results indicate KGS8 and 14/137 were susceptible and KGS2, KGS1 and KGS10 were resistant.
فهميده مهريان
موئسسه تحقيقات آفات و بيماريهاي گياهي
بيماري لكه برگي سورگوم ( Leaf blight ) يكي از مهمترين بيماريهاي سورگوم در د نيا ميباشد ودر دو سال اخير قارچ Cercospora sorghi بعنوان يكي از عوامل Leaf blight از مزارع سورگوم در كرج ، مازندران و گيلان جمع آوري وجدا سازي شده است . علائم مربوط به Cercospora sorghi كه Gray leaf spot ناميده ميشود ابتدا بصورت خالهاي كوچك قرمز رنگ روي برگها ديده ميشوند وبعد بتدريج بزرگتر شده وبصورت لكه هاي باريك ومستطيلي شكل تشكيل ميشوند كه اندازه آنها از 5 1-5×5-2 ميليمتر تغيير ميكند ودر محدوده رگبرگها بيشتر ديده ميشوند. لكه ها ممكن است منفرد و يا بهم پيوسته وبصورت خطوط ونوارهاي طويل ويا لكه هاي بزرگ نا منظم ديده شوند كه گاه سبب ازبين رفتن كامل برگها شود. كلني اين قارچ روي محيط غذائي PDA خيلي آهسته وبه آرامي رشد ميكند وخيلي دير شروع به توليد اسپور ميكند. كنيديفورهاي اين قارچ برنگ قهوه اي روشن وبصورت مجتمع ودسته اي ميباشند. اندازه كنيديوفورها حدود 150 -70 ×6-5 ميكرومتر ميباشد وتوليد كنيديومهاي 10-3 بندي ميكند، حدود واندازه كنيديومها بين110 -50 ×4-3 ميكرومتر ميباشد. با توجه به مشخصا ت مرفولوژيكي تعيين شده و بر اساس نوشته Frederiksen 1986 ) ) گونه اين قارچ Cercospora sorghi Elli. &Ev.تشخيص داده شد. جهت بررسي بيماريزايي قارچ جدا شده وتهيه سوسپانسيون اسپور قطعاتي از برگ آلوده پس از ضدعفوني سطحي بمدت 48- در پتري ديش در محيط مرطوب قرار داده شد . اسپورهاي تشكيل شده در سطح برگ با اسنفاده از آبمقطر استريل شستشو داده شده وسوسپانسيون اسپور حاصل روي محيط P.D.A پخش گرديد. پس از جوانه زدن اسپورها يك اسپور جوانه زده به محيط كشت V8juice Agar منتقل گرديد وپس از دو هفته نگهداري در دماي بين 20-16 درجه سانتيگراد سطح پرگنه هاي قارچ خراش داده شده وبا استفاده از آب مقطر استريل غلظت اسپورها در حدود 105× 2اسپور در هر ميلي ليتر رسانده شد. از اين عصاره قارچ كه شامل اسپور و ميسيليوم قارچ بود جهت مايه زني بوته هاي سالم بصورت اسپور پاشي در مرحله 2-3 برگي بوته هاي سورگوم در گلخانه استفاده گرديد. درجه حرارت بين 30-25 درجه سانتيگراد و رطوبت بالاي 80-70 در صد نگهداشته شد. در آزمايشات گلخانه اي پس از 72 ساعت در بوته هاي مايه زني شده توسط قارچ
,Cercospora sorghi علا ئم بيماري ظاهر گرديد.
Isolation of Cercospora sorghi Ellis.&Ev. (Gray leaf spot) from sorghum
F. Mehrian
Plant Disease Reasearch Dept. Plant pests and Disease Reaserch Institute ,
Sorghum leaf blight is one of the most important disease in the world.Gray leaf spot is generally found in sorghum - growing regions . It is probably the most Widely distributed foliar disease of sorghum During 2001-2003 many samples of infected leaf were collected from
The fungus produces pale brown , fasciculate conidiophores (5-6 × 70-150um), which bear hyaline,3 - 10 septate, conidia (3-4 × 50-110um) .In culture ,the fungus grows slowly on most media. According to laboratory study and Frederikson (1986 )causal agent of sorghum gray leaf spot was identified Cercospora sorghi Ellis.&Ev.
In this study plants were inoculated at 2-3 leaf stage with a suspension of spore ( 2 ×105 spore / ml ) by spraying in the greenhouse conditions (25-30 0C and70-80% humidity ) . The pathogen was reisolated from lesions after 3 -4 days .
شعبان کيا1، محمد ترابي2 و عبدالرحيم نظري1
1- مرکز تحقيقات کشاورزي و منابع طبيعي گلستان، گرگان 2- موسسه تحقيقات اصلاح و تهيه نهال و بذر، کرج
بيماري سپتوريوز برگي گندم از مهمترين بيماريهاي گندم درجهان مي باشد كه ساليانه خسارات فراواني را به محصول گندم وارد مي سازد. استفاده از ارقام مقاوم مؤثرترين ، اقتصادي ترين و سالم ترين روش ازنظر زيست محيطي براي كنترل اين بيماري به شمار مي رود. به همين منظور تعداد 531 لاين پيشرفته واميد بخش به اضافه 14 رقم تجاري گندم در سال زراعي84 - 83 نسبت به سپتوريوز برگي درشرايط مزرعه اي و زير سيستم آبياري مه پاش در ايستگاه تحقيقات کشاورزي گرگان مورد ارزيابي قرار گرفت. درشرايط مزرعه اي هريك از لاينها دردوخط يك متري وبه فاصله 30 سانتي متر از يكديگر كاشته شدند . به فاصله هر 10 لاين ونيز درحاشيه خزانه رقم حساس تجن كاشته شد. آلوده سازي مصنوعي لاينها درمرحله پنجه زني با پخش كردن برگهاي آلوده جمع آوري شده از سال قبل و اسپورپاشي با سوسپانسيون اسپور چندين بار انجام شد. يادداشت برداري از واكنش لاينها با روش ساري وپرسكات تغيير يافته توسط ايال وهمكاران ودرمقياس 99-00 انجام شد. براساس نتايج بدست آمده ، بيش از 55% لاينها واکنش حساس، 22% لاينها واکنش نيمه حساس و 23% لاينها نيز مقاومت نشان دادند. نتايج حاصل از بررسي مقاومت ارقام تجاري نيز نشان دهنده حساس بودن بيشتر آنها نسبت به بيماري سپتوريوز برگي بوده است، بطوريکه بيش از 80% ارقام مورد بررسي حساس و بقيه نيز نيمه حساس بودند. بنابراين براي ايجاد مقاومت و توليد ارقام مقاوم به اين بيماري بايستي به دنبال منابع مقاومت در ارقام و واريتههاي وحشي در طبيعت بگرديم و با انتقال ژنهاي مقاوم به ارقام اصلاح شده تجاري، بتوانيم ارقام مقاوم به بيماري سپتوريوز برگي بوجود آوريم.
Evaluation of resistance to septoria leaf blotch in wheat lines and cultivars
Sh. Kia1, M. Torabi2 and A. Nazari1
1-Agricultural and Natural Resourcse Research
Septoria leaf blotch is one of the most important diseases of wheat in the world that causes wheat yield loss. Using resistant cultivars is the most effective, economic and environmentally health method to control of this disease. For this purpose, 531 wheat lines in addition to commercial cultivars were evaluated to septoria leaf blotch at field conditions and under mist irrigation during 2004-2005 in Gorgan station. Each line was planted in 2 rows of 1 m long and spaced 30 cm apart. Lines were inoculated artificially several times by spreading infected leaves and spraying with spore suspension. The evaluation was carried out based on Sarri and
يونس رضايي دانش1، ابراهيم محمدي گل تپه1، عزيزاله عليزاده1 و ک. جي. موکرجي2
1- گروه بيماري شناسي گياهي، دانشکده کشاورزي، دانشگاه تربيت مدرس 2- گروه گياه شناسي، دانشگاه دهلي، هندوستان آدرس پست الکترونيکي: Younes_rd@yahoo.com
قارچهاي ميکوريز- آربوسکولار از مهمترين عوامل ميکروبي همزيست ريشه گياهان بوده و با بيش از 80٪ گونه هاي گياهي از جمله گياهان تيره بقولات رابطه همزيستي دارند. از جمله مهمترين ويژگيهاي مثبت همزيستي اين قارچها با ريشه گياهان مي توان به افزايش جذب آب و عناصر غذايي از جمله فسفر، مقاومت عليه بيماريهاي خاکزاد و مقاومت به تنشهاي شوري و خشکي و نيز بهبود بافت و ساختمان خاک اشاره نمود. در طي سالهاي 1382 و 1383 تعداد 300 نمونه خاک از مزارع سويا و يونجه در استانهاي مهم از نظر سطح زير کشت اين محصولات جمع آوري گرديد. در کل تعداد 120 نمونه خاک از رايزوسفر مزارع سويا و 180 نمونه خاک از رايزوسفر مزارع يونجه جمع آوري و جهت مطالعات تعيين گونه هاي قارچي، شمارش اسپوري و تعيين الگوي پراکنش گونه اي مورد استفاده قرار گرفت. جهت شناسايي گونه هاي قارچي اقدام به برقراري کشتهاي گلداني تله با استفاده از ذرت و سورگوم جهت تکثير اسپورهاي قارچي شد. اسپورها از هر 100 گرم نمونه خاک بر اساس روش استاندارد جداسازي شده و سپس 5 لام ميکروسکوپي براي هر نمونه خاک با قرار دادن 10 اسپور با دقت و بر اساس تفکيک گروه اسپوري تهيه گرديد. جهت شمارش اسپوري از هر نمونه خاک مزرعه 3 تکرار هر يک بوزن 10 گرم انتخاب و اسپورها بر اساس روش استاندارد جداسازي شدند. سپس تعداد اسپور بصورت ميانگين براي سه تکرار ثبت گرديد. نتايج نشان داد که بيشترين تعداد اسپور در اراضي تحت کشت سويا متعلق به استان گلستان و اراضي با بافت خاک رسي- سيلتي، بدون تناوب زراعي و اراضي ديم و در اراضي تحت کشت يونجه متعلق به استان همدان و اراضي با بافت خاک لومي- رسي و بدون تناوب زراعي بود. از 24 گونه قارچي شناسايي شده، 12 گونه قارچي براي ايران و به شرح زير جديد مي باشند:
Glomus microcarpum, G. dimorphicum, G. reticulatum, G. botryoides, G. boreale, G. multisubstensum, G. fulvum, Gigaspora candida, Gigaspora albida, Scutellospora coralloidea, Acaulospora mellea, Acaulospora dilatata.
در بين گونه هاي شناسايي شده گونه هاي Glomus fasciculatum وGlomus mosseae داراي بيشترين فراواني گونه اي در رايزوسفر هر دو گياه ميزبان بودند. صحت تشخيص گونه ها توسط پروفسور ک. جي. موکرجي مورد تائيد قرار گرفته است.
New species of arbuscular- mycorrhizal fungi from rhizosphere of soybean and alfalfa in
Y. R. Danesh1, E. Mohammadi Goltapeh1, A. Alizadeh1 and K. G. Mukerjii2
1- Department of Plant Pathology, College of Agriculture, Tarbiat Modarres University 2- Department of Botany, Delhi University, New Delhi, India E-mail address: Younes_rd@yahoo.com
Arbuscular- Mycorrhizal fungi are the main groups of microbial symbionts associated with plant roots and they have mutualistic symbiosis with more than 80% of plant species including legumes. The main results of this symbiotic association are improving uptake of water and nutrients particularly phosphorous, inducing resistance to soil borne pathogens, salinity and drought stress and improving soil texture and structure. During 2003- 2004, 300 soil samples were collected from the main alfalfa and soybean cultivated provinces in
Glomus microcarpum, G. dimorphicum, G. reticulatum, G. botryoides, G. boreale, G. multisubstensum, G. fulvum,
Gigaspora candida, Gigaspora albida, Scutellospora coralloidea, Acaulospora mellea, Acaulospora dilatata.
Among all identified species, Glomus fasciculatum and Glomus mosseae counted for a higher frequency in both host plants rhizosphere. The correct identity of all species was confirmed by Prof. K. G. Mukerjii.
محمد رضا ميرزائي 1، مهدي آزاد وار 2، امير رضا امير ميجاني 2 و غلامرضا افشار منش 2
1- مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي خراسان جنوبي ، بيرجند 2- مركز تحقيقات كشاورزي جيرفت و كهنوج ، جيرفت
در اواخر تابستان 1383 ضمن بازديد از مزارع ذرت در منطقه علي آباد جيرفت ، علايم بيماري پوسيدگي بصورت نقاط نامنظم قهوه اي رنگ بر روي بلالهاي ذرت رقم 700 -كرج در مزرعه مشاهده شد. قطعات كوچكي از بافتهاي آلوده پس از شستشو با آب معمولي و ضدعفوني سطحي با محلول هيپوكلريت سديم 5/0 درصد حجمي به مدت حدود يك دقيقه بر روي محيط PDA كشت داده شدند و در دماي 28 درجه سانتي گراد قرار گرفتند. پر گنه قارچ پس از سه روز رنگ سفيد مايل به خاكستري داشت و رشد آن نسبتاً سريع بود. ميسيليوم ها با انشعابات دو تايي ، بي رنگ و ديواره دار كه از طريق قطعه قطعه شدن توليد آرتر و سپورهاي بي رنگ ، تك سلولي به ابعاد 5/7-5×5/12-5/7 ميكرومتر مي نمودند. بيماري زايي بيمارگر بر روي بلالهاي نارس بصورت تزريق سوسپانسيون 5 10×5 اسپور انجام شد . شاهد آب مقطر نيز منظور شد. علايم پوسيدگي بر روي بلالهاي تلقيح شده پس از سه روز ظاهر گرديد. تلقيح جدايه ها بر روي ميوه هاي ليموترش منجر به پوسيدگي شديد آنها گرديد. جدايه ها محيط مايع سيب زميني - دكستروز ( PDB ) با 7/2 PH= را پس از 72 ساعت به حالت لزج و مات در آوردند و در محيط آب ليموترش پاستوريزه با 2/2 PH= رشد نمودند. بنابراين جدايه ها نژاد مركبات تشخيص داده شدند. اين اولين گزارش از پوسيدگي بلال ذرت ناشي از قارچ G. candidum Line. Ex pers. در ايران مي باشد.
A new report of ear rot of corn caused by Geotrichum candidum from Iran
M. R. Mirzaee1, M. Azadvar2 , A. R. Amir Mijani2 and Gh. Afsharmanesh2
1- Agricultural Research Center of Southern Khorasan, Birjand 2- Jiroft and Kahnuj Agricultural Reasearch Center, Jiroft
In Summer 2005 , in a survey conducted in corn Fields of Ali - abad (Jiroft region ) , symptoms of a ear rot was observed. Initial symptoms on ear of corn cultivar 700-karaj were as brown and irregulary shaped spot. Infected tissues were cut in small pieces , washed in running tap water , surface-sterilized with 0.5% (V/V) sodium hypochlorite for one min before placing them on PDA media at 280c. Colonies had a rapid growth , white to grey in colour. Mycelia were hyaline , septate , with baranch dichotomously . Arthrospores formed in chains, cylindrical , hyaline , one - celled and 7.5-12.5X5-7.5 μm in size. A pathogenicity test was performed by injecting suspensions of arthrospores ( 5X105 spores/m1) into the immature ears. Alternatively , control ears treated with sterile distilled water. Symptoms of inoculated ears , were observed after 3 days . The fungus was pathogenic on fruits of lime. The isolates grew in pasteurized lemon juice at PH = 2.2 and PDB at PH=2.7 in 72 hr. On the basis of above- mentioned characteristics, the isolates were identified as citrus race . This is the first report of G. Candidum inciting ear rot of corn.
پرستو ناروئي1، جواد مظفري2، حميدرضا زماني زاده1 و فاطمه خلقتي بنا2
1- دانشگاه آزاد اسلامي، واحد علوم تحقيقات 2- مؤسسه تحقيقات اصلاح و تهيه نهال و بذر، بخش تحقيقات ژنتيک و ذخاير توارثي، كرج
بيماري بلاچ برگي گندم (Septoria tritici) از جمله عوامل محدود کننده اين محصول بويژه در سالهاي اخير بوده است. براي دستيابي به منابع مقاومت به بيماري سپتوريا به منظور اصلاح ارقام مقاوم، مقاومت گندمهاي تتراپلوئيد در برابر اين بيماري مورد ارزيابي قرار گرفت. براي اين منظور واکنش تعداد 31 رقم گندم بومي تتراپلوئيد ايراني در يک طرح بولکهاي کامل تصادفي با سه تکرار و در مرحله گياهچه تحت شرايط کنترل شده در برابر مخلوط جدايههاي شمال و جنوب قارچ عامل اين بيماري بطور جداگانه بررسي شد. جدايههاي قارچ Septoria tritici از مزارع آلوده شمال و جنوب کشور جمع آوري شد و در دو مخلوط جدايههاي شمال و جنوب قرار گرفت. مايه تلقيح شامل مخلوط جدايههاي شمال و جنوب بر روي گياهچههاي ده روزه در گلخانه در شرايط دماي 20 درجه و رطوبت در حد اشباع اسپري شد. پس از استقرار بيماري، علائم بيماري براي ارزيابي مقاومت که عبارتند از سطح نکروز (NA) ، پوشش پيکنيد (NP) اندازه گيري شد. نتايج تجزيه واريانس دادهها نشان داد که در شرايط گلخانه بين ارقام براي مقاومت در برابر هر دو جدايه اختلاف معني داري وجود دارد. نمونههاي ژنتيکي ارزيابي شده در چهار گروه مقاوم، نيمه مقاوم، حساس و نيمه حساس طبقه بندي شدند. ارقام بومي مقاوم تحت شمارههاي 2612، 2607، 2610 و ارقام نيمه مقاوم تحت شمارههاي 12661، 12666، 860، 16994، 12664، 12662، 862، 170001، 16998، 12666، 863، 4130، 16995، 16996، 861، 4127 در بانک ژن گياهي ملي ايران نگهداري مي شوند. منحنيهاي روند توسعه بيماري (AUDPC) نيز براي ارقام مقاوم و حساس رسم شد که نشانگر تفاوت قابل توجه ارقام بومي گندمهاي تتراپلوئيد در واکنش به اين بيماري بود. نتايج اين بررسي نشان داد که گندمهاي تتراپلوئيد ايراني داراي منابع مقاومت به اين بيماري مي باشند و مي توانند در برنامههاي به نژادي مورد استفاده قرار گيرند.
Evaluation of Iranian tetraploid wheat landraces for resistance to leaf blotch disease
P. Naroee1, J. Mozafari2, H. Zamanizade1 and F. Khelghati bana2
1- Islamic
Wheat leaf blotch (Septoria tritici) has been one of the major constrains of wheat production in recent years. Iranian tetraploid wheat landraces were evaluated for resistance to this disease, in order to find resistant sources to be used in the wheat breeding program. Response of 31 tetraploid wheat landraces were evaluated against Septoria tritici in a Random Complete Block Design with three replications, at the seedling stage under controlled conditions. Isolates of Septoria tritici collected from infected fields of the North and the South of Iran placed into two isolate mixtures. Ten days old-seedlings were inoculated with two mixtures, separately, under saturated humidity condition and 20 °C temperature. Disease symptoms including necrotic area (NA), number of pycnids (NP) and the ratio of necrotic area/ leaf area were recorded. Analysis of variance revealed that there was a significant difference for resistance to Septoria tritici between wheat tetraploid landraces under greenhouse conditions. Tetralpoid wheats examined in this study were classified in to four groups of resistant, medium resistant, susceptible and medium susceptible accessions. Accessions of KC- 2612, KC-2607, KC-2610 were resistant, and accessions of KC-12661, KC-12660, KC-860, KC-16994, KC-12664, KC-12662, KC-862, KC-170001, KC-16998, KC-12666, KC-863, KC-4130, KC-16995, KC-16996, KC-861, KC-4127 were medium resistant. Area under disease progress curve was estimated for resistant and susceptible landraces revealing significant differences in their reaction to the disease. Result of this study showed that Iranian tetraploid wheats contain sources of resistance to Septoria tritici which can be used for developing resistant cultivars.
همايون كاظمي1، محمد علي آقاجاني2، علي دهقاني3 ، عبدالرضا فروتن4، ساسان رجايي5 و خشنود نوراللهي6
1- موسسه تحقيقات آفات و بيماريهاي گياهي 2- مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي گلستان 3- مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي خوزستان 4- مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي مازندران 5- مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي فارس 6- مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي ايلام
kazemi@ppdri.ac.i r
بيماري سپتوريا سنبله گندم با عامل قارچيBerk.) E.Castellani and E.G.Germano Stagonospora nodorum (، يكي از بيماري هاي مهم اين محصول در بسياري از مناطق كشت آن در دنيا است. قارچ عامل بيماري بذر زاد بوده و اين موضوع بر اهميت بيماري مي افزايد. مراحل جنسي و غير جنسي قارچ عامل اين بيماري براي اولين بار از روي گندم نان در كشور، در ارديبهشت ماه سال 1381 از استان گلستان گزارش شد. با توجه به اهميت بيماري و عدم شناخت از وجود آن در ساير استان هاي گندم خيز كشور، بررسي حاضر انجام شد. به اين منظور، طي سال هاي 1382 و 1383 مزارع گندم استان هاي تهران، گلستان، خوزستان، مازندران، فارس و ايلام از مرحله ظهور سنبله ها تا رسيدن كامل مورد بازديد قرار گرفته و سنبله هاي آلوده مشخص و درصد آنها تعيين شد. نتايج نشان داد متوسط درصد آلودگي مزارع در استان گلستان طي سال هاي اجراي طرح بترتيب 6/12 و 8/29 درصد بود. در استان خوزستان از مجموع نمونه هاي جمع آوري شده، آلودگي نمونههاي منطقه انديمشك تاييد شد. در استان هاي تهران، مازندران، فارس و ايلام با وجود نمونه هاي مشكوك فراواني كه جمع آوري شد، عامل بيماري جدا سازي نگرديد. با توجه به بذر زاد بودن عامل بيماري، لازم است در استان هاي آلوده تمهيدات خاص قرنطينه اي به مورد اجرا گذاشته شود.
Study on distribution and importance of Septoria glum blotch of wheat in some provinces of Iran
H. Kazemi1, M. A. Aghajani2, A. Dehghani3, A. Forutan4 ,
1- Plant Pest and Disease Research Institute ,2- Agricultural and Natural Resource Research Center of Golestan , 3- Agricultural and Natural Resource Research Center of Khuzestan , 4- Agricultural and Natural Resource Research Center of Mazandaran , 5- Agricultural and Natural Resource Research Center of Fars 6- Agricultural and Natural Resource Research Center of Ilam
Septoria glum blotch of wheat caused by Stagonospora nodorum (Berk.) E.Castellani and E.G.Germano is an important disease of wheat world-wide. The pathogen is seed-born and has potential to spread quickly to other areas. The anamorph and teleomorph of the fungus was first reported from Golestsn province in 2002. To determine prevalence of the disease in
متيني زاده محمد*,علي احمدكروري سودابه
ميکوريزها از رايج ترين انواع همزيستي بين گياهان عالي و ميکروارگانيسمها هستند. در اين همزيستي، قارچهاي ميکوريزي با افزايش قابليت جذب عناصر غذايي و همچنين با افزايش توانايي جذب آب، ترشح هورمونهاي گياهي (مانند سيتوکينين) و محافظت گياه ميزبان در برابر پاتوژنها نقش مهمي در چرخه زندگي گياهان ايفا مي کنند. با شناخت قارچهاي ميکوريزي مي توان از آنها براي تلقيح گياهان در خاکهايي که از نظر عناصر غذايي جذب شدني براي گياه ضعيف هستند، استفاده کرد. در اين پژوهش، هشت پايه ارس در رويشگاه طبيعي آن در ايستگاه تحقيقاتي سيراچال کرج انتخاب شدند. در دو سال متوالي و در هر سال در دو فصل بهار و پاييز، از ريشه هاي ارس و خاک اطراف آنها نمونه برداري شد. پس از رنگ آميزي نمونه هاي تهيه شده از ريشه هاي ارس، اندامهاي ميکوريزي مانند هيف، وزيکول و آربسکول در ريشه ها مشاهده شدند. شناسايي قارچها، با استفاده از اسپورهاي جداسازي شده از خاک و بر مبناي کليدهاي مورتون و ترپ و همچنين اطلاعات سايت INVAM انجام گرديد. در نتيجه، دو جنس و دو گونه قارچ ميکوريزي شامل Acaulospora sp.، Glomus multicaule، Glomus sp. و Glomus fasciculatum شناسايي شدند. در کليه نمونه هاي خاک و در هر دو فصل، اسپورهاي گونه Glomus multicaule بيشترين فراواني را نشان دادند.
مهدی صدروی
براي شناسايي قارچ هاي ميكوريز آربوسكولار، مزارع گندم استان گلستان در سال هاي 1384-1383 مورد بازديد قرار گرفتند و توده ريشه آن ها جمع آوري شد. پس از جداسازي و مطالعه هاگ هاي قارچ هاي موجود در نمونه ها و رنگ آميزي ريشه ها، 19 قارچ ميكوريز آربوسكولار، به اسامي زير شناسايي شدند:
Entrophospora infrequens, Glomus caledonium, G. clarum, G. constrictum, G. deserticola, G. eburneum, G. etunicatum, G. geosporum, G. gibbosum, G. globiferum, G. intraradices, G. microcarpum, G. mosseae, G. multiforum, G. rubiforme, G. sinuosum, Paraglomus occultum, Scutellospora calospora and S. dipurpurascens.
تنوع اين قارچ ها در نمونه ها (1-) 4 (-7) و G. mosseae با فراواني 91% گونه غالب بود. قارچ هاي G. eburneum، G. globiferum و S. calospora براي اولين بار از ايران گزارش مي شوند.
The fungus already penetrated host root cells (white arrows) via appressoria (white arrowheads) at this timepointتنوع ژنتيكي جدايه هاي ايراني Phizoctonia solani جدا شده از قسمت هاي پوسيده ريشه چغندرقند، به وسيله RAPD-PCR و آناليز ITS-rDNA مورد بررسي قرار گرفت. از 14 آغازگر تصادفي مورد استفاده در واكنش هاي RAPD-PCR، 12 آغازگر چند شكلي خوبي بين جدايه هاي مورد بررسي نشان دادند. گروه بندي خوشه اي جدايه ها، با استفاده از روش simple matching (نرم افزار 11.5 SPSS version) جدايه هاي متعلق به گروه هاي آناستوموزي مختلف را در سطح تشابه 85% از يكديگر تفكيك نمود. رابطه مشخصي بين تنوع ژنتيكي براساس RAPD-PCR با بيماري زايي، منطقه جغرافيايي و منبع بيمارگر (بافت ميزبان) يافت نشد. در تكثير نواحي فاصله ساز داخلي بين ژن هاي ريبوزومي با استفاده از آغازگرهاي ITS4 و ITS5 يك قطعه DNA به اندازه 680 تا 750 جفت باز رديابي شد. قطعه مذكور با آنزيم هاي برشي Pst1، EcoR1 و Tru91 جدايه هاي متعلق به گروه هاي آناستوموزي مختلف را از يكديگر تميز داد. به نظر مي رسد به كمك RAPD-PCR و يا آناليز ITS-rDNA بتوان گروه هاي مختلف آناستوموزي ريزوكتونيا را تشخيص داد.
به منظور ارزيابي چند شكلي نواحي حد فاصل ژن هاي 28s و 18s در ژنوم قارچ عامل سوختگي غلاف برنج، 54 جدايه Phizoctonia solani AG-1-IA جدا شده از نواحي مختلف استان مازندران مورد ارزيابي قرار گرفتند. از جدايه ها DNA10-100 ng/ml استخراج و از آنها به عنوان الگو در واكنش هاي PCR استفاده شد. نواحي هدف توسط جفت آغازگرهاي ITS 5، ITS 4 در 25 چرخه گرمايي در PCR تكثير شدند. ارزيابي محصولات PCR به كمك ژل اكريل آميد 8% جدايه ها را به دو گروه عمده تقسيم كرد. در گروه اول (72% جدايه ها) محصول از يك قطعه 700 جفت بازي و در گروه دوم (28% جدايه ها) از سه قطعه با بزرگي 700، 850 و 950 جفت بازي تشكيل شده بود. آنزيم هاي برشگر EcoRI، TaqI، XhoII، HaeIII داراي محل برش و HindIIIو XhoI، BamHI فاقد محل تشخيص و برش در محصولات PCR هر دو گروه بودند. هضم آنزيمي محصولات PCR با آنزيم هاي برشگر فوق جدايه هاي Phizoctonia solani AG-1-IA موجود در هر يك از گروه ها را يكسان منعكس كرد. براساس ارزيابي هاي نشانگر rDNA RFLP جمعيت قارچ عامل سوختگي غلاف برنج شامل دو زير جمعيت با فراواني 28% و 72% در مازندران است.
مرگ گياهچه و پوسيدگي ريزوكتونيايي ريشه چغندرقند در اثر Rhizoctonia solani هر ساله خسارت زيادي به محصول چغندرقند در استان خراسان وارد مي كند. در اين تحقيق چند شكلي DNA در جدايه هاي بيماري زاي R. solani متعلق به گروه هاي آناستوموزي AG2-2 و AG4 با استفاده از روش Random Amplified Polymorphic DNA (RAPD) بررسي گرديد. به اين منظور پس از استخراج DNA با استفاده از روش CTAB، واكنش هاي RAPD با استفاده از سري آغازگرهاي UBC انجام شد. هفت آغازگر به نام هاي UBC228، UBC222، UBC199، UBC196، UBC82، UBC53، UBC6 چند شكلي بالايي بين جدايه هاي قارچ نشان دادند. به طوري كه از كل 105 باند DNA ايجاد شده 78 باند (حدود 75% باندها) چند شكل بودند. با كمك نرم افزارMW Photocapt الگوي باندهاي DNA جدايه ها با هر يك از آغازگرهاي چندشكل مشخص و ماتريس صفر و يك براساس حضور (1) و عدم حضور (0) باند تشكيل شد. بر اساس اين ماتريس صفر و يك و با كمك ضريب تشابه نئي، ماتريس فاصله ژنتيكي جدايه ها به دست آمده و دندروگرام فاصله ژنتيكي جدايه ها ترسيم شد. جدايه هاي متعلق به يك گروه آناستوموزي قرابت ژنتيكي بيشتري نسبت به جدايه هاي ديگر نشان دادند. گروه بندي جدايه ها نشان داد كه گرچه عامل اقليمي، عامل مهمي در گروه بندي به حساب مي آيد ولي اهميت آن به اندازه عامل گروه آناستوموزي نيست. عامل بيماري زايي نيز به عنوان يك عامل جانبي در گروه بندي جدايه ها موثر بوده، ولي مانند گروه آناستوموزي به عنوان يك عامل اصلي و مهم در گروه بندي به حساب نمي آيد. نتايج حاصل از اين تحقيق نشان مي دهد كه نشانگر مولكولي RAPD جهت بررسي تنوع بين جدايه هاي قارچ R. solani ابزار مناسبي است.
Seed discoloured by anthracnose infection

Sunken lesions on pods showing spore production at the centres.

|
|
به منظور تعيين ميزان آلودگي بذور كنجد به F usarium oxysporum f.sp. sesami (Fos) در بين سالهاي 1380-1381 از مزارع كنجد مناطق مختلف استان فارس نمونه هاي مشكوك به آلودگي به Fos كه علايم پژمردگي، زردي و بافت مردگي يكطرفه ساقه نشان مي دادند، بذورشان بطور دستي جمع آوري شد و پس از اثبات آلودگي گياهان، بذر اين گياهان مورد بررسي قرار گرفت. جداسازي بر اساس روشهاي بين المللي، روش كشت در محيط كشت آگاردار و كاشت بذر در ماسه سترون (Hilter Method) انجام شد. براي اين كار صد عدد بذر با محلول هيپوكلريت سديم 0.5% به مدت 1.5 و 3 دقيقه ضد عفوني سطحي و محيط كشت سيب زميني دكستروز آگار (PDA) قرار داده شد و در دماي ثابت 25°C و تناوب نوري 12 ساعت نور و 12 ساعت تاريكي قرار گرفتند، قارچهاي Fos رشد يافته در اين محيط ها بر اساس مورفولوژي پرگنه و مشخصات اندامهاي زايشي شامل فياليدها، ماكروكنيديومها، ميكروكنيديوم ها و كلاميدوسپورها شناسايي و سپس اثبات بيماريزايي شدند (Booth 1971، Nelson et al. 1983). در روش كشت بذر در ماسه سترون پس از ضد عفوني بذور به مدت 1.5 دقيقه با محلول هيپوكلريت سديم 0.5% در هر گلدان حاوي ماسه سترون 10 بذر كشت داده شد و سپس گلدانها به اتاقك رشد (Growth Chamber) با دماي 29°C و تناوب نوري 16 ساعت نور و 8 ساعت تاريكي قرار گرفتند. گياهان مشكوك به آلودگي جمع آوري و آلودگي آن ها به Fos بررسي گرديد. ميزان آلودگي در روش محيط كشت آگاردار 12.1-1.25 درصد و در ماسه سترون 23.47-14.3 درصد بود. نتايج نشان مي دهد كه قارچ Fos مي تواند به طور سيستميك پس از آلوده كردن گياه كنجد بذرها را نيز آلوده كند. بذور آلوده از منابع مهم انتشار عامل بيماري در كشور مي باشد و استفاده از بذور گواهي شده عاري از عامل بيماري از روشهاي موثر در مديريت بيماري است.
چرخه زندگي Pileolaria terebinthi عامل زنگ بنه در شرايط طبيعي استان فارس و گلخانه مورد بررسي قرار گرفت. قارچ عامل بيماري در هر دو شرايط كه با بازيديوسپور ميزبان را آلوده كرده بود تمام مراحل شامل اسپرموگونيوم، ايسيوم، يوريديوم و تليوم را توليد كرد. تيليوسپور در برگ هاي ريخته شده در سطح زمين به عنوان عامل بقا شناخته شد و قارچ عامل بيماري در شرايط استان فارس به صورت يوريدسپور و ريسه در شاخه ها قادر به زمستانگذراني نبود. تليوسپورها پس از دوره سرمادهي اواخر زمستان توليد بازيديوسپور نموده و اولين علايم بيماري اواسط فروردين به صورت اسپرموگونيوم روي دمبرگ و هر دو سطح برگ هاي جوان كه باعث بدشكلي و كوچك ماندن برگ ها شده بود ظاهر گرديد. آلودگي هاي ثانويه توسط يوريديوسپور كمتر صورت گرفت و حداكثر آلودگي توسط بازيديوسپورها در اوايل فصل بهار بود. تمام گونه هاي Pistacia و ارقام P. vera تجارتي به عامل بيماري حساس بودند.
محبوبه هراتيان - بهران شريف نبي - عزيزاله عليزاده - ناصر صفايي
فوزاريوز سنبله گندم يكي از بيماريهاي مهم قارچي گندم در مناطق مرطوب و نيمه مرطوب جهان مي باشد. اين بيماري باعث كاهش كمي محصول از طريق عقيمي گلچه و تشكيل دانه هاي چروكيده با كاهش وزن مي گردد. بيمارگر به عنوان عامل مهم اين بيماري مجموعه اي از تريكوتسين ها شامل داكسي نيوالنول، فوزارنون X و ميكوتوكسين استروژنيك زرالنون را توليد مي كند. توسعه يك روش ساده و حساس براي رديابي تريكوتسين ها به منظور كاهش خسارت اقتصادي FHB اهميت زيادي دارد. به منظور بررسي توانايي ژنتيكي توليد تريكوتسين 39 جدايه ايراني از مزارع مختلف مازندران
در سالهاي 1379-1383 عارضه گروه يا گال مركبات در بعضي از باغات مركبات مازندران مشاهده شد. بارزترين نشانه بيماري روي ساقه و شاخه هاي رقم تامسون ناول به صورت غده هاي جدا از هم بروز نمود كه به تدريج بزرگتر شده و در مرحله پيشرفته قطر آنها به 3 سانتي متر مي رسيد. در شرايط طبيعي عامل بيماري فقط از غده هاي تشكيل شده روي رقم تامسون ناول جدا شد. به منظور جداسازي عامل بيماري از شاخه هاي حامل گال، از محيط كشتهاي مصنوعي متعارف استفاده گرديد. پس از كشت و خالص سازي، جدايه هايي از يك قارچ به دست آمد كه تحت نام ...
قارچ Verticillium dahliae و گونه Verticillium albo-atrum که در برخی نقاط فقط گونه اول گزارش شده است.
رده بندی عامل:
قارچ ورتیسیلیوم از قارچهای ناقص و از گروه Phialosporea است. در نوعی دیگر از رده بندی ورتیسیلیوم در راسته Hyphales از Deuteromycota قرار می گیرد.
آلودگی و گسترش:
پژمردگی ورتیسیلیومی یكی از مهمترین بیماری های زیتون است. این بیماری زیتون های تجاری كشت شده در باغها و همینطور زیتون هایی كه در فضای سبز به كار رفته اند، حمله می كند. نماتد مولد غده، نماتد مولد زخم و سایر پوسیدگی های ریشه ای كه باعث آسیب رسیدن به ریشه می گردند، ورود ورتیسیلیوم را به گیاه، در خاكهای آلوده، تسهیل می كنند.
شرح بیماری :
به عنوان یك قارچ خاكزاد، ورتیسیلیوم ابتدا به سیستم ریشه های زیتون، زمانی كه دمای هوا پایین است، حمله میكند. ( قارچ در دمای بالاتر از ۳۰ درجه رشد نمی كند ). بعد از نفوذ به ریشه ها، قارچ رشد كرده، ازمیان آوندها شروع به حركت می نماید و سرانجام به شاخه ها و سرشاخه ها می رسد. دوره آلودگی از اواخر زمستان شروع شده و تا بهار طول می كشد. با شروع اولین گرمای تابستانه، قارچ غیرفعال می شود ولی متاسفانه تا آن زمان خسارت وارد شده است و درختان علائم بیماری را نشان می دهند. حضور قارچ در بافتهای آوندی باعث كاهش و قطع شدن جریان آب از ریشه به برگ می گردد. علائم پژمردگی ورتیسیلیومی را می توان مستقیما به توكسین هایی كه توسط قارچ تولید می شوند و مانع انتقال آب از ریشه به ساقه می شوند، نسبت داد.
قارچ از فصلی به فصل دیگر درون خاك و احتمالا ریشه های آلوده باقی می ماند. هر دو قارچ عامل بیماری تولید كنیدی هایی می كنند كه عمر کوتاهی دارند. قارچ V. dahliae تولید میكرواسكلروت هم میكند ولی V. albo-atrum میسلیومی با دیواره ضخیم و سیاهرنگ، شبیه به میكرواسكلروت تولید میكند كه البته میكرواسكلروت نیست. مناسب ترین دما برای رشد گونه اول ۲۸- ۲۵ درجه و برای گونه دوم ۲۵- ۲۰ درجه است. قارچ V. dahliae در خاك به صورت میكرواسكلروت تا ۱۵ سال هم باقی میماند. هر دوی آنها می توانند به صورت میسلیوم در میزبان های پایا، اندام های تكثیری یا در بقایای گیاهان زمستان گذرانی كنند.
علائم:
شروع ظهور علائم، در بهار، نزدیك زمان گلدهی است. برگهای تازه به سمت داخل پیچ میخورند و رنگ سبز تیره و جلوه براق خود را از دست می دهند. رنگ آنها خاكستری كدر و قهوه ای می شود. ریزش برگ و میوه های كه بعد از ین صورت می گیرد، بستگی به شدت آلودگی، شدت وزش باد و استرس گرمایی موجود دارد. دستجات گل روی شاخه های آلوده از بین می روند و چسبیده به درخت باقی می مانند. رنگ پوست ممكن است تقریبا آبی رنگ شود. شاخه های تكی و مجزا، بخشهای بزرگی از درخت یا كل تاج درخت ممكن است در طول یك فصل زراعی ازبین برود. با این حال مرگ كل درخت به ندرت دیده شده است.
سیستم آوندی گیاهانی كه آلوده به وریسیلیوم هستند، علامت مشخصی به صورت تغییر رنگ آوندها نشان می دهند. آوندهای آبكش در طول ساقه و ریشه به زنگ قهوه ای یا سبز در می آیند. ولی این علامت در درختان زیتون كمتر دیده شده است. برای مشاهده این علامت شاخه ای از درخت را ببرید و پوست آن را بكنید تا بتوانید تغییر رنگ آوندها را مشاهده كنید. ولی برای اینكه از وجود ورتیسیلیوم مطمئن شوید باید نمونه ها را در آزمایشگاه كشت دهید.
با سرد شدن دوباره هوا، قارچ بار دیگر فعال می شود و رشد وتكثیر را از سر می گیرد. شاخه ها هر سال، در طول دوره های سرد، بارها مورد حمله قرار می گیرند.
كنترل:
هیچ راه مبارزه ای برای درختان آلوده شده وجود ندارد. هرس سرشاخه های آلوده توصیه می شود ولی نمی توان با این روش باعث عقب نشینی قارچ از درون شاخه ها شد. محل اصلی قارچ درون ریشه ها است و از آنجا به سمت شاخه ها پیش روی می كند. استفاده از قارچكش ها هم موثر نیست. حتی تركیبات سیستمیك هم اثر كمی در توقف قارچ ورتیسیلیوم دارند.
پیشگیری بهترین روش مبارزه است ولی همیشه امكان پذیر نیست ببسیاری از گیاهانی كه به عنوان خوراك دام به کار می روند،سبزیجات و گیاهان زینتی به ورتیسیلیوم حساسند. خاكها به آسانی قبل از كشت به ورتیسیلیوم آلوده می شوند. عامل بیماری می تواند تا چندین سال درون خاك زنده بماند و به محض كشت گیاه حساس، در صورت مناسب بودن شرایط آن را آلوده كند. بنا براین بهتر است تا جایی كه ممكن است از كشت در زمین های آلوده، به ویژه زمین هایی كه سبزیجات به مدت طولانی در آنها كشت می شده اند خودداری كنیم.
ضدعفونی خاك با حرارت دادن خاكهای مرطوب به مدت نیم ساعت تا ۷۱ درجه سانتیگراد باعث حذف ورتیسیلیوم از خاك گلخانه ها شده است ولی این روش در باغها عملی نیست .
آفتاب دهی (Soil Solarization) روشی موثر برای كاهش شیوع پژمردگی ورتیسیلیومی در بسیاری از باغها و زیتون های كشت شده در فضای سبز می باشد. قبل از كشت در محلی كه به وجود بیماری در آن شك دارید، آن را آبیاری كنید و عمیقا شخم بزنید . بعد از آن خاك را با یك پلاستیك شفاف به قطر ۴ تا ۶ میلیمتر به مدت ۸- ۶ هفته و یا اگر امكان دارد، بیش از این مدت، بپوشانید. لبه های پلاستیك را با خاك محكم كنید و روی چند نقطه از پلاستیك خاك بریزید تا مانع از حركت پلاستیك موقع وزش باد شود. محلی كه برای آفتاب دهی انتخاب می كنید باید كاملا در معرض نور خورشید باشد تا اشعه های خورشید بتواند ۳۰ ساتنیمتر اول خاك را گرم و ضدعفونی كند.
آفتاب دهی با موفقیت نسبی در باغهای زیتون مورد استفاده قرار گرفته است. قبل از استقرار پلاستیك ها علفهای هرز پای درختان را ازبین ببرید، شاخه های آلوده را قطع كنید و خاك را آبیاری كنید. پلاستیك ها باید با فاصله چندین سانتیمتر از محدوده سایه انداز درخت روی خاك قرار داده شوند. اگرچه دمای خاك در طول دوره های آفتابی كنترل بسیار بالا می رود، ولی درختان هیچ علائمی مبنی بر ناسازگاری نشان ندادند. طی آزمایشات انجام شده مقدار ورتیسیلیوم خاك با این روش كاهش پیدا كرد و جمعیت میكروارگانیسم های مفید خاك به طور معنی داری افزایش یافت. درخت بعد از آن به خوبی رشد كرد و دوباره كمتر به ورتیسیلیوم آلوده شد. ولی متاسفانه آلودگی های قبلی درخت هنوز وجود داشتند.
تدخین خاك (Soil Fumigation) روش دیگری است كه می توان انجام داد و البته اگرچه می توان با روش های تدخینی زمین را قبل از كشت ضدعفونی كرد ولی بهتر است از كشت در زمین آلوده خودداری كنیم زیرا تدخین روشی پرهزینه است و به ندرت باعث كنترل ۱۰۰% می شود و مصرف برخی از مواد تدخینی موثر مثل متیل بروماید، به خاطر آسیب هایی كه محیط زیست می زنند به تدریج منسوخ شده. انتخاب دقیق زمین و استفاده از نهال های سالم می تواند جلوی بسیاری از روش های پر هزینه را بگیرد.
مخلوط كلروپیكرین/ متیل بروماید و سم متام سدیم بیشترین سموم استفاده شده علیه ورتیسیلیوم برای تدخین خاك هستند.
نحوه استفاده از متیل بروماید در بخش كنترل قارچ Armillaria آمده است.
راه دیگر مبارزه استفاده از ارقام مقاوم است. واریته Ascalano اگرچه یك واریته مقاوم نیست ولی متحمل محسوب می شود.
بسیاری از گیاهان زراعی نظیر پنبه ( كه یك میزبان مطلوب است و اینوكولوم قارچ در مزارع پنبه به سرعت افزایش می یابد ) ، خانواده كدوئیان، فلفل، پسته، هسته داران، گوجه فرنگی و گیاهان زینتی مثل پیچ امین الدوله، یاس بنفش، ماگنولیا، درخت پر، درخت لاله و درختانی مثل افرا، نارون، اقاقیا، زبان گنجشك، درخت عرعر، سنجد و انجیر به ورتیسیلیوم حساسند.
از گیاهان مقاوم می توان بسیاری از بازدانگان مثل سرو، ژنكیو، نراد، سروكوهی، نوئل، سرخدار، تمام تك لپه ای ها مثل خرما، برخی از دولپه ای ها ( سیب، گلابی، به، زالزالك، شاه بلوط، بلوط، مركبات، توت، گردو، چنار، تبریزی، نمدار، بید ) را نام برد.
اقدامات زراعی مثل استفاده از كودها، مدیریت صحیح آبیاری و كنترل علفهای هرزكم و بیش در کنترل پژمردگی ورتیسیلیومی موفق بوده اند. هدف اكثر آنها افزایش قدرت گیاه برای جلوگیری از بروز علائم بیماری است. البته هیچكدام از آنها باعث معالجه بیماری و حذف آن از درخت نمی شوند.

